باز شناسی يک پندار

 

1ـ خشونت در اسلام

 

چنانچه ما " جنايت" را به عنوان" نفس يک عمل" و بد ون تفکيک با نيان آن "نفی" کنيم، در اينصورت نمی توا نيم جنايت ها و خشونت های صدر اسلام را در نظر نگيريم. يکی از مهمترين علل گسترش سريع اسلام در جزيرة العرب، خشونت بی حد و حصر در قالب "مسلمان سازی" بوده است. جنگهای اوليه بنام اسلام ـ د ين خدا ـ هنگامی آغاز گرديدند که بخش عمده ای از اعراب ا ز وجود پديده ای به اين نام هيچگونه اطلاعی ندا شتند. اين جنگها همچون د يگر جنگها در ا قصی نقاط جهان بدون پشتوانه ی مالی ميسر نمی شدند، بدين خاطر غزواة پيامبر (غزوه به معنای شبيخون) بمثابه ی يک طرح به مرحله ی اجرا در آمدند. علاوه بر اين غزواة که به آنها خواهيم پرداخت، بخش عمده ای از هزينه های ترويج اسلام توسط سرمايه دارانی تامين می شد که نفع خويش را در گسترش آن می ديدند. از آن جمله اندک ابوبکر، حمزه، ابوطالب، عثمان و شخص محمد با حمايت خديجه از تجّار بزرگ آن زمان. اگـــــــــر به جنگهای اوليه ی اسلام در قالب جنگی تمام عيار (دو گروه مسلح و آماده در مقابل هم) بنگريم، خواهيم د يد که چنين نبوده اند. به عنوان مثال اولين غزوه ی محمد (بدر) هنگامی رخ داد که ابوسفيان، عموی محمد، کاروان بزرگ خود رامملواز اجناس گوناگون از جمله شراب از شام به مکه می برد که "تازه مسلمانان" برهبری محمد به آن شبيخون زدند، همه چيز را به غارت بردند. در اينجا دو سؤال مطرح می گردد: اول اينکه آيا هيچ عقل سليمی ـ منظور ابوسفيان ـ بهنگام عزم جنگ، سرمايه ی ماد ی خود را بهمراه می برد؟! و سؤال دوم اينکه چرا مسلمانان در راه بازگشت کاروان وشب هنگام به آن حمله کردند؟ جواب سؤال اول روشن است: ابوسفيان و همراهانش از وقوع چنين جنگی بی خبر بودند و قاعده ی وجود محافظان نيز جوّ رايج آن روزگار و به عبارتی بخاطر پيشگيری از حمله ی احتمالی"سارقين" بوده است. و اما سؤال دوم: دليل صرفأ مسائل مادی بوده است، چـــــرا که بدون گسترش پشتوانه ی مادی، گسترش اسلام نيز نا ممکن می نمود. اين چند نمونه واقعيتی ر ا گويا می کنند؛ بنياد اسلام بر مبنای حمايت ها و خواست اقشار فقير و ضعيف جامعه ی آن زمان نبوده، بلکه اسلام بوسيله ی عقل های قدرت مدار با ديد گاه ما د ی و حکومتی شکل گرفته وبنا شده است.

 

مثال روشن ديگری از اين دست، غارت سه قبيله ی يهودی، يکی پس از ديگری وبه بهانه های واهی بوده است. قبيله هائی که در کنار "اوس" و "خزرج" پذ يرای محمد پس از فرار از مکه بوده اند. در اينجا می توان مثال های بی شمار ديگری از کشتارهای زنان، کودکان، مردان و قبايل و در کل اقوام ديگر آورد که از پذيرش اسلام سر باز زدند، که نمونه ی بارز آن ايرا نيان و مردم سرزمين های شمال شرقی عربستان بوده اند. در زمينه ی اينگونه مبا حث مسلمأ مخالفانی نيز وجود دارند که به محض شنيدن، رگهای گردنشان ورم کرده، از هر گونه بحث ونقدی در رابطه با اسلام پرهيز مـــــی کنند، اما نکته ی بسيار حائز اهميت در ا ينجا نمونه هائی ا ست که خود قرآن درغالب پند ها و فرامين بدست می دهد. با در نظر نگرفتن احاديث به دليل امکان دستبرد تاريخی در آنها، اين اشارات قرآن خود بتنهائی گويا ترين مد ارکی اند که تاکنون وجود داشته. بطور مثال چنانچه آيات مکّی و مدنی را با هم مقا يسه کنيم، از جوّ رافت در آيات مکّی و از جو خشونت در آيات مدنی حيرت خواهيم کرد. مقايسه مباحث رحمت، عطوفت و رافت با پوشش های متافيزيکی و شاعرانه ی آن در آيات مکّـــــی و در سوی ديگر، مبحث يا فعل " غنيمت" و قتل و جزای مخالفان در آيات مدنی، خود بر جسته ترين نکات قا بل توجه در قرآن می باشند. ارتکاب قتل های متعد د و ترور مخالفان و براه اندازی جنگهای مختلف، مرحله ای از دگر ديسی اسلام را به نمايش می گذارد که آن محو شدن زير بنای ساختگی پيدا يش اسلام "ارشاد" و سپردن جای خود به "خشونت" ا ست. رهبری اسلام در هر جا، به نياز زمانه رنگ عوض کرده، تا اهداف ماد ی خود را (بدست گيری امتياز خانه ی کعبه، تعد د زوجات، قلمرو سازی و گسترش آن و...) تا مين کند. اينکه ما، چنانچه علل نزول آيات را در زمان نزول، با توجه به وضعيت آرايش قوا بين مسلمانان وغير در نظر بگيريم، متوجه خواهيم شد که "شان نزول آيات دقيقأ و صرفأ مطابق با نطريات شخصی رهبری مسلمانان بوده است."! به عنوان توضيح، هر هنگام که محمد برای پيشبرد اهداف خود احتياج به کمک ماوراء الطبيبعه داشته، چيزی که مورد قبول آن زمان بوده است، معجزه، وحی، امداد غيبی ـ آيه ی نازل شده است! گويا ترين مثال در اينجا می تواند سوره ی "نساء" باشد که خود يکی از بحث انگيزترين سوره های قرآن است. سوره ای که مرکزيت خود را نيازهای شخصی ـ خانوادگی محمد قرار داده و در تامين آنها از هرگونه بخشش و عطايی مضايقه نکرده است. ا ين بحث را در آينده پی خواهيم گرفت.

افشين