دوستان آزادمنش خردگرا،

با درود و شادماني به شما انسان هاي درستكار و با شعور،

همراه اين نامه يك نامه پيوست را دريافت خواهيد كرد كه اميد وارم آن را مناسب قرار دادن در سايت نيرومند و با ارزش خود تشخيص دهيد.

آريوبرزن

 

قرآن را بخوانيد!

به همه جويندگان راستي پيشنهاد مي كنم براي پژوهش حقيقت، به كتاب قرآن مراجعه كنند. شايد امكان قرار دادن همه آن كتاب زشت ولي روشنگر در اين سايت وجود نداشته باشد. اما بت ذهني درنده اي به نام الله وظيفه بيان خواسته هاي برخواسته از ذهن خشونت منش محمد و يارانش را انجام داده است و به پشتوانه اقيانوسي از خون و تاريخي از رنج و آزار دگر انديشان، امروزه اين كتاب نفرت انگيز در دسترس همه قرار دارد و بنا براين براحتي مي توانيد يك جلد از آن را تهيه كنيد.

جويندگان راستي نيازي به خواندن كتاب هاي گوناگون و مخالف براي درك نادرستي قرآن ندارند. كافي است جراُت دانستن داشته باشند. در اين صورت كتاب قرآن را بدون ترس و هراس، و بدون پيش داوري مطالعه فرماييد. سپس به كتاب هاي دوره دبستان امروزي كه در ايران تدريس مي شوند مراجعه كنيد. همان كتاب هايي كه در جمهوري لازم است دانش آموزان دبستاني براي آموختن و يادگيري مطالعه كنند كه خود اين نشان مي دهد كتاب معجزه گر و جامع قرآن، حتي نمي تواند نياز بچه هاي دبستاني را براي دانستن تامين كند و با اجبار كارشناسان جمهوري اسلامي به دانستي هاي برآمده از تمدن غرب و الگوهاي آن براي سواد آموزي به شدت نيازمندند.

اما منظور من چيز ديگري است. انصافاُ دانسته هاي اخلاقي دانش غربي نظير قانون گرايي، همزيستي، مدارا و دانسته هاي علمي در زمينه زيست شناسي، فضا، رياضي، فيزيك، شيمي و غيره را ارزيابي كنيد و ميزان مفيد بودن و قابل فهم بودن آنها براي انسان هاي امروزي با كل كتاب قرآن مقايسه كنيد. حال از شما مي پرسم، در زندگي روزمره عملا كدام كتاب ها بيشتر به كار مي روند و روزي انسان امروزي را همراه با آسايش و آزادي و خود باوري تامين مي كنند؟ و بر اساس كدام كتاب ها انسان هاي دين بارور به درندگي، ترور، اعدام، كشتار و آزار و اذيت ديگران مي پردازند كه نمونه هاي آن را در افغانستان، فليپين، ايران و ديگر كشورهاي اسلامي و حتي غربي مشاهده مي كنيم. آيا جزء اين است كه اسامه بن لادن و يارانش به دليل اعتقادات اسلامي شان جنايت هولناك 11 سپتامبر را آفريدند؟كه خود بارها بر اين نكته تاكيد ورزيدند و دلايل تاريخي و فقهي آن بسيار روشن و بارز است.

كدام كتاب ها اصولي منطقي تر دارند و يك روند قابل فهمي را براي همه كه كمتر تفسير پذير هستند بيان مي كنند؟ اگر قرآن كتاب جامعي است كه همه مسائل را بيان كرده است، چرا كارشناسان كشورهاي اسلامي شعور خود را به كار نمي گيرند و دانش اسلامي را از آن بيرون بياورند و با آن جامعه خود را اداره كنند؟ در زندگي روزمره مسلمانان، تا چه حدي از هنجارها و فرآورده هاي برآمده از كتاب قرآن و ديگر كتاب هاي مذهبي استفاده مي كنند و تا چه حد از هنجارها و فرآورده هاي دانش بشري غربي نظير: دانشگاه، سيستم قضائي‌، وسايل زندگي، كامپيوتر، تلفن، خودرو، هواپيما، پزشكي، دندان پزشكي، چشم پزشكي، دارو شناسي، راديولوژي، ميكروب شناسي، يخچال، تلويزيون، ماهواره، كفش و لباس، پارچه، مسائل محيط زيست، حقوق شهروندي، امنيت شهري، قوانين بين المللي و ...عملاً استفاده مي كنند.

بر اساس گزارش هاي رسمي در ايران، آمار تصادفات رانندگي در ايران از همه كشورهاي ديگر بيشتر است و بيش از 30 برابر كشور انگلستان است! 30 برابر رقم بسيار بزرگي است كه تفاوت نجومي بين دو پديده را نشان مي دهد. من اضافه مي كنم كه ميزان دادن صدقه در ايران ميلياردها بار بيشتر از مردم انگلستان است! اين آمار براي كسي كه شعور داشته باشد مثل كوبيدن پتك دانايي يك ميليون كيلوئي خرد گرايي بر گردوي 50 گرمي پوسيده خرافات است! حالا شما اگر عادت به خرافات داريد پتك يك كيلوئي شعورتان را بر داريد و بر اين گردوي سست بكوبيد تا درون پوسيده آن را ببينيد. وقتي با بيشتر مردم معتقد صحبت مي كنيد و از آنها مي خواهيد احتياط كنند جواب مي دهند: اي بابا، قسمت هر چه باشد همان مي شود! كه البته بر اساس اصول محكم اسلامي، هر مسلماني به قسمت و سرنوشت اعتقاد نداشته باشد، به جمع ما كفار پيوسته است و شكنجه هاي غير قابل تحمل الله را در جهنم براي خود خريده است. اگر چه برخي فيلسوفان اسلامي تلاش بسيار كردند تا حقيقت آشكار اختيار و آزادي انسان را با مفهوم قضا و قدر تعريف شده در قرآن آشتي دهند، اما پيدا است كه تناقض گوئي هاي آنها هيچ تاثير بر اعتقادات مذهبي مردم ندارد، و حتي بسياري از فقهاي كارشناس اسلامي نير به حق نظرات آنها را كفر آميز خواندند و نمونه تاريخي آن دشمني امام محمد غزالي با نوشته هاي ابوعلي سينا است كه حكم به آتش زدن و نابودي اين نوشته داده است.

همينكه كه شما براي كوچكترين درد و مرض خود به پزشك مراجعه مي كنيد و براي ساكت شدن درد آزاد دهنده كمر و يا سر قرص مسكن ميل مي كنيد، نشان دهنده كافر بودن شما به دعا و نيايش و ... است. پس حالا كه عملا به اعتقادات خود كافر شده ايد، چرا سعي مي كنيد از كيشي حمايت كنيد و يا زمينه حمايت آن را فراهم كنيد كه سبب گسترش رنج، خشونت، گمراهي، حماقت، بردگي ، زشتي، افسردگي، بي اعتمادي، دروغ و بدبختي مي شود.

حتي اگر خدايي وجود داشته است، آيا اين انتظار زيادي است كه چنين خداي دانا و توانايي حداقل رفتاري منطقي در حد يك انسان دانا و با شعور را داشته باشد و با دوستي و مهرباني به آزادي به شعور انسانها اعتماد داشته باشد و احترام بگذارد و براي حل مشكلات، به جاي تهديد، خشونت، زوگويي، قلدري، تنبيه، شكنجه تطميع با منطق برخورد كند.

براي درك اين موضوع مثالي مي آورم. امروزه شما مي توانيد رفتار پدر و يا مادر با فرزندان را در دو خانواده مقايسه كنيد و روش آنها را بر ايجاد رابطه با فرزندان و مردم ارزياي كنيد و بگوئيد كدام درستر و كارآمدتر و مفيد تر است:

1-خانواده اولي كه پدر فاقد دانايي و آگاهي است و فردي است سنت گرا و به اصطلاح بي فرهنگ كه با زور و خشونت همسر و فرزندان خود را تحت قيومت مي گيرد براي زندگي آنها تلاش مي كند و روزي آنها را تامين مي كند، گاهي با آنها مهربان است، فرزندان بايستي هميشه به حرف هاي پدر گوش كنند و مطيع او باشند و در همه جا احترام بزرگي او را به جاي آورند و اگر فرزندان خطائي داشتند به سختي مجازات مي شوند. در اين خانواده به دليل تعصاب خانوادگي كه به غيرت هم تعبير مي شود دختران هميشه تحت مراقبت پدر و پسران هستند كه خلافي انجام ندهند و داراي حقوقي به مراتب كمتر از پسران هستند كه البته هم پسران و هم دختران و هم مادر خانواده از اين وضع ناراحت نيستند چرا كه آنها قادر به درك خانواده اي فراتر از اين نيستند.

2- در خانواده دوم، پدر و مادر آدم هايي آگا و با فهم و شعور هستند كه با فرزندان خود دوست مي شوند، تامين مخارج زندگي فرزندان را يك وظيفه و مسئوليت مي دانند و براي آن منتي بر فرزندان ندارند، به فرزندان خود احترام مي گذارند، به فرزندان خود آموخته اند كه آزاد منش باشند و صاحب راُي. اگر اشتباهي انجام گيرد با منطق و استدلال و گفت و گو سعي در درك دليل آن و رفع آن دارند. هيچ گاه فرزندان خود را كتك نمي زنند، به شعور فرزنداني كه خود تربيت كرده اند اعتماد دارند، و در كارهاي گوناگون با آنها مشورت مي كنند. فرزندان نيز كه تحت چنين محيط فرهنگي و با دانش بزرگ شده اند، پدر و مادر خود را دوست دارند، به آنها احترام مي گذارند، و به راحتي نيازها و مشكلات خود را با‌ آنها در ميان مي گذارند.

حال شما قضاوت كنيد كه كدام خانواده داراي هنجارهاي بيشتر است؟ اگر ما انتظار داريم كه هر چه انسان با شعورتر و آگاه تر باشد، رفتارهايش منطقي تر و بدون از خشونت و عصبانيت و زورگويي باشد، چرا از خدايي كه فكر مي كنيم داناترين و تواناترين است نبايد انتظار داشت رفتارهايش حتي با سرسخت ترين مخالفانش، منطقي ترين و خردمندانه ترين باشد؟

در اين صورت قرآن را با جرات براي دانستن راستي بخوانيد و صفات خداوندي كه ادعاي آوردن آن را بواسطه محمد دارد بررسي كنيد و رفتار غالب او را در برخورد با ديگران بسنجيد.

آيا چنين رفتارهايي، بر آمده از يك ذهن عقب مانده قبيله گرا نيستند كه در آن رئيس قبيله گاهي با مردمش مهربان و براي آنها روزي آور است و اما خشونت آميز ترين رفتار ها را با آنها دارد و از آنها مي خواهد تسليم محض همه اوامر او باشند و براي در امان بودن از رنج و درد به او ايمان بياورند؟ در اينجا بايستي به مفاهيم اسلام، مومن، ايمان، عبد دقت كرد.

آيا اين همه پراكند ه گويي ناشي از ناآگاهي و بي سوادي ذهن آورنده و گرد كننده اين آيات نيستند كه بر حسب نياز و شرايط زماني زندگي محمد و اطرافيانش شكل گرفته است؟ آيا تفسير پذير بودن آيه هاي قرآن ناشي از تناقض گويي هاي متعدد آن در زمان هاي گوناگون بر حسب شرايط نيست؟

چرا بايستي چنين كتابي در مورد مسئله بسيار مهمي از نظر قرآن به نام وضو چنان تفسير پذير باشد كه دو فرقه سني و شيعه روش متفاوتي براي ريختن آب روي دست بر حسب نوع برداشت خود از كلمه الي مرافق داشته باشند و فقهاي كارشناس هر فرقه مذهبي نيز وضوي اشتباه را سبب ابطال نماز، و ابطال نماز را سبب جهنمي شدن معرفي كنند؟ براستي كدام گروه به جهنم خواهند رفت؟ البته بايد اين نكته را ياد آوري كرد كه عدم اجراي حكم الله به گفته آيه هاي 44، 45 و 47 سوره مائده، كه به صورت مسلسل وار و با تاكيد بيان شده اند، به ترتيب نشان دهنده كافر بودن، ستمكار بودن و فاسق بودن است و مي دانيد كه در آيه هاي ديگر چه مجازات هراس ناكي براي چنين كساني در نظر گرفته شده است.

تازه مسئله سنت پيامبر بماند كه در طول حيات خود اگر تنها روزي سه بار وضوح گرفته باشد بيش از 10 هزار بار وضوح گرفته است، و باز براي مسلمانان به طور دقيق مشخص نيست كه كدام روش را انجام داده است، اگر چه مسلمانان با ناداني و حماقت تمام، بسياري از گفته هاي او را بدون شك و ترديد درست و موثق تلقي مي كنند و مي پذيرند. معلوم نيست آنها چه منطقي دارند كه براي مسئله اي به اين مهمي و بارز كه بيش از 10 هزار بار تكرار شده است و دو برداشت متفاوت را مي پذيرند اما در مورد درستي بسياري چيز هاي ديگر شك نمي كنند.

براي فهم نادرستي قرآن هيچ نيازي به مطالعه كتاب هاي منتقدين و جود ندارد و براي يك انسان با شعور تامل در قرآن و رفتار مسلمانان و تاريخ آنها كافي است تا به فضاحت دروغي كه آنها را به بردگي كشانده است پي ببرند.

پيشنهاد مي كنم كه در صورت امكان يك نسخه از كتاب قرآن با زبان عربي و ترجمه فارسي را در سايت روشنگر خردگرا قرار دهيد كه خود بهترين سند براي رسوا كردن بت بزرگ كعبه است.

آريوبرزن

mailto:ariobarzanpersia@yahoo.com