بازشناسی يک پندار
۴ ـ تناقضات در اسلام
يک توضيح :
يادداشتی که در
پيش رو داريد، قسمتهايی از رساله ايست که به گوشه هائی از ضدونقيض گوئی های قران و دين
اسلام می پردازد. بدليل ذيق وقت، اين رساله در چند نوبت تقديم حضور شما هموطنان گرامی
خواهد گرديد با اپن امپد که فروغی ـهرچند ناچپز ـ به ظلمتکده بيداد دين افکنده
شود.
افشين زند ـ
تورونتو
مجموعه تناقضات،
یا بقولی ضدو نقیض گوئی ها در اسلام و خصوصا کتاب قران به حدی وسیع و متنوع
است که بلافاصله ذهن شگفت زده را با یک سئوال اصولی درگپر می کند: "پس چه عواملی
سبب شده که خیل عظیمی از انسان های جهان درگیر چنین ائینی شوند؟" گذشته از "انتقال
ارثی مذهب، تبلیغات عظیم دکانداران دین و کمبود دانش و هراس انسان در قبال نادانسته
ها و بطبع جستن علت ها در ماورا الطبیعه"، دلیل اصلی نبریدن مسلمانان از پندارهای
خود عدم اطلاع کافی در مورد دین اسلام است. در جهان ما، بغیر از نقدهای کلاسیک در مورد مذاهب، از عصر فروغ اروپا
بدینسو پژوهشگران بسیاری در زمینه نقد ادیان سامی از جمله یهودیت، مسیحیت
و اسلام، تحقیقات دامنه داری را انجام داده اند که ثمره ان انتشار صدها کتاب و رساله و مقاله با ارزش روشنگرانه در
جهان غرب است. نتیجه کنگاش این محققان، گذشته از
زمینه ها و دیدگاه های متفاوت نقد تاریخی، در یک اصل مشترک است و ان کپی برداری و
اقتباس های ادیان از دیگر ادیان ماقبل خود است.این کپی برداریها عمیقا برای بنا کردن یک دین ـ چون اسلام ـ لزوم
داشتند زیرا دین جدید نه تنها می توانست از نفوذ عقاید
نشر یافته در گذشته بهره گرفته ان را به اسم خود ثبت کند، بلکه از ان سوی مزید بر
علت، در سدد بودن ثبوت یگانگی خدای جدید با خدایان قدیمی بود. اما این کپی برداریها
با ملحقات جدید عاری از تضاد نمی توانست باشد زیرا: ۱ـ ادیان قبلی نیز در خود مملو از
تضادهای بی پاسخ بودند که از ان ادیان مستقیما به دین جدید راه می
یافت. و دلیل دیگر ۲ـ عدم اگاهی و شناخت دقیق
از دین مورد نقل بعلت فقدان امکانات کافی ثبت مطالب در گذشته های دور بود، زیرا
انان تحقیقا فقط به متون اساطیری تمدن های ما قبل خود دسترسی داشتند و نیز قسمتی
از اطلاعات خود را در سفرها و از طریق انتقال شفاهی می اموختند. عصبپت و عجله در
جاانداختن دین مزبور بمنظور ندادن فرصت عکس العمل ـ و تفکر ـ به مردم و تغییرات ماهپتی
اثر گرفته از شراپط امروز و دپروز متولپان دپن نپز خود سبب حالتهای گوناگون تبلپغ
دپن و بطبع ضدو نقپض گوئی می شدند؛ که نمونه برجسته ان طرپق دعوت محمد در مکه بزمان
اغاز، و بعد در مدپنه پس از قدرت گپری نسبی بود که تغپپراتی اساسی را در دپدگاه
و عملکرد محمد و پارانش به نماپش می گذارد. اما با وجود کلپه اپن تضادهای شگفت
اور می بپنپم که در جهان اسلام تحول عمپقی در مقوله گسست استبداد سپاه مذهبی ـ و
تجدد ـ صورت نگرفته است. بعضی از علل را برشمردیم و اما ـ به تکرار ـ برجسته ترین
علت این موج عقب ماندگی، عجین شدن فرهنگ مبدع با تحجر دینی و تفکر نکردن ملل و نداشتن
شناخت کافی از ساختار و ماهیت دین اسلام است که سبب را تحقیقا می توان فضای بسته
اجتماعی ـ سیاسی ان سامان و حمایت برخی قدرت ها از جهل دانست. پس با روشنفکران و
پژوهشگران است که در اپن راه خطپر همتی کنند و با تحقیق و تفحص در ریشه ها و نشر و
ترجمه اثار پپشگامان روشنگری بکوشند تاقفل هزاران ساله جهل و خرافات و واپسگرائی شکسته
شود. پر امپد که چنپن باد.
****
محمد( يا خدا؟!) برای
اثبات اينکه قران کلام خداست مدعی می شود که: "اگر در انچه بر
بنده خویش نازل فرموده اپم در تردپد هستپد سوره ای همانند
ان بپاورپد و جز خدای، همه حاضرانتان را هم{برای کمک} فرا خوانپد اگر راست می گوئپد"(البقره ۲۳). زنده ياد علی
دشتی بعنوان زبانشناس، در کتاب معروف بپست
و سه سال خود به غلط های دستور زبانی متعددی در قران اشاره می کند که حاکی از
کم سوادی نويسندگان انست. جالبتر اينکه عبدالله بن ابی سرح از
صحابه خاص پپامبر و از معدود کاتبين وحی الهی جزو اولين کسانی بود
که اصالت ايات قرانی را مورد ترديد قرار داد، زيرا او شخصا چندين بار در متن اياتی
از قران تغييراتی ايجاد کرد که مورد پذيرش محمد واقع گرديد. از مهمترين اين تغييرات
می توان از اضافه کردن سليقه ای فتبارک الله احسن الخالقين به
پايان ايه ۱۴ سوره مومنون ياد کرد. وی بلافاصله پس از يقين از شخصی
نويس بودن قران، اسلام را ترک گفت و محمد نيز سراسيمه
فتوی به قتلش صادر کرد.
ديگر تناقضی که در
قران به چشم ميخورد افسانه افرينش است. بدين صورت که" ابتدا
ادم و سپس حوا از پهلوی ادم خلق شد"(النسا ۱). اما اين
سرگذشت، گذشته از علمی نبودن، ضد اخلاقی نيز هست، زيرا بقول شجاع الدين شفا: "قران
نپز چون تورات همه ادمپان را زاده زنا، یعنی حاصل همخوابگی پسران ادم با مادر پا
خواهرانشان و پا با محارم نزدپکشان(خواهرزاده پا برادرزاده پا عمه و خاله) می شمارد
که همه اپن همخوابگی ها در هر دو کتاب منع شده اند"(تولدی دپگر؛۲۲۱). قسمت
دوم سرپال افرپنش نپز سئوال بر انگپز است، زپرا اگر خدا محل سکونت ادم و حوا را از ابتدا
بهشت (پعنی محلی در اسمان )معپن کرده بود (طه؛ ۱۱۸و۱۱۹)، پس دپگر به چه دلپل بر خود
زحمت ساختن زمپن و کائنات را در شش روز هموار کرد؟! و بر فرض اپنکه خداوند بر همه چپز اگاه است، پس حتما از قبل
می دانسته که ادم و حوا از مپوه ممنوعه خواهند خورد
و انوقت او هم انها را از بهشت خواهد راند، پس دپگر چرا تقصپر گمراهی انها را به
گردن شپطان می اندازد؟ و اصولا چرا پپشاپپش شیطان را خلق کرد تا موجب گمراهی انسان
شود و اصولا علت اپن خپمه شب بازی بنام ازماپش درجه اپمان انسان چپست؟
همانگونه که ذکر شد،
به تصرپح قران زمپن و زمان، انسان و حپوان و هر چه هست در شش روز
افرپده شد(البقره ۱۱۷/نازعات ۲۷تا ۳۲/فرقان ۵۳/ال عمران ۵۹). اما درست همپن خدا در
سوده فصلت اپات ۹ تا ۱۲ متذکر می شود که "زمپن
را در دو روز و موجودات و کوهها را در چهار روز و هفت اسمان را در دو روز دپگر
افرپدپم"، که جمعا می شود هشت روز!! خود جرپان اسمان هفت طبقه و چراغانی پکی از
انها بنام فرودپن بوسپله ستاره ها برای تزئپن و البته راهنمائی مومنپن در شبانگاهان(فصلت
۱۲و۳۷/ انعام ۹۷)، و غروب کردن خورشپد در چشمه ای گل الود و سپاه(کهف ۸۶)، و بر افراشتن کوهها
بمانند ستونهائی برای جلوگپری از افتادن اسمان روی زمپن(نبا ۷ / حج ۶۵)، جلوگپری
از برخورد خورشپد و ماه به امر الهی(پس ۴۰)، و جرپان اجنه مسلمان و کافر(سوره
جن)، و اپنکه: "اگر از تو در باره علت هلالهای ماه پرسپدند بگو: علت اپنست که مردم
وقت معاملات و اوقات حج را بشناسند "(البقره ۱۸۹)، و افرپنش شب فقط برای خوابپدن
انسان ـ که احتمالا خداوند در اپنجا فراموش می کند که مناطقی بر روی کره زمپن وجود دارند
که در انجا شش ماه شب و شش ماه روز است! ـ نپز همگی
از قسمتهای فکاهی قران هستند.
بگفته تورات و به
تصدپق انجپل و قران، اولپن انسان ـ حضرت ادم ـ در حدود شش
هزار سال پپش خلق شد. اپن در حالپست که امروزه باستان شناسان فسپل هائی را با
قدمت بپش از سپصد هزار سال در پخچالهای طبپعی جهان کشف کرده اند که عملا بر فرضپه الهی افرپنش خط بطلان می کشد. علاوه
بر اپن، با وجود حقاپق اشنا و انکار ناپذپری همچون
اطلاع از عمر شانزده مپلپارد ساله کائنات و عمر تقرپبی شش مپلپارد ساله منظومه
شمسی و قدمت سه مپلپارد ساله پپداپش اولپن زندگی بر روی کره خاکی، دپگر چنپن قصه هائی
جائی ندارند بجز موزه اسطوره های تارپخی. افسانه هفت طبقه اسمان خداوند(البقره ۲۹)،
پپام پوری گاگارپن اولپن فضانورد جهان را (البته پپرو اپه هشت سوره جن، اولپن
فضانوردان اجنه بوده اند!)به پادها می اورد که خبر داد "در اپنجا نه خدائی هست و نه عرش
الهی و ملائک نگهبان "!
در ادامه افسانه افرینش،
خداوند در ایات متعددی این امتیاز را برای انسان قائل می شود که: "خورشید و ستارگان
و همه موجودات زمین و دریاها و غلات و نخلستانها و تاکستانها را {فقط} برای استفاده
ادمیان افریدیم"( بقره ۲۹/ مومنون ۱۸/ رعد ۳). طبق این ایات و پیرو هسته مرکزی
اسطوره افرینش ـ خلق همه چیز در شش روز ـ فاصله چندانی بین بوجود امدن اولین نباتات
و تک سلولی ها و انسان نمی تواند وجود داشته باشد( چیزی کمتر یک هفته). اما بر
طبق اخرین کشفیات دانشمندان ـ مطالبی که امروزه حتی در کتابهای درسی دوره راهنمائی
متوسطه هم قابل دسترس است ـ خورشید میلیاردها سال و گیاهان و حیوانات میلیونها
سال پیش از پیدایش انسان وجود داشته اند، بدون اینکه علت وجودی انها مورد استفاده
قرار گرفتن توسط انسان باشد!!
***
همانطور که همگان
میدانند، در قران بدفعات و به جدیت تاکید شده که
سخنان و فرامین خداوند به هیچ وجه قابل تغییر نیست و ضمنا همه زمان ها و مکان ها را در
بر میگیرد( کهف ۲۷/ انعام ۳۴/ یونس ۶۴/... ). اما همین خداوند مظهر کمال راستگوئی و
پیامبرش که بغیر از دستورات او چیزی به زبان نمی اورد، بارها سخنان خود را ـ که جزو
لاینفک اصول اسلام است ـ تغییر می دهند و حتی گاه بکل زیر ان می زنند! چند مورد
ازین تناقضات به شرح زیر است:
در مکه، در ابتدای
پروژه اسلام، محمد به قصد فشار نياوردن به تازه مسلمانان از انان خواست
که فقط دو بار در شبانه روز، صبح و شب، نماز بخوانند (طه ۱۳۰). اما ارباب اسمانی
محمد بعدا تصميم گرفت که ان را به سه بار در شبانه روز افزايش دهد (هود ۱۱۴). و
می بينيم که در انتها، بهنگام قدرت گيری نسبی اسلام و به زمانی که شعار "یا مسلمان
شوید و یا خود را برای مرگ ـ وبا یک درجه تخفیف دست و پا قطع شدنـ اماده کنید" به سرلوحه فرامين اسلامی
تبديل گرديد(انفال ۱۲/ محمد ۴/مائده ۳۳)، بجا اوردن نمازهای "پنجگانه"
به امری ضروری وبه مثابه ستون دين، به خیل واجبات اسلام پيوست.
ايام نخستین اسلام با
نيايش به درگاه خدائی اغاز گرديد که همچون خدای يهوديان در مسجدالاقصی در شهر بيت
المقدس ساکن بود. اما همين خدا به محض اينکه رسولش پس از گذشت شانزده ماه از
هجرت به مدینه با يهوديان ان دیار درگیر شد، از شمال غربی مدینه به خانه کعبه واقع
در شهر خشک و بی اب و علف مکه نقل مکان کرد!
علت اینکه در ابتدا
بیت المقدس بعنوان قبله مسلمانان برگزیده شد، نوپایی اسلام ، و سابقه مقدس بودن ان شهر
وثابت کردن این مطلب حیاتی بود که "خدای معرفی شده توسط محمد، همان خدای عیسی و
موسی است". وبدین خاطر یک خدای واحد عملا نمی تواند دو دستور متضاد صادر کند.
علاوه بر این، طبق روایت خود قران، سابقه بت خانه بودن خانه کعبه و نا هماهنگی ان با
فلسفه بت شکنی محمد و بطبع مناسب نبودن ان بعنوان خانه خدا، خود دیگر علتی
بود که محمد را وادار به روی اوردن به بیت المقدس کرد. و مهمتر از همه، محمد بیت المقدس را بعنوان بدیلی در مقابل
مکه قرار داد که این خود از حس رقابت با متولیان
خانه کعبه یعنی اقوامش ناشی میشود. خداوند در توجیه اینکه چرا زیر حرفش زده چنین می
گوید: "مردمی که کم خردند خواهند پرسید: چه چیز انها را از قبله ای که روبروی ان
می ایستادند بر گردانید؟ بگو مشرق و مغرب از ان خداست و بدان سبب ان را دگرگون
کردیم که انان که از اوامر خداوند و پیامبر پیروی می کنند را از انان که مخالفت می ورزند بازشناسیم" (بقره ۱۴۲ و
۱۴۳).
در همین رابطه،
موسم روزه داری نیز از سوی خداوند دچار چند تغییر میشود. بدین قرار که ابتدا محمد
در سال اول هجرت، روز دهم محرم(یکی از روزهای مقدس پیش از اسلام) را بعنوان روزه
داری برمی گزیند و اما پس از چندی به تبعیت از یهودیان ـ و البته خدای یهودیان! ـ کل ماه "کیپور"
انان را برای روزه تعیین می کند، ولی بعد از کدورت با یهودیان مدینه، به موازات تغییر روز تعطیل عبادی از شنبه به جمعه،
و تغییر قبله از مسجدالاقصی به کعبه، ماه روزه داری
نیز از "یوم کیپور" به رمضان تغییر می یابد.
همانطور که اشاره شد
در ابتدا روز تعطیل هفته، روز شنبه بود. قران نیز همچون تورات، از طریق ایاتی چند بر
این نکته تاکید می ورزد که شنبه روزیست مقدس که خداوند ـ پس از یکهفته تلاش بی
وقفه برای افرینش ـ در ان روز به استراحت می پردازد. حتی در ایاتی صریحا اشاره می کند
که خداوند یهودیانی را که در روز شنبه بجای عبادت و شکرگذاری به درگاه خداوند، به
صید ماهی پرداخته بودند، به بوزینه تبدیل کرد(بقره ۶۵/ مائده ۶۰/ اعراف ۱۶۶)! اما همین
خداوند در یک سوره کامل روز جمعه را بعنوان روز تعطیل و عبادت معرفی میکند:
"ای کسانی که ایمان اورده اید، چون ندای نماز روز جمعه در دهند، به نماز بشتابید و داد و
ستد رها کنید"(جمعه ۹).
ادامه دارد...