گفتگوی پری دشتستانی با فرشته ی 12 ساله

 

لطفأ اين نامه را که دخترم نوشته درسايت خود قراردهيد:

 

من دوازده سال دارم واسمم فرشته است. سايت شما را ديدم وخواندم وپدرهم کمک ام کرد تا چيزهائی را که نمی دانستم برايم شرح دهد. چرا اسم سايت خودتان را کافرگذاشته ايد؟ وچرا درجائی نوشته ايد که خدا وجود ندارد؟ مگر شما عقل نداريد که بفهميد خدا وجود دارد ومن فکرمی کنم که شما فريب خورده ايد وبرای شما متاسف هستم.

 

درسايت شما چند زن ومرد دورهم جمع شده اند وفکرمی کنند خيلی با هوش هستند. درصورتی که ازنوشته های آنها حماقت می بارد. اينها را که من خواندم تازه فهميدم آنهائی که به خدا ايمان ندارند چقدرکم عقل هستند. شما ازچه چيز می ترسيد که خدا را انکار می کنيد يا فکرمی کنيد با انکارکردن خدا، خدا ازبين می رود؟؟ نه، شما با انکارکردن خدا عقل باطن خودتان را فقط گول می زنيد وبعد ازمدتی به خودتان تلقين می کنيد که خدا وجودندارد.... درصورتی که خدا برای من ازآفتاب هم روشن تراست. کمی فکرکنيد، کمی فکرکنيد، کمی فکرکنيد. مرسی

 

اميدوارم ازحرف های دخترمن نرنجيده باشيد. من نمی خواستم ايميلی برای شما بفرستم ولی دخترم خيلی التماس کرد تا اين ای ميل را بفرستد وتوقع دارد که چند روز بعد نامه ی خودش را درسايت شما ببيند.

خدا حافظ

 

پاسخ:

فرشته ی عزيزم دخترقشنگم

سلام گل من اميدوارم هميشه سلامت باشی. درس هايت را خوب بخوانی ورزش ونرمش هم بکنی واگر سازی می نوازی يا کارهنری انجام می دهی تمرين های وتکليف هايت را سروقت انجام بدهی. غذا هم خوب بخوری وکتاب هم خوب بخوانی. شب های سروقت بخوابی وخواب های خوش هم ببينی. متشکرم نازنين ام که ازما ياد کرده ای هرچند که خيال می کنی ما يک عده آدم های فريب خورده ی، کم عقل هستيم وهيچ کاری نداريم غيرازاينکه بگوئيم که خدائی وجود ندارد.

 

عزيزم پيش ازهرچيزبرايت بگويم که ما اين سايت را برای بچه ها درست نکرده ايم. همانطور که تو نمی توانی مثلأ ازکلاس اول راهنمائی بروی و راست درسال سوم دانشگاه درس بخوانی، استفاده ازاين سايت به حداقل دانش فلسفی، تاريخ و اجتماعی نيازدارد. من از بابا و مامانت گله دارم که چرا ترا راهنمائی نکرده اند که از کتاب ها ونوشته های ساده تر شروع کنی. درست است که ما گفته ايم که کودکان هم بايد فلسفه ياد بگيرند (ومن خواهش می کنم مقاله ی ما را درمورد "کودکان وآموزش فلسفه" بخوانی)، ولی نازنين دخترم نمی شود که آدم وقتی می خواهد يک اطاق را بسازد اول بيايد وسقف آن را بسازد. تو به قول خودت چکار به يک مشت زن و مرد فهميده يا نفهم مثل ما را داری، تو برو دنبال ياد گرفتن و بقول خودت ازهمه جور مطلب علمی وفنی واجتماعی بخوان، ازساده شروع کن و به مشکل ترش برس وچند تا هم زبان خارجی ياد بگير.

 

فرشته جان تو چند بار به ما گفته ای که عقل نداريم. من ازبابا ومامانت خواهش می کنم به تو کمک کنند کتاب هائی بخوانی که به تو ياد بدهد عقل يعنی چه وچه کسی عاقل است وچه کسی احمق. قبل ازاينکه به پرسش های تو پاسخ بدهم چند تا خواهش از تو دختر پر شور و با احساس خودم دارم:

 

اول اينکه يادت باشد که دردنيا آدم های جوراجوری وجوددارند. يکی مسلمان است ومحمد را بعنوان فرستاده ی خدا قبول دارد وديگری مسيحی است ومی گويد مسيح هم خدا وهم پسرخداست، بعضی ها هم هندو هستند که چندين خدا دارند و برخی بودائيند که مثل دين های ديگر خدا را نمی پرستند ومی گويند روح پس از مرگ ازقالبی به قالب ديگر می رود. زنان ومردانی هستند که می گويند نمی دانيم خدائی هست يا نيست وبعضی ها هم به هيچ خدائی باور ندارند. فرشته جان تو بايد به همه ی اين ها احترام بگذاری و هيچ کس را هم احمق نخوانی. درحدود 56 سال پيش همه ی ملت های دنيا دورهم جمع شدند و اعلاميه حقوق بشر را نوشتند ودرآن به همه اعلام کردند که هرانسانی بايد بخاطرانسان بودنش مورد احترام باشد وبايد به همه دين ها حتی به آدم های بی دين احترام گذاشت.

 

دوم اينکه اگر حرفی می زنی سعی کن برای حرف خودت دليل بياوری. مثلأ وقتی به ما می گوئی احمق هستيد بايد بگوئی چرا احمق هستيم. اگر مثلأ به من بگوئی "پری تو کم عقلی برای اينکه خدا را قبول نداری." من هم می توانم بلا به نسبت به تو بگويم "فرشته تو بی عقلی برای اينکه خدا را قبول داری." اينکه نشد بحث. نمی خواهم اينجا با تو وارد بحث بشوم. تنها خواهش من از تو اين است که مرتبأ ازخودت بپرسی چرا؟ وهيچ وقت هم هيچ چيزرا بدون دليل قبول يا رد نکنی.

 

فرشته جان بگذار يک قصه برايت بگويم. می گويند يک نفراز شهر به ده رفت. يک نفرمرد دهائی را ديد که با بيل خودش مشغول آب دادن به بوته های مزرعه است. مرد شهری نزديک او رفت وگفت: "عمو تو داری اينجا درمرزعه آبياری می کنم به من بگو چطورخدا را شناخته ای وچه دليلی داری که خدائی وجود دارد؟" مرد دهاتی عصبانی شد وبا دسته ی بيل شروع کرد به کتک زدن به مرد شهری وگفت "ای مردک شهری احمق. برای شناختن خدا که دليل لازم نيست. بايد خدا را همين طوری قبول کرد. اگر کسی جور ديگری عمل بکند جزايش دسته بيل است." به اين نوع دليل ثابت کردن خدا می گويند دليل دسته بيل. فرشته جان ازگل رويت خواهش می کنم حتی اگرکسی حرفش ازهرلحاظ با حرف تو مخالف باشد از دسته بيل استفاده نکنی.

 

فرشته جان چند سال پيش درآمريکا کنگره ای از 500 نفر از دانشمندان بزرگ تشکيل شد. وقتی از دين آنها پرسيدند معلوم شد که چهارصد نفرشان بی دين و بی خدا هستند. فرشته جان واقعأ فکر می کنی اين دانشمندان احمق هستند و آخوند محله ی شما که امام حسين را می کشد و از منبر می آيد پائين عاقل است؟ تو فرشته ی عزيز من می توانی با همه ی دانشمندان مخالف باشی و نظر ديگری داشته باشی، ولی خواهش می کنم آنها را کم عقل و احمق نخوانی. آخر دخترم هرکس به نوعی به دنيا نگاه می کند و تو بايد ازهمين حالا که جوان هستی بايد ياد بگيری که تفاوت ها را قبول کنی وبه نظرهای مخالف احترام بگذاری.

عزيزم بازهم برای ما نامه بنويس واگردلت خنک می شود چند تا بد وبيراه ديگر هم به ما بگو. ما به دل نمی گيريم. ما ترا دوست داريم ودوست خواهيم داشت. فقط ياد بگير که ياد بگيری.

 

روی ماهت را می بوسم واميدوارم که دانشمند زمانه ی خودت بشوی

با درود دوباره وسه باره

خاله پری تو