با سلام خدمت عبدالله كافر شكن
در ابتدا بگويم كه پارميس سعدي
يك زن هست نه مرد. و سعدي نام
خانوادگي من است. و اسم مستعار نيست.
گفته ايد در سورهُ مريم گفته
شده كه خدا مريم را بر همهُ زنان برتري داده است. آيا اين به معني بزرگداشت همهُ
زنان است. آيا بزرگداشت يك زن آن هم فقط به خواست خدا بزرگداشت همهُ زنان است. يا
اين كه مريم را از ديگر زنان جدا كرده است.
مريم يا فاطمه به وسيلهُ چه فضيلتي از ديگر زنان دنيا برتر شده اند. چه
خدمتي به بشريت كرده اند. حتما" از تاريخ خودت بي اطلاعي كه زناني در كشورت
به مقام درياسالاري براي اولين بار در دنيا رسيدند. يا به تخت پادشاهي نشستند.
جدال ما با همهُ دينهاست نه تنها با اسلام. اگر در روزهاي آينده با ما همراه باشي
به تو ثابت خواهم كرد كه بر خلاف آنچه فكر مي كني اسلام يك دين جعلي است كه تمام
اصول خود را از دين زرتشت ‘ يهوديت‘ مسيحيت و حتي بودائيسم گرفته است. در روزهاي
آينده ابتدا به تاثير دين زرتشت بر قرآن خواهم پرداخت.
حضرت محمد تا زماني كه خديجه
زنده بود با كس ديگري ازدواج
نكرد اين دليل وفاداري او به خديجه نبود. بلكه او هر چه داشت از خديجه داشت . و
همانطور كه در آينده در بخش بررسي تاثير حنفيان بر قرآن خواهيم ديد. محمد پيامبر
شدن خود را نيز مديون خديجه است.
مي گوييد خديجه اولين زني بود
كه به اسلام ايمان آورد. اگر قرآن در طول 23 سال بر محمد نازل شد در اولين لحظه اي
كه پيامبر به خانه آمد و گفت جبرئيل را ديده و به او گفته اقرا و گفت به او گفته
پيامبر خداست. چه اصولي از اسلام بر خديجه در همان لحظه آشكار شد كه فقط با شنيدن
اينكه محمد پيامبر است به او ايمان آورد.
اگر او شخص وفاداري بود به ديگر
زنانش وفادار بود. ازدواج محمد با عايشه هيچگونه دليل سياسي نمي تواند داشته باشد.
چرا كه ابوبكر يكي از نزديكان محمد بود كه تمام سرمايه خود را براي پيشبرد اسلام
از دست داد. بنابر اين داماد ابوبكر بودن چيزي را مستحكم تر نمي كرد.
اما بر خلاف آنچه كه گفته اي
سنت چند زني در عربستان رايج نبود. مردان عرب بيابان نشين آنچنان گاهي از زنان دور بودند. و آنچنان اسير فقر
بودند كه بعضي حتي تا زمان مرگ نيز قادر نبودند همسر اختيار كنند. از آنجا بود كه
به طمع حوريان بهشتي آن رشادت ها را از خود نشان مي دادند.
به فرض اينكه صحبت شما درست
باشد و محمد تعديلي در اين امر به وجود آورده باشد. طبق گفتهُ خودت براي آن زمان
مناسب بوده است . پس چطور مدعي مي شوي كه اسلام براي همهُ زمانهاست. آيا به سن
بلوغ رسيدن عايشه به مفهوم آماده بودن براي پيوند زناشويي است آن هم با مردي كه
پدر بزرگ او به حساب مي آيد. آيا در آنجا كه در قرآن گفته مي شود . كه آزاديد يك
تا 4 زن اختيار كنيد اگر نه به يك زن قناعت كنيد . و اگر باز هم استطاعت نداريد
كنيزي اختيار كنيد آيا به اين مفهوم نيست كه كنيزان از حقوق كمتري برخوردارند. اين
است آن مساواتي كه از آن دم مي زنيد.
نكتهُ ديگري كه ذكر كرده اي اين
است كه بچه دار شدن خديجه را در سن 40 سالگي به بعد معجزه دانسته اي. در صورتي كه
غافلي زنها در سن 55 سالگي يائسه مي شوند . و در بعضي از قبايل عرب به دلايل
ژنتيكي زنان در سن 60 سالگي به يائسگي مي رسند.
يكي از دلايل تعدد ذوجات را
اسيران حربي دانسته اي. بنابر اين به اسارت گرفتن زنان را عيب نمي داني و حتما
همبستر شدن با زنان اسير كه در آيه 24 سورهُ نسا قرآن آن را قانوني شناخته از ديد
تو عيب نيست. چون هر چه را به صرف اينكه گفتهُ قرآن است مي پذيري
در جايي گفته اي كه قرآن احتياج
به تفسير دارد بعضي اوقات حتي خود پيغمبر هم نمي فهميد منظور از اين آيه چيست. و
فقط خود خدا مفهوم را مي داند. بنابراين به درد خود خدا مي خورد و براي من نيست.
چون اگر دستورات قرآن براي من است من بايد بفهمم چه مي گويد و گرنه چگونه موجب
هدايت مرا فراهم مي كند. فرض كن شاعري يك شعر سياسي بسرايد . و اين شعر پر باشد از
استعاره و تلويح و ديگر صنايع شعري كه هيچ كس به جز خود شاعر منظورش را نفهمد. آيا
اين شاعر به هدف خود كه آگاهي دادن به مردم است خواهد رسيد. چگونه خدا مي خواهد من
آگاه باشم اما بعضي اوقات حتي پيامبرش هم نمي فهمد چه گفته است.
در ضمن گفته اي كه پيامبر به
خاطر زيبايي عايشه او را حميرا مي ناميد در حاليكه عايشه به دليل اينكه موي قرمز
داشت حميرا ناميده مي شد.
گفته اي عايشه ام الموُمنين بود
بنابراين بعد از پيامبر نمي توانست با كسي ازدواج كند. پس چرا در زمانيكه محمد از
ابوبكر عايشه را خواستگاري كرد و ابوبكر گفت تو برادر مني محمد در پاسخ گفت تو
برادر ديني مني. و ازدواج من با عايشه بلا مانع است. در اينجا حكم برادر ديني با
مادر ديني فرق مي كند. وقتي ابوبكر
از علي او مي پرسد چرا حاضر نيست با عايشه كنار بيايد .گفت به خاطر اينكه عايشه ام
الموُمنين است اما با طلحه ازدواج كرده است . اگر عايشه مي پذيرفت كه ام الموُمنين است. و براي حرف
پيامبر ارزش قايل بود با طلحه ازدواج نمي كرد.
و گفته اي كه حضرت هر 9 شب يك
بار به خانه هر كدام از زنانش مي رفت. اگر زني زودتر از 9 روز نياز جنسي داشت چه
بايد مي كرد.
گفته اي كه زيد پسر خواندهُ
محمد بود نه پسرش. و سنت عرب كه ازدواج با زن پسر خوانده را ممنوع كرده بود سنت
زشتي دانسته اي. آيا پسري را همانند
پسر خود دانستن و در تمام حقوق او را مانند پسر خود دانستن و حتي از مايملك خود
سهمي را به عنوان ارث به پسر خوانده واگذار كردن سنتي زشت بوده است. آيا اگر مردي
زن پسر خواندهُ خود را همانند عروس واقعي خود بداند. اين يك سنت زشت است. آيا به
واسطهُ همان سنت نبود كه پدر شوهرها مجبور بودند بي هيچ نظري به زن پسر خواندهُ
خود نگاه كنند. و زيبايي آنها تاثيري بر قلب آنان نگذارد؟
حتما" به خاطر مي آوري كه
در آيه 36 و 40 سورهُ احزاب پيامبر علي رغم ميل باطني زينب او را به همسري با زيد
بر گزيد. و گفت هيچ مرد و زن موُمني را در كاري كه خدا و رسولش حكم كند اراده و اختياري
نيست و هر كس نافرماني خدا و رسولش را كند به گمراهي سختي افتاده. چگونه ارادهُ
خدا در يك زمان اينگونه حكم مي كند و در زماني كه پيامبر عاشق عروسش مي شود به
گونه اي ديگر.
در مورد آنچه دربارهُ آيه زنان
كشتزار شمايند ‘گفته اي بايد خدمتتان عرض كنم كه اين آيه هيچ تاويلي به جز اينكه زنان را مايملك مردان
مي داند و آنان را ابزاري براي بهره برداري جنسي مي داند چيز ديگري نيست. زنان جز
دارايي مردان نيستند. و حتي همبستر شدن با آنان بدون رضايت آنان حكم زنا دارد.
مدعي مي شوي كه كتك زدن زنان از
جعلياتي است كه ديگران وارد اسلام كرده اند و در قرآن تنها اشاره اي كوچك به آن
شده است.
آيا همين اشارهُ كوچك كافي
نيست. چگونه مدعي مي شوي كه آن را ديگران جعل كرده اند. لابد انتظار داشتي در قرآن
به طور مفصل در بارهُ چگونگي كتك زدن زنان سخن براند.
از كجا اين تحقيقات علمي را كه
تنبيه بدني را مجاز مي شمارد بدست آورده اي؟ حتما قسمت قبلي اين آيه را نيز خوانده
اي كه قبل از كتك زدن به مردها توصيه مي كند از خوابگاه آنها دوري كنيد. اين در
حالي است كه مردان مي توانند با زنهاي ديگري كه دارند همبستر بشوند اما زنان اگر
دست از پا خطا كنند سنگسار مي شوند.
خانه نشيني زنان را توصيه مي
كني تا تعداد بيكاري و فساد كم بشود. از طرفي مي داني كه در قرآن علت برتري مردان
بر زنان را اين دانسته كه به آنها نفقه مي دهند. بله همين عدم استقلال مالي است كه
باعث مي شود زنان هر گونه جور را از طرف شوهرانشان تحمل كنند. و به صورت برده اي
در دست آنها قرار بگيرند. نمي داني با وجود دولتي كه تو و امثال تو بر سر كار
آورده اي آنقدر فقر زياد است كه زن و شوهر هر دو با هم كار مي كنند و باز هم
هشتشان گرو نه است. آيا يك ازدواج هميشه پايدار است؟ اگر زنان خانه نشين شوند كسي
كه مجبور به طلاق شده است چگونه خود را تاُمين كند. زني كه خانه نشين بوده است نه
علمي و نه هنري پس از اينكه طلاق
گرفت تاوان دور بودن از اجتماع را چگونه بپردازد؟ آيا مي پذيري كه تن فروشي كند.
چون طبق خواستهُ شما هميشه در خانه بوده است . كار ديگري بلد نيست.
زناني كه در سن جواني شوهرانشان
را از دست مي دهند چكار كند . يا زناني كه به بركت انقلاب شما شوهراني معتاد دارند
چه كنند؟ شما از خانه نشين كردن زنها هيچ هدفي نداريد به جز اينكه آنها را نادان
بار بياوريد. اگر مردان در بيرون از خانه جان مي كنند و نفقه براي زنان تهيه مي
كنند نمي توانند هيچ منتي بر زنان داشته باشند. لابد فراموش كرديد كه اگر مردان در
بيرون از خانه كار مي كنند .زنان بايد كارهاي يكنواخت و تكراري خانه را هر روز
تكرار كنند. بنابر اين زنها ي غير شاغل در برابر اين نفقه در منزل جان مي كنند. و
زنان شاغل به واسطهُ اينكه هم در
منزل كار مي كنند و هم در خارج از منزل بر مردان برتري دارند(طبق گفتهُ خودتان كه
علت برتري مردان را نفقه مي دانيد)
در پايان آرزو مي كنم با ديد
روشن تري به آنچه به عنوان راه رستگاري به تو معرفي كرده اند نظر بيندازي چيزي كه در 1400
سال پيش براي جامعهُ ايران بسيار واپس گرايانه بود چه برسد به امروز .
پارميس سعدی