بسم
الله الرحمن
الرحيم
از:برخي
از مومنين به
خداوند
وپيامبران
وكتب فرستاده
شده
اوومعتقدين
به روز باز
پسين
به:
دست اندر
كاران محترم
سايت كافر
باسلام
چون وعده
داده بوديد
مقالاتي را كه
پاسخ مستقيم
به يك ياچند
مقاله مندرج
درسايت باشد،براي
چاپ درنظر
خواهيد گرفت
،براي آزمايش
صدق گفتارتان
دونوشته كوتاه
در پاسخ
مستقيم به
دونوشته
موجود درسايت با
عناوينِ « قل
هو الله احد» و«
افسانه حضرت
عيسي» درتاريخ
29/2/1382براي
شماارسال
كرديم
تادرصورت عمل
به وعده
مكاتبات
خودرابه
منظور روشن
نمودن حقايق
با شما ادامه
دهيم،البتّه
درصورت خُلف
وعده از طريق
ديگر سايتهاي
قابل دسترس به
نوشته هاي
واهي وتخيّلي
شما پاسخ مناسب
خواهيم داد.
پاسخ
به نوشته
كوتاه ِ « قل هو
الله احد»
نوشته شما
همان قدر مضحك
وسؤال برانگيز
است كه دانش
آموزي
بعمدياازسرجهل
در پاسخ به
معلم خود
درقبال پرسش
از درسهاي گذشته
با نيشخندي
ازسر جهالت
بگويد:شما كه
پاسخ سؤالات
رامي دانيد چه
نيازي به جواب
دادن من
است!!آري
همان خالقي كه
به بندگان
خويش امر كرده
است تا نماز
راازبراي
ذكرش
بپادارند،خودازطريق
اوليايش به
ايشان نيز امر
فرموده كه
نماز آنها
توام
بافكروانديشه
پيرامون گفتارو
حركاتشان
باشد
تاازآنها
پذيرفته آيد.ايشان
نيز به تعليم
امامان معصوم
خود بخوبي مي دانند
كه بخشي از
نماز مانند
سوره توحيد
گفتگوي
پروردگار با
آنها است
وآنها از زبان
خداوند آن
گفته ها
راتكرار مي
كنند،همچنانكه
دستور است پس
از گفتنِ «قل
هو الله
احد»،امتثال
امر كرده
وبگويند:«هو
الله احد».
سوره توحيد
ابتدا به اين
دليل نازل
گرديد كه جمعي
از يهوديان از
پيامبر(ص)درخواست
كردند
تاايشان
خداوند رامعرفي
كند،سپس از
جانب خداوند
اين سوره
توحيد نازل شد
وبه پيامبر
دستور داده شد
كه درپاسخ به
آنها «بگواو
خداوندي است
يكتا».براين
اساس آشكار
است كه به
نماز گزار در
هنگام قرائت
اين سوره از
جانب خداوند
امر مي شود كه
بگويد وبياد
آورد كه
پروردگار او
خداوندي است
يكتاو...،واين
خود نوعي
اقرار
واعتراف است
نه اينكه نماز
گزار (دانش
آموز)درمقام
تعليم به خالق
خويش (معلم)كه
عالم به هرچيز
است،برآمده
باشد.اين نوع
نگرش سطحي
وواهي شما
تنها القاء
شبهه اي است
براي دور كردن
اذهان از
حقيقت
،وحكايت شما
حكايت بوم
وخورشيد است
كه چون به سبب
ضعف وجودي خود
توانايي ديدن
خورشيد عالمتاب
را
ندارد،كوركورانه
وجاهلانه
وجود وحضور آن
راانكار مي
كند
ومتكبرانه
عصاكش كوري
دگر نيز مي
شود.
پاسخ به
«افسانه حضرت
عيسي»
درباره
خلقت عيسي بن
مريم (علي
نبينا وآله
وعليه
السلام)همين
مقدار بسنده
است كه بگوييم
بافرض صحّت
فرضيه
كروموزوم x و y
،اين سؤال
مطرح مي شود
كه آيا قانون
حاكم بر كروموزوم
ها بااين دقت
وظرافت شگفت
انگيز وچگونگي
تشكيل جنين
ومراحل
پيچيده رشد آن
دررحم ،تصادفي
است وهيچ
انديشه
وتفكري ازسوي
وجودي عالِم
ومُبدعي
خلّاق در شكل
گيري وپيدايش
آنها در
كارنبوده
است؟ يا نه
كسي
آنهاراايجاد
كرده است؟اگر
بگوييد همه
اينها خود به
خود ايجاد شده
اند،خودپاسخ
خودرادا ده
ايدواين نقض
ايراد واشكال
خودِشماست،چراكه
حادثه ذكور بودن
حضرت عيسي(ع)
را نيز مي
توان به حساب
تصادف گذاشت
واشكال كردن
بر اين پديده
غير منطقي
است.واگردرجواب
بگوييد كه كسي
آن راايجاد
كرده است ،اين
سؤال مطرح مي
شود كه آيا
ايجاد كننده
صاحب تدبير
وحكمت است يا
خير؟اگربگوييد:نيست،
قانون
وخصوصيات فق
العاده دقيق
وظريف حاكم بر
كروموزوم ها
مي گويند كه
:است،واگر
پاسخ مثبت
بدهيد كه
ناچاراًبايستي چنين پاسخي
بدهيد،اوهمان
خالق مُبدع
وحكيم مدبّري
است كه
خود همچنانكه
مُبدع تمام
مخلوقات
است،به تغيير
وتبديل
قوانين حاكم
بر آنها ودر
نتيجه خلق
موجوداتي چون
عيسي(ع) بدون
بكاگيري
اسبابهاي
ظاهري قادر مي
باشد.گويا فراموش
كرده ايد كه
حضرت آدم(ع) نه تنها
پدر نداشت
بلكه مادر هم
نداشت ،وشايد
هم مي دانستيد
امّا براي اينكه
وجود خود شما
زير سؤال نرود
وسر انجام به جنون
نيانجامد،اين
ايراد را به
آدم(ع) نگرفته ايد.
تطبيق
اديان آسماني
بامذاهب
برساخته
تخيّل آدمي
همچون
ميترائيسم و
هندوئيسم كه بنياد
آنها بر
اسطوره
وافسانه
استوار مي باشد،كاري
است بدور از
منطق علم
وتحقيق،چرا
كه همگان بر
وجود موجود ي
خارجي بنام
عيسي باآن پيشينه
خاص متفق
القولند،امّا
كريشناوميترا
كه به اشتباه
معتقديد هردو
از مادراني
باكره بدنيا
آمده
اند،موجوداتي
اسطوره اي
وافسانه اي مي
باشند كه ذهن
كنجكاو
وپرسشگربشر
در قبال حوادث
طبيعي وغير
طبيعي جهان
خلقت، بمنظور
التيام آلام
دروني در عالم
خيال به آنها
متوسل شده اند
وهر كدام را
مظهر صفاتي
خاص دانسته اند.جهت
اطلاع بيشتر
شما گفتني است
كه پدر كريشنا
،واسودا vasudeva
ومادر وي
دواكي devaki است
كه صاحب هشت
فرزند مي
باشند و
هفتمين يا هشتمين
آنها كريشنا
است.
اين
همه نقش عجب
بردروديوار
وجود
هر كه فكرت
نكند نقش بود
بر ديوار