آيا
قرآن تحريف شده است؟
در صدر اسلام و پس از مرگ محمد
هر کدام از ياران او بر حسب توانايي خود قرآنی نوشتند
جمع آوری قرآن برای برخی از مسلمانان در آن زمان چنان اهميت داشت که حتی عده ای از
صحابه از ديگران می خواستند که برای آنها قرآنی بنويسند .اما در اين ميان چند قرآن
طرفداران زيادی داشت از جمله قرآن عبدالله ابن مسعود ،قرآن ابی ابن کعب، قرآن ابو
موسی اشعری و قرآن ابن اسود .تمامی اين قرآن ها در بسياری موارد با يکديگر
اختلافاتی داشتند و هيچ کدام مثل بقيه نبود ند و آين اختلاف در قرآن های رايج بشدت
موجب تفرقه بين مسلمانان می شد و هر گروهی قرآن خود را درست و ديگر قرآن ها را
واقعی نمدانستند و اين امر گاها موجب درگيری شديد بين آنها می گشت . واضح است اگر
اختلاف جزيي بود هيچگاه موجب نزاع و درگيری شديد بين مسلمانان نمی شد و همان طور
که در آينده خواهم اختلافات بسياری در بين قرآن های رايج در آن زمان بوده است .در
تاريخ آمده است فردی بنام حذيقه ابن سعيد ابن عاص که شاهد اين درگيری ها بوده نزد
عثمان می رود و به او هشدار می دهد که اگر اقدام عاجل به عمل نياورد بين مسلمانا ن
جدايي خواهد افتاد و عثمان بشدت بفکر رفته و حال شايد بدليل حفظ دستگاه خلافت خود
يا به هر دليل ديگری عزم خود را جزم می کند که قرآن ها را يکسان کند که شرح اين
ماجرا را را بطور کامل در آينده خواهم گفت.
بعد از يکسان سازی قرآن توسط عثمان تمامی قرآن ها ديگر سوازنده شد و داشتن هر قرآن
ديگری در آن زمان جرم محسوب می شد و دستگاه خلافت بشدت در از بين بردن ساير قرآن
های ديگر سعی وافر نمود و هر قرآن ديگری غير از نگارش مورد قبول حکومت عثمان سريعا
از بين برده می شد و هر گونه مخالفتی هم بشدت سرکوب می گرديد بعنوان مثال ابن
مسعود که از تحويل قرآن خود که قرآن بسيار معتبری هم بوده اجتناب می کند و عثمان
دستور می دهد او را از پا گرفته و چنان بر زمين می کشند که دنده های او می شکند
مجسم کنيد وقتی با اين فرد که چنان مقام شامخی چنين کنند حساب کار دست عوام آمده
بود که موضوع يکسان سازی جدي است .نسل های حاکم بعد از او هم با همين سياست برای
حفظ يکپارچگی حکومتشان همين کار را ادامه می دهند . يکی از قرآن های معروف در زمان
صدر اسلام قرآن ابی ابن کعب بوده است اين قرآن با قرآن امروزی از جهاتی متفاوت
بوده است .آخرين نسخه ای که از اين قرآن ديده شده مربوط به قرن سوم می باشد .
به روايت ابن نديم دوازده سوره كه عبارتند از: سورههاى عنكبوت، لقمان، دخان،
ذاريات، طور، قمر، تحريم، سئل سائل، مزمل، مدثر، بلد و عصردر قرآن ابی ابن کعب
وجود نداشته است البته در کتاب الاتقان از هفت سوره ديگر ياد می شود که در قرآن
های امروزی وجود نداشته است
اما دو سوره در قرآن ابی ابن کعب وجود داشته که در قرآن های امروزی وجود ندارد آن
دو سوره «خلع» و «حفد»هستند که به ترتيب سوره های 90 و 92 در اين قرآن می باشند
سوره «خلع»:
بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم انا نستعينك ونستغفرك. ونثني عليك ولانكفرك. ونخلع
ونترك من يفجرك;
به نام خداوند بخشنده مهربان. خدايا! فقط از تو يارى و آمرزش مىخواهيم. تو را
سپاس مىگوييم و بر تو كفر نمىورزيم. و كسانى را كه گناه كنند رد نموده و ترك
مىكنيم.
سوره «حفد»:
بسم الله الرحمن الرحيم. اللهم اياك نعبد. ولك نصلي ونسجد. واليك نسعى ونحفد. نخشى
عذابك. ونرجو رحمتك. ان عذابك بالكفار ملحق;
بهنام خداوند بخشنده مهربان. خدايا! فقط تو را مىپرستيم. و فقط براى تو نماز
مىخوانيم و به سجده مىرويم. و تنها به سوى تو قدم برداشته و مىشتابيم. از عذابت
مىترسيم. و به رحمتت اميدواريم. قطعا عذاب تو بهكافران خواهد رسيد.
تعداد سوره ها در اين قرآن را 116 سوره می دانند(در منابع تاريخی مختلف اعداد
مختلف ذکر می کنند ) که متاسفانه اين قرآن از بين رفته و ديگر معلوم نيست که چه
سوره های ديگری در اين قران بوده که امروز در قرآنهای موجود نيست .
تدوين کنندگان قرآن در دومين مرحله يکسان سازی قرآنها توسط خليفه سوم اين دو سوره
را دعا دانسته و آن را از قرآن حذف می کنند .
وبسياری معتقدند که اين دو سوره بيشتر دعا است زيرا از زبان انسان به خدا سخن گفته
شده است .عده ای هم معتقدند که محمد اين دعاها را در قنوت مىخوانده است و ابى
براى آن كه فراموش نكند اين دو دعا را در مصحفش نوشتهاست. اما كسانى كه پس از او
آمدهاند گمانكردهاند كه جزو مصحف او بوده است . البته در اين صورت اين سوال
بوجود می آيد که پس چرا ابی اين دعا ها را در سوره های 90 و 92 قرار داده !!
واقعا در اين مورد ابهامات زيادی وجود دارد که در حوصله اين بحث نيست .
اما يک سوره از قرآن را که مطمئنم همگی آن را حفظ هستيد را می نويسم بسم الله
الرحمن الرحيم الحمدلله رب العلمين .آلرحمن الرحيم .ملک يوم الدين .ايا ک نعبد و
اياک نستعين .اهدنا الصراط المستقيم .صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم
ولا الضالين
بنام خداوند بخشنده مهربان
ستايش خدای را که پروردگار جهان است بخشنده و مهربان است مالک روز جزاست تنها تو
را می پرستيم و از تو ياری می جوييم . ما را به راه راست هدايت فرما راه آنانی که
بر انها نعمت داده ای نه راه آنانی که بر انها خشم گرفته ای و نه گمراهان .
اين سوره هم همانند دو سوره بالا به دعا بيشتر می ماند تا به سوره .
اين سوره بيشتر کلام محمد است تا کلام خدا .آيا خدا از کسی می خواهد تا او را به
راه راست هدايت کند ؟از چه کسی چنين چيزی را می خواهد ؟خدا در اين سوره از جه کسی
ياری می جويد ؟خدا چه کسی را می پرستد ؟با تعريفی که اسلام از خدا دارد پس کلام
خدا نيست.اگر کلام خدا نيست يعنی قرآن کلام خدا نيست !!! اگربگويند خدا از زبان
انسان سخن گفته پس چرا هيچ اشاره ای که چنين چيزی را نشان دهد در اين سوره نيست
مثلا
سوره الناس را بخوانيم
بسم الله الرحمن الرحيم
قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس من شر الوسواس الخناس الذی يوسوس فی صدور
الناس من الجنته و الناس
بنام خداوند بخشنده مهربان
بگو پناه می برم به پروردگار انسانها پادشاه انسانها اله آدميان از شر شيطان وسوسه
گر که وسوسه می اندازد در دل انسانها خواه او از جنس انسان باشد خواه از جنس جن
در اين سوره تفاوت فاحشی با سوره قبل می بينيم و آن اين است که در اين سوره هم
ظاهرا خدا از زبان انسان سخن گفته ولی همانطور که می بينيم کلمه قل يعنی ((بگو
))در ابتدای سوره آمده است . اين موضوع که خدا از زبان انسانها سخن گفته بارها در
قرآن آمده است پس اگر اين سوره خدا از جانب انسانها سخن می گفت بايد کلمه قل در
ابتدای اين سوره می آمد ولی در سوره فاتحه الکتاب چنين چيزی ديده نمی شود و اين
موضوع اصالت اين سوره را زير سوال می برد
نظر عمر در باره قرآن
در باره قرآن عمر شديداً به اين موضوع معتقد بود که قرآن به طور کامل جمع آوری
نشده
آياتی که به اعتقاد عمر در قرآن وجود داشته ولی در قرآن قرار نگرفت :
1)آيه رجم
عمر اعتقاد داشت که در قرآنآيه رجم وجود داشته و اين آيه موقع جمع آورى قرآن از
قلم افتاده است،لذا هموارهمىكوشيد درج آن را به صحابه بپذيراند.به طورى كه قبلا
ذكر شد هنگام جمع قرآنبه وسيله زيد بن ثابت،عمر خواست نظر خود را به جمع بقبولاند
و عبارت«الشيخو الشيخة اذا زنيا فارجموهما البتة نكالا من الله و الله عزيز
حكيم،پير مرد و پير زنى اگرزنا كردند آنان را سنگ سار كنيد.عقوبتى است از جانب خدا
و خدا عزيز و حكيماست»را به عنوان آيه در قرآن قرار دهد.به طور معمول از وى شاهد
طلبيدند اونتوانستشاهد بياورد،لذا پذيرفته نشد،ولى عمر پيوسته در اين انديشه بود
كه برمردم عرضه كند و به گمان خود حجت را بر مردم تمام كند.در آخرين روزهاىحيات
خود، بالاى منبر تاكيد نمود:«اى مردم!مبادا روز قيامتبگوييد عمر به مانگفت.خدايا
شاهد باش كه گفتم و عرضه كردم ولى كسى آن را نپذيرفت» .
2.آيه رغبت :عمر،اعتقاد داشت كه در قرآن آيهاى با اين نام وجود داشته وساقط شده
است.او مىگفتيكى از آياتى كه در قرآن مىخوانديم اين آيه بود:«انلا ترغبوا عن
آبائكم فانه كفر بكم ان ترغبوا عن آبائكم»
3.آيه جهاد :عمر هم چنين اعتقاد داشت كه اين عبارت آيه قرآنى بوده و از قرآنساقط
شده است:«ان جاهدوا كما جاهدتم اول مرة» .
4.آيه فراش :عمرهمواره اعتقاد داشت که آيه الولد للفراش و للعاهر الحج از
آياتقرآنى بوده است
5.عدد حروف قرآن :عمر را می گفت که كه حروف قرآن 000/027/1است در صورتى كه عدد
موجود بيش از 671/323 نيست.از وى روايتشده است:«قرآن داراى هزار هزار حرف و بيست
و هفت هزار حرف است.هر كهقرآن را براى خدا و با صبر و حوصله بخواند،در مقابل هر
حرف يك زوجه ازحور العين به او مىدهند»
6.عبد الله فرزند عمر چنين مىپنداشت كه بسيارى از آيههاى قرآن از ميان
رفتهاست.او چنين مىگفت:«كسى از شما نگويد كه تمامى قرآن را فرا گرفتهام،از
كجامىداند تمامى قرآن كدام است؟در صورتى كه بسيارى از قرآن از ميان رفته است بلكه
بايد بگويد آن چه هست فرا گرفتهام» .
نظر عايشه در مورد قرآن
1)در قرانی كه عايشه قبول داشت ، آيه ای وجود داشت که در ساير قرآن ها موجود نبود
و آن آيه اين است :ان الله و ملائكته يصلون علىالنبي يا ايها الذين آمنوا صلوا
عليه و سلموا تسليما و على الذين يصلون الصفوفالاولى».حميده دختر ابى يونس،خدمت
گزار عايشه،مىگويد:«البته اين تا موقعىبود كه عثمان مصحفها را تغيير نداده بود»
.
2)عايشه اعتقاد داشت که در قرآن آيهاى بوده است كه مقدار شير خوارگى را كهموجب حرمت(رضعات
محرمه)مىشود تعيين مىكرد،ولى موقع اشتغال به دفنپيامبر صلى الله عليه و آله
گوسفندى وارد اتاق وى شده است و صفحاتى را كه مشتمل بر آيهرضعات بود جويده و
خورده است!آن آيه ابتدا چنين بود:«عشر رضعات يحرمن»
ولى بعدا با آيه«خمس رضعات يحرمن»نسخ شد.عايشه گويد:«موقع وفاتپيامبر صلى الله
عليه و آله اين دو آيه،جزء آيات قرآن تلاوت مىگرديد» .
نظر ابو موسی اشعری در مورد قرآن
ابو موسى اشعرى،اعتقاد داشت که در قرآن سورهاى وجود داشته معادل سورهبرائت و
سوره ديگرى معادل سورههاى«مسبحات»،كه اين سورهها از قرآن ساقطشده و از بين
رفته است.او مىگويد:فعلا يكى از آيات سوره معادل برائت را بياددارم:«لو كان لابن
آدم و اديان من مال لابتغى واديا ثالثا و لا يملا جوف ابن آدم الاالتراب».
نظر ابي ابن کعب در مورد قرآن
ابى بن كعب يکی از بزرگترين صحابه ها اعتقاد داشت که سوره احزابكه فعلا داراى 73
آيه است،معادل سوره بقره بوده و حدود 286 آيه داشت».اينگفتار را به عايشه نيز
تاييد کرده است .(عايشه از معدود حافظان کل قرآن در صدر اسلام بوده است )
نظر مالک ابن انس در مورد قرآن :
مالك بن انس اعتقاد داشت كه بيش از يك چهارم از سوره برائتباقى نماندهاست.او
مىگويد:«اين سوره هم آورد سوره بقره بوده و از اول آن،مقدار زيادىافتاده اس ت و
بسم الله الرحمان الرحيم نيز جزء آيات ساقط شده است»در اين زمينهروايات بسيارى
وجود دارد .
تحريف قرآن به روايت مورخين
1)محيىالدين ابن عربى(متوفاى 638)،صاحب كتاب«فتوحات مكيه»است.او بر اين
باوربوده كه قرآن ستخوش تحريف گرديده،چيزهايى از آن كم شده است.گويد:«اگرنبود
افراد ضعيف دل كه زود مىلغزند و اعتقادشان متزلزل مىشود و حكمت چنينكارى را
مجاز نمىشمرد هر آينه روشن مىكردم تمامى آن چه را كه از مصحفعثمان ساقط شده
است...» .
2.كتاب السقيفة منسوب به سليم بن قيس
3.كتاب قرائات احمد بن محمد سيارى
4.تفسير ابى الجارود
5.تفسير منسوب به على بن ابراهيم
6.كتاب استغاثة على بن احمد كوفى
7.كتاب احتجاج طبرسى
8.تفسير منسوب به امام حسن عسكرى
9.كتاب«دبستان المذاهب»كه در قرن يازدهم هجرى در فاصله(1040-1065)نوشته شده است.
10.کتاب «الفرقان»،توسط نويسنده مصری بنام ،محمد محمد عبد اللطيف معروف به ابن
الخطيب،از علماىمعروف مصر،نوشته شده است
نويسنده اين كتاب معتقد است علاوه بر تغييرات و تحريفاتى كه پيش از عثماندر قرآن
رخ داده است پس از آن نيز،به دستحجاج در دوازده جاى قرآن تغييراتاساسى رخ داد و
بر خلاف آن چه در زمان عثمان بوده،ثبتشده است.مثلامىگويد:در قصه نوح در سوره
شعراء من المخرجين بود،و در قصه لوط منالمرجومين ولى حجاج آن را تغيير داد و من
المرجومين را در قصه نوح آورد و منالمخرجين را در قصه لوط كه اكنون بر همين منوال
است .
11) كتاب«منبع الحياة»(چاپ بغداد وبيروت) اثر سيدنعمت الله جزايرى(متوفاى
1112)که اين مساله را مورد بحث قرار داد و با دلايل چندى در صدد اثبات تحريفقرآن
بر آمد
12)كتاب«فصل الخطاب» اثر حاجى نورى(متوفاى 1320)
نکته :
سيد جزايرى مىگويد:«روايات مستفيضه بلكه متواتره دلالتدارند كه قرآن دستخوش
تحريف گرديده».اولين و عمدهترين روايتى را كه مورداستناد قرار مىدهد، كه از
كتاب «احتجاج»
نقل مىكند كه از امام علی پرسيده شد كه تناسب ميان صدر و ذيل اين آيهچيست و ان
خفتم ان لاتقسطوا في اليتامى فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى و ثلاثو رباع
(نساء 4:3) ،و اگر در اجراى عدالت درباره اموال يتيمان[كه نزد شما سپرده
شده]بيمناكيد،پس هر چه از زنان كه شما را پسند افتاد،دو يا سه يا چهار به هم
سرىاختيار كنيد».آن گاه حضرت فرموده باشند كه بيش از يك سوم قرآن از اين آيه
افتادهاست .
يک نکته هميشه من را به فکر فرو می برد که چرا مسلمانان هميشه بشدت با هر آنچه که
مخالف اعتقادات انها باشد بطور قهرآميز برخورد می کنند و هر که بخواهد قرآن و ساير
اعتقادات انها را نقد کند او را با انگ های دشمنان اسلام و مزودوران بی دين و فاسد
مذهب و... تهديد می کنند .
و اگر فرد کمی در مورد نقد های خود جدی باشد و مسلمانان نتوانند جواب او را بدهند
با نرور کردن و کشتن فرد منتقد ،نفد های او را با منطق خود جواب می دهند .اين موضوع
از صدر اسلام رايج بوده است و هچنان ادامه دارد.
خورشيد تابان
http://fardabaou.persianblog.com/
منابع:
صحيح بخارى-صحيح مسلم-مسند احمد-الدر المنثور-فتح البارى-تفسير ابن كثير- البرهان
الاتقان -ميزان الاعتدال-منتخب كنز العمال