اگر به اعتقاد شما خدائی وجود ندارد و قيامت ساخته ی ذهن بی
شمار انسان است، پس چرا به من توصيه می کنيد که "عشق خود را تمام وکمال به
انسان وانسانيت" عرضه کنم؟ چرا بايد چنين کاری کنم؟ مگر من چند سال فرصت
زندگی دارم که بخشی از آنرا هم با ديگران تقسيم کنم؟ با اين جهان بينی، ديگران چه
اهميتی برای من دارند؟ ضمنأ واقعأ اگر خرد گرای هستيد بايد به مقدسات ميلياردها
انسان معتقد به خدا احترام بگذاريد. اما بعضی از مطالبی که دراين سايت قرار می
دهيد مملو از توهين است. مصرأ اعلام می کنيد که تنها اشعار ولطايفی را دراين سايت
قرار می دهيد که ايمان مردم را به تمسخر بگيرد. اگرچه بعضی از ـ به ظاهرـ خدا
پرستان هم ادب در نوشتار را رعايت نمی کنند، اما شما که مدعی خردورزی هستيد بايد
رعايت کنيد. چطور می شود هم به مردم عشق ورزيد وهم مقدساتشان را به تمسخر گرفت.
همچنين عشق به همنوع درديدگاه ما خدا پرستان از زيباترين خصائص اخلاقی است وهرکس
با هر اعتقادی ـ يا بدون هيچ اعتقادی ـ دارای اين خصيصه باشد برای ما قابل احترام
است. ضمنأ اگر واقعأ خرد گرا هستيد، اين مطلب را هم دربخش نامه های اين ماه
بياوريد.
عاشق خدا
پاسخ:
ای عاشق خدا
درود من برتو باد. برايت آرزوی سلامتی دارم.
دفعه ی پيش ما با هم گپی زديم وتبادل نظری. اميدوارم که درآينده حرف های ما تکراری
نشود. شما خود درهمين نامه ی کوتاه خود دچار تناقض منطقی شده ايد. ازيکطرف می
فرمائيد چرا بايد عشق خود را به انسانيت عرضه کنم واز طرف ديگر می نويسيد که
" عشق به همنوع درديدگاه ما خدا پرستان از زيباترين خصائص اخلاقی است."
پس شما خود پاسخ خويش را داده ايد. عشق به هم نوع يک ضرورت تام وتمام زندگی است.
شما خداپرستان آنرا بخاطر خدا وبرای خدا انجام می دهيد و ما برای همنوع وبخاطر
همنوع. زيرا از نظر ما انسان موجودی نوعی است وتعالی وترقی اش به تعالی نوع بشری
اش بستگی دارد. لطفأ مقالات اخلاق ازنظر خردگرايان
نوشته همکارم پری و مقاله معنا وهدف
زندگی از استوار دانائی را درهمين سايت بخواهيد. ما که نه به خدا ونه به قيامت
و بهشت ودوزخ اعتقاد داريم، مهر می ورزيم چون اين تنها راه بهبود زندگی مادی
اجتماعی بين انسانهاست.
اينکه گفته ايد ما به ديگران توهين می کنيم وبه
مقدسات ديگران احترام نمی گذاريم، جای بحث فراوان دارد. هيچکدام از ما هيچ گاه قصد
توهين به کسی نداشته ايم وهرزمان هم به ما توهين شده سعی کرده ايم خردورزانه پاسخ
دهيم. اين خدا جويان بوده اند که مرتبأ به ما واعتقادات ما توهين کرده اند. مقاله
ی عبدالله کافر شکن را دررابطه با همکارم پارميس وپاسخ پارميس را با هم مقايسه کنيد
وببينيد چه کسی به ديگری توهين کرده است. واما درمورد احترام به مقدسات مردم، لطفأ
مقاله ی همکارم کاوه را درهمين سايت تحت عنوان "آيا بايد به عقايد ديگران احترام گذاشت؟"
مطالعه بفرما. درطول تاريخ اين خدا جويان اديان مختلف بوده اند که با شعار
"دين تو خرافات من است ودين من خرافات تو" به مقدسات يکديگر توهين روا
داشته اند. برای يک انسان خرد گرا هيچ چيز مقدسی وجود ندارد. ما به همه چيز نزديک
می شويم وآنرا درمعرض خرد نقــّاد قرار می دهيم. نمی دانم درجريان مباحثات و مناظرات
من وهمکارم بابک نقد هستی يا نه؟ من شخصأ نهايت احترام وسپاس را از بابک دارم ومخالفت اش با خودم را توهين وبی احترامی
تلقی نمی کنم. اگر برخورد های فلسفی و فکری نباشد، بشر از نظر فکری خواهد مرد.
واما فرمايش شما درمورد اينکه " وهرکس با
هر اعتقادی ـ يا بدون هيچ اعتقادی ـ دارای اين خصيصه باشد برای ما قابل احترام
است" بی شباهت به يک شوخی نيست. اين شوخی به شقاوت بارترين شکلی چهره ی کريه
خود را درايران امروز به نمايش می گذارد.
اغلب جنگ ها وفجايعی که درطول تاريخ بشر رخ داده بنام خدا وتوسط
اربابان مذاهب مختلف صورت گرفته است.
آخرين نکته اين که نوشته ايد " اگر واقعأ
خرد گرا هستيد، اين مطلب را هم دربخش نامه های اين ماه بياوريد." راستی اگر
ما نامه ی شما را منتشر نکنيم خرد نا گرا می شويم؟ فراموش نفرمائيد که سايت باهماد
ايرانيان خرد گرا يک سا يت الحادی است وما الزامی نمی بينيم که نوشتارهای مذهبی را
چاپ کنيم. اين گونه نوشته هار ا می توانيد درده ها سا يت مذهبی منتشر سازيد.
با احترام وسپاس از توجه به سايت کافر،
شبتاب خاوری