" يک سؤال"

جناب آقای بهرام چوبينه، با درود فراوان

در مورد يادداشت "مختصری در باره ی مفهوم زمان و تاريخ در اسلام" در سايت "باهماد ايرانيان خرد گرا"، سؤالی برايم پيش آمد که آ نرا با شما در ميان می گذارم. شما تاريخ را بصورت "حرکت، تکامل و تغيير هم از نظر فکری و هم از نظر برنامه ای" تعريف کرده ايد  و مثالی نيز بد ين مضمون آورده ايد که چون در دوران "زند يه" قصاص بوده پس هم اکنون نيز آن دوران به پايان نرسيده است. سؤا ل من از جنابعالی اين ا ست که فرق بين "تاريخ" و "تمد ن" چيست؟ و اگر چنين فرضی درست ا ست آيا آمريکا نيز بخاطر اعمال مجازات اعدام در يک ايست تاريخی قرار دارد؟

 

ميدانيم که در بسياری از نقاط جهان و از جمله ايران گذ اره های تاريخی (تجربه ها) به دلايل مختلف مدام تکرار شده و می شوند. و ميدانيم که يک فرهنگ پويا همواره در حال تغيير به موازات نيازهای سازندگان خويش ا ست. پس اگر در فرهنگ اين اتفاق نيفتد بد ين معنی است که آن فرهنگ"در جا" می زند، زيرا با نيازهای روز هماهنگ نيست که در اين حالت تاريخ "تلنبار" می شود، زيرا" زمان ها" را تلف می کند. تا ريخ، تجربه ها ييست که فر هنگ ها در آن ساخته می شوند، حال اگر اين تاريخ به سير تکاملی خود با وفا ماند، فرهنگ نيز پويا خواهد بود که ثمره ی آن تمدن (مجموعه ای از رشد فرهنگ در تاريخ) ناميده می شود؛ اگر نماند، آن فرهنگ به فقد ان پويايی رشد (سترونی) دچار خواهد گرديد که نتيجه اش عدم تامين نيازهای انسان معاصر، انسانی که بی درنگ در حال تغيير ا ست، و باعث عقب افتادگی جامعه از سلسله رشد (بی توجهی به بُعد "مقايسه ای" فرهنگ ها، آموزش، عبرت) می شود.

 

يکی از دلايل تکرار تاريخ بريدن از نسل های زيسته در فرهنگ های پيوسته (خروج از سير تاريخی) و ضعف ضريب مقايسه با ديگر تمد ن ها و فرهنگ ها ست. معضل بی حافظگی تاريخی، در اندک ترين صد مه، انسان ها را دچار کمرنگی هويت می کند که البته مرمت چنين گسل هايی (بازنگری)، وظيفه ای است تاريخی. چنين حا لتی، به تعبيری، حرکت تاريخ در انسان است و نه حرکت انسان در تاريخ؛ بنا براين شرايط، انسا ن درگير، تاريخ نمی سازد بلکه تخريبش می کند، که در بُعد وسيعتــــــر به "بيگا نگی تاريخی" ( بی هويتی) ميا نجا مد. اين می شود که فرهنگ به ايستائی مبتلا می گردد. و اما، با وجود اقسام "گاه های" متفاوت (تخريب و ساخت)، و با وجود تضاد در نحوه ی حرکت، تاريخ همواره در حرکت است.

 

مثالی می زنم: حکومت های اسلامی، با روش کردن قوانين دوران بربريت، سعی در باز رفت تاريخی دارند، اما استدلال ما آنرا نمی پذ يرد، زيرا با قرار گـــــــــرفتن در "زمان" ، و با کمک "مقا يسه"، برای نيازهای عصر خود، پاسخی در خور آن عصر می جوييم. چنين است که می گوييم: ماهيت تاريخ متحرک ا ست که اگر می ايستاد، برای د ينسالاران واپسگرا، بهترين فرصت فراهم می آمد.

 

محقق گرانمايه جناب چوبينه، با سپاس بسيار از اينکه وقت خود را در اختيار من گذ ارديد.

"ويژه باهما د ايرانيان خرد گرا"

افشين زند