پاسخ ما به لعنت خدا

 

" اولأ لعنت خدا برشما باد

ولی حالا بهتون ميگم که خنگ های قرن 21 نقش شما دراينجا مشخص شد که چقدرازاسلام  ترس داريد. شما ازترس اسلام نمی دونيد که چه داريد می نويسيد. شما اصلأ می دونی اسلام چيه؟ مجری اسلام کيه؟ اسلام....

 

اصلأ گذشته ازاين شما خودتون را روشنفکر می دونيد. اگه اينطور فکر می کنين واقعأ که شما کورهستيد تا روشنفکر. اگه روشنفکريد بگين درسيرتکاملی جهان اول تخم مرغ بوجود آمد يا اول مرغ بوجود آمد؟ احمق ها شما حتی کور وکرهستيد. يا يک سؤال ديگه: شما ميگين زندگی ازاول برحسب طبيعت بوده. ميشه بگين اولين ذره که درطبيعت تکامل يا فت ازکجا امده؟ يا بگين اولين جنسی که درجانداران بوجود آمد چه چيزی بود؟ نريا ماده؟ يا بگين اولين ستاره خورشيد اين نظم حرکتشون چطوری ميشه تفسير کرد؟ يا بگين که چطوری اينها از مسيرحرکتشون خارج نميشن؟

 

اسلام دين تبعيض گری است؟ واقعأ که شما کودنين؟ شما می دونين اسلام چيه؟ شما ميگين که سنگسار می کند دين بدی است؟ پس آ نکه قتل می کند، دزدی می کند درپيش شما آدم خوبی است؟ اسلام برای هرچيزی مجازاتی زده. پس اسلام هرکس که از خيابان نمی آره وسنگسار کنه. درضمن اسلام زن را کوچک شمرده؟ نه بدبختان نه. اسلام دختر وپسر را دريک سطح می داند. يک سطح.

 

حيف که وقت نيست ووقت زيادی ندارم. والا می دانستم  که شما کودنان را جواب دهم. واما درمورد خرافات. آيا دليل منطقی خرافاته؟ از کی تا حالا؟ از کی تا حالا

 فعل بدون فاعل صورت می گيره؟ نکنه توهم بدون پدر ومادر بدنيا اومدی. آره؟ راستی جهان تکامل داشته؟ بهم بگو چرا انسان تا بحال به چيز ديگری تکامل پيدا نکرده؟ يا بهم بگو موجودی که بوجودآمد چرا تا بحال تکامل پيدا نکرد که عقل پيدا کنه ومثل ما زندگی کنه؟ من می دونم که شما جواب اين سؤال ها را نمی دين ولی خوب اگه جواب احمقانه ای داشتين بدين. من حاضرم بازهم از جوابتون استفاده کنم ودراخرهم لعنت خدا بر شما باد.

مهدی نظری"

 

پاسخ:

جناب اقای نظری

لعنت خدا بر ما باد اگر خدائی وجود داشته باشد. تازه اگربفرض خدائی وجود داشته باشد، مگر خودش نمی داند به چه کسی لعنت بفرستد وبه چه کسی رحمت؟ چه نيازی دارد که به شما وکالت دهد؟ و شما چقدر خدای خودتان را کوچک می کنيد که ازاو (که احتمالأ از نظر شما نمی داند ما چه بلائی برسرش آورده ايم) می خواهيد که بر ما لعنت بفرستد. ديگر اينکه شما با نسبت دادن حماقت وکودنی به ما چه چيزی را می خواهيد ثابت کنيد؟  دشنام ازيکطرف خشم دشنام دهنده  را نشان می دهد وازطرف ديگر زمينه ی فرهنگی وتربيتی اش را. من بشخصه از دشنام های شما خوشحالم زيرا ازيک سو نشانه ی ضعف شماست واز طرف ديگرتاثير کار فرهنگی ما بر شمائی که به ترويج احکام شرعی کمر بسته ايد. مشکل خرد گرايان با متعصبين مذهبی بطور عام ومتعصبين اسلامی بطور خاص درطول تاريخ همين بوده است که بحث های مخالف را با گلوله پاسخ داده اند واين خود نشانه ضعف آنان در بحث عقلانی وترس شان از دگرانديشان بوده است. پاسخ حوزه ی علميه ی قم را به مقاله ی آقای باقر مؤمنی که درهمين سايت آمده است بخوانيد که چگونه محمد بينان گذار اسلام درفتح مکــّه قبل از همه به قتل شاعران کمر بست. او که نمی توانست بحث را با بحث وشعر را باشعر پاسخ دهد، کلام را با شمشير آخته پاسخ گفت وآيه معروف "آنان که از شعرا پيروی می کنند گمراهانند" را صادرفرمود.

 

گفته ايد که ما از اسلام می ترسيم. پاسخ اين است که ما از اسلام به عنوان يک دين يا يک مرام نمی ترسيم وبهمين دليل هم هست که نامه ها ومقالات مسلمانان را که دررابطه با مطالب اين پايگاه ويا در پاسخ به خودمان است بی کم وکاست منتشر می سازيم ونمونه ی آنهم نامه های فوتباليست کوچولو و مقاله حوزه علميه ی قم است. ليکن ما از قتل وترور اسلامی وحشت داريم واينرا پنهان هم نمی کنيم. ضمنأ ما نسبت به انسان های بی شماری که دراسارت فکری وروحی دين گرفتار آمده اند وعلاوه برزنجيرهائی که جامعه بر دست وپايشان بسته خود نير خويشتن را به اسارت وتخدير مذهبی گرفتار کرده اند احساس مسئوليت می کنيم. ما نه تنها با اسلام بلکه با تمام اديان وبا بزرگترين جزم همه اديان (مفهوم خدا) مبارزه ی فکری وفرهنگی داريم. اگر شما می بينيد که بيشتر در مورد اسلام قلم می زنيم به اين دليل ا ست که اين موضوع درجامعه ی ما ايران عمده است وما ايرانيان از گونه ی اسلامی دين رنج می بريم. آروزی ما اين است که با روشن سازی خود وديگران، ايرانيان بجای هويت اسلامی يک هويت انسانی ـ ايرانی پيدا کنند.

 

با اين پيشگفتار می رسيم به پاسخ به پرسش های شما:

1ـ پرسيده ايد" شما اصلأ می دونی اسلام چيه؟ مجری اسلام کيه؟" پاسخ اين ا ست که آری می دانيم وچون نيک می دانيم وخوب می شناسيم آنرا به چالش طلبيده ايم. برخی از ما خود اززمينه ی اسلامی برآمده ايم وضمن مطالعه، مشاهده وتدقيق وتحقيق نه تنها به نفی اسلام بلکه به نفی دين رسيده ايم.  مجری اسلام نيز فعلأ درايران سيد علی خامنه ای وهم پالکی هايش هستند که راه محمد وخمينی را دنبال می کنند و ماهم مانند همه ی مردم ايران با گوشت وپوست واستخوان مان محبت هايشان را چشيده ايم.

 

2ـ پرسيده ايد " درسيرتکاملی جهان اول تخم مرغ بوجود آمد يا اول مرغ بوجود آمد؟" اگر به پاسخ زيست شناسانه ی اين پرسش علاقمنديد به يک کتاب درسی تکامل يا بيولژی مراجعه فرمائيد. ليکن اين پرسش به اينصورت که شما مطرح فرموده ايد پاسخ ندارد ودر منطق به چيزی می رسد که آنرا دورتسلسل باطل می گويند:

دلبر جانان من برده دل وجان من                برده دل وجان من دلبرجانان من

اين را از اين لحاظ می گويم که چنانکه ازفحوای نوشته ی شما برمی آيد شما اساسأ به تکامل اعتقاد نداريد که از"سير تکامل جهان" سخن گوييد. قصد شما، آنچنان که بنظرمی آيد، گرفتن مــُچ حريف است. اينرا از نوشته ی خودتان قضاوت می کنم که درپايان آن بصورت طعنه آميز پرسيده ايد " راستی جهان تکامل داشته؟ بهم بگو چرا انسان تا بحال به چيز ديگری تکامل پيدا نکرده؟ يا بهم بگو موجودی که بوجودآمد چرا تا بحال تکامل پيدا نکرد که عقل پيدا کنه ومثل ما زندگی کنه؟" بگذاريد همين جا به شما بگويم که آری جهان تکامل داشته ودارد. ليکن تکامل بصورت الله بختگی صورت نمی گيرد وطبق قانونمندی های خودش تحقق می پذيرد وپرسش های شما را نا وارد می سازد. شما اگر واقعأ به آگاهی بيشتر درمورد حيات وتکامل علاقه داريد به کتابهائی که دراين زمينه نوشته شده است (ازجمله کتاب منشاء حيات تاليف اوپارين و اصل انواع داروين که هردو بزبا ن فارسی ترجمه شده اند) مراجعه فرمائيد.

 

3ـ پرسيده ايد که " اولين ذره که درطبيعت تکامل يا فت ازکجا امده؟" پاسخ ما اين است که از هيچ جا ولازم هم نبوده که از جائی بيايد. تازه اگر بخواهد از جائی بيايد باز آنجا را ما مکان می گوئيم ومکان محلی است که درآن ماده وجوددارد. شما ممکن است بگوييد خدا آن ذره را بوجودآورده. دراينصورت اين پرسش مطرح می شود که خدا را چه کسی بوجود آورده؟ اگر بگوييد خود بخود وجود داشته ما هم می گوييم آن ذره خود بخود وجود داشته است.

 

4ـ پرسيده ايد " اولين جنسی که درجانداران بوجود آمد چه چيزی بود؟ نريا ماده؟" چرا ازما می پرسيد؟ اين موضوع را حتی کتابهای درسی زيست شناسی مدارس ايران، عليرغم سانسور شديد جمهوری اسلامی، توضيح داده اند. پاسخ مختصراين است که جنسيت درمرحله ی مشخصی از تکامل سلولی بوجود آمد. سلول های اوليه غيرجنسی بودند وعناصرنروماده راهردو درخودداشتد. براثر فعل وانفعالات شيميائی درون سلول انرژی لازم ذخيره شد وسلول به سلول های جفت تبديل شدند. بنابراين نروماده درآن واحد بوجود آمدند. علم سالهاست که افسانه آدم وحوا واينکه خداوند ابتدا جنس نر (آدم) را آفريد وبعد ازدنده ی چپ او جنس ماده (حوا) را باطل اعلام کرده است.

 

5ـ مطرح فرموده ايد که " اولين ستاره خورشيد اين نظم حرکتشون چطوری ميشه تفسير کرد؟ يا بگين که چطوری اينها از مسيرحرکتشون خارج نميشن؟" پاسخ اين است که اين نظم درخود است وازهيچ جا برستارگان وکهکشان ها تحميل نشده است. اين نظم حاصل بی نظمی های فراوانی است که هم در گذشته وجود داشته وهم درحال حاضر درگيتی نا متناهی درجريان است. ضمنأ اگر شما در سطحی فراتر از زمين بررسی کنيد بسياری از ستارگان مرتبأ از مسير حرکتی شان خارج می شوند. روزی زمين وخورشيد نيز از مسير حرکتی شان خارج خواهند شد وبی نظمی جای نظم کنونی را خواهد گرفت. نظم درواقع تعادلی است که براثر سالها بی نظمی وکنش وواکنش ها، برخوردها وتصادمات کيهانی بوجود آمده است وروزی نيز جای خود را به بی نطمی وبالاخره تعادلی نوين خواهد داد. از آنجا که زمين ومنظومه خورشيدی ما وچه بسا کهکشانه ی راه شيری مان خود بخود ودرخود نظم دارند، لذا به هيچ ناظمی نيازمند نيستند.

 

6ـ پرسيده ايد " شما ميگين که اسلام سنگسار می کند دين بدی است؟" وبعد ازآن نتيجه گيری کرده ايد که گويا "آ نکه قتل می کند، دزدی می کند درپيش" ما "آدم خوبی است؟" خواهش من ازشما اين است که مقاله ی "اسلام وسنگسار" را که درهمين پايگاه آمده است مطالعه بفرماييد. ما بعنوان گروهی از انسان های خردگرا، با هرنوع خشونت، زجرورفتار وتنبيه غيرا نسانی، شقاوت بار وتحقير آميز، به تجويز وتوجيه هردين ومرامی عليه هرکسی صرفنظر از نوع وشدت جرمی که مرتکب شده باشد، سرسختانه مخالفيم. اگر بخواهيم در جامعه ای انسانی وخرد ورز زندگی کنيم بايد به حقوق وشرافت انسان عميقأ احترام بگذاريم وحتی نوع تنبيهات مان عليه خطرناک ترين مجرمين نيزشقاوت بار نباشد. اگر قرارباشد، جنايت پيشه گان خشونت کنند وما نيز خشونت را با خشونت پاسخ گوييم، جامعه ی ما دردورتسلسل شقاوت بار وخلاصی نا پذير خشونت گرفتار خواهد آمد. ما در مقاله ی "اسلام وسنگسار" ثابت کرديم که سنگسار حتی منشاء قرآنی ندارد ودرطول تاريخ بعنوان غيرانسانی ترين و ظالمانه ترين ابزار کسب، حقظ وتداوم قدرت دين سالاران عمل کرده است.

 

درهمين جا تاکيد کنم که تقبيح سنگسار از طرف ما دليل برآن نيست که قتل ودزدی خوب است. هيچ کار خلافی توجيه کنند کار خلاف ديگر نيست واثبات شيئی نفی ما عدا نمی کند. قتل ودزدی (مخصوصأ دزدی از اموال عمومی وثروت ملی) محکوم ومردود است وقابل مجازات. ليکن از نظر ما بايد قاتلان ودزدان را نيز طبق قانونی که همه را شامل می شود (نه عده ای را مشمول ديه می کندوعده ای را به کام مرگ می فرستد) و انسانی وعادلانه است محاکمه کرد. در مورد قاتلان ودزدان نيز بايد از مجازات های زجرآوروموهن اجتناب کرد. من شخصأ با مجازات اعدام حتی قاتلين مخالفم تا چه رسد به مثله کردن بدنشان، دارزدن شان در ملاء عام وساير کارهائی که امروزجمهوری اسلامی ايران ا نجام می دهد. درمورد دزدی وساير جرايم نيزجامعه نخست بايد علل اجتماعی، افتصادی، فرهنگی آنرا بررسی کند وآنرا ازريشه بخشکاند. دومأ مجازاتی معقول براساس اصل تساوی نسبت به همه برقرار سازد نه اينکه مثل حاکمين اسلامی دستان يک آفتابه دزد بينوا را قطع کند واو و خانواده اش را بصورت سربار جامعه درآورد. سومأ همانطور که درساير کشورها مرسوم است دررابطه با بزهکاران، جامعه بايد برنامه ای بريزد که بزهکاران با کسب آموزش لازم وانجام کارهای انسانی وعام المنفعه اصلاح شوند.

 

درپايان، جناب آقای نظری صميمانه از شما تقاضا می کنم که بجای پيشداوری وتعصب ورزی عميقأ به انديشه بنشينيد و پديده ها را خارج از پيش برداشتهای ذهنی خويش، که احتمالأ از خانواده به ارث برده ويا تحت تاثير تلقينات متعصبين اسلامی بدانها دست يافته ايد، بررسی و تفسير کنيد. جای آنست که همه ی ما اندرز جلال الدين رومی را آويزه گوش وهوش خويش سازيم:

 

اين جهان همچون درخت است ای غلام             ما براو چون ميوه های نيم خام

سخت گيرد خام ها مر شاخ را                        چون که زيبا نيست در خور کاخ را

چون که پخت وگشت شيرين لب گزان              سست گيرد شاخ ها را بعد ازآن

سخت کوشی وتعصب خامی ا ست                  تا جنينی کار خون آشامی ا ست

 

با تقديم احترام

استوار غلام دانائی

يکم آذرماه سال هزار وسيصد وهشتاد ويک خورشيدی