جهان بينی مسيحی وداده های علمی

ضرورت ارائه ی پاسخ به نامه ای  که ازيک هموطن مسيحی به پايگاه کافررسيده است، انگيزه اوليه ی لازم را برای ما فراهم آورد تا درباره ی "جهان بينی مسيحي وداده های علمی" به بحث نسبتأ مفصلی بنشينيم. اجازه دهيدقبل از هرچيز نامه ی ايشان را عينأ نقل کنيم:

اين است حكم من كه يكديگر را محبت نماييد

                 عيسي مسيح

با سلام به گردآورندگان اين سايت

اميدوارم كه فيض و بركت خداوند به طور خاص با شما باشد. من مدتي است كه با سايت شما آشنا شدم وبه نظر من تبادل انديشه و افكاردر چهار چوب احترامات متقابل بيسيار نيكوست. متاسفانه ما در جامعه زندگي ميكنيم كه انديشدن وگفتگو بايد در يك قالب خاصي باشد وشما اگر شما انديشه ديگري داشته باشيد مجرم هستيدمن به عنوان يك مسيحيي كه دراين كشور زندگي ميكند اين حق رانبايد داشته باشم در مورد افكارم صحبت كنم ....البته اين امر مسلم است و حق هر انساني است كه در بيان عقيده اش آزاد باشد. اين افكارمی تواند دينی باشد يا نباشد.

به نظر من خدا انسان را آزاد خلق كرده است و انسان حق انتخاب دارد كه در   زندگي اش با خدا باشد يا نباشد وهيچ انساني و هيچ دينی اين حق را ندارد كه آموزه خود را به كسی تحميل كند. خداوند خود را به كسی به زور تحميل نميكند پس ما چرا عقايد خود را به ديگران تحميل كنيم.

من بعضي از مقالات سايت شما را مطالعه كردم اما من فكر ميكنم بر اثر فشارهای موجود شما حالت تهاجمي گرفتيد و پيروان اديان را به يك حالت جنگ گونه فرا خوانديد يا به عبارت بهتر به اديان اعلان جنگ داديد.

نكاتي به ذهنم رسيد كه مطرح ميكنم:

1. من با كسي جنگ ندارم حتي اين شخص قاتل باشد و هدف من از ارتباط با سايت شما اين است كه بيشتر ياد بگيرم و با افكارمختلف آشنا بشوم.

2. داستان پيدايش انسان كه دركتاب پيدايش ذكر شده است بر حسب چه دلايل علمي آن را رد می كنيد و علم چه زماني قضيه آدم و حوا ردكرده است. اما حقايق علمي كه شما از آن صحبت ميكنيد فقط مفروضات علمی هستند كه ممكن است مانند بعضی از مفروضات علمی منسوخ شود

3. من در يكي از مقلات شمامطلبي خواندم كه عين جمله را نقل قول ميكنم : . پاسخ مختصراين است که جنسيت درمرحله ی مشخصی از تکامل سلولی بوجود آمد. سلول های اوليه غيرجنسی بودند وعناصرنروماده راهردو درخودداشتد. براثر فعل وانفعالات شيميائی درون سلول انرژی لازم ذخيره شد وسلول به سلول های جفت تبديل شدند. بنابراين نروماده درآن واحد بوجود آمدند. علم سالهاست که افسانه آدم وحوا واينکه خداوند ابتدا جنس نر (آدم) را آفريد وبعد ازدنده ی چپ او جنس ماده (حوا) را باطل اعلام کرده است.

 سوال اول قبول داريد كه ما در جهاني زندگي ميكنيم كه كه فاصله بين كهكشانها چندين ميليون سال نوري ميباشد شما چه قدمتي از زمان پيدايش اولين سلول (كه مشخص نيست چگونه به وجود امده) تا به حال قايل هستيد؟

دوم از زمان پيدايش كره زمين تا به حال چه زماني ميگذرد و مركز اوليه اين اتفاقات كجا بوده؟

سوم قبول كنيد ما انسان هستيم ومحدود به مكان وزمان، بنابراين از درك از حقايقي كه خارج اين چهار چوب باشد عاجزهستيم وبه همين دليل علم انسان هم محدود است.

چهارم برفرض تمام هستي از تكثير سلولها به وجود امده اند چطور است كه جاندران اين همه با هم تمايز دارند مگر ريشه همه جانداران يكي نيست؟  البته همه طعبيت جان ندارد مثل سنگ... مگراينكه فرض كنيم سنگ هم جان دارد.

پنجم در خلقت ا نسان كمي تفكر كنيد. آيا بي نظير نيسيت آيا موجودي مشابه انسان سراغ داريد؟ آيا خلقت انسان ميتواند تصادفي باشد؟

اما مسايلي ديگر ي هم هست كه ميتوان در مورد  ان بحث كرد وليكن به همين موارد اكتفا ميكنم و منتظر پاسخ شما ميمانم اگر ممكن است جوابتان را براي من ميل بزنيد چون مدتي است كه نميتوانم به سايت شماوارد شوم (لطفا موارد بحثتان در چهار چوب كتاب مقدس باشد باذكر نام كتاب وباب وآيه در ضمن استناد به كتب ديگر مانند اپوكريفا وانجيل برنابا و... قابل پذيريش نيست)

در اخر اين نكته را خدمت شما بگويم كه همه ما چه مسيحي چه مسلمان ويا پيروهر انديشه ديگرباشيم فرزندان اين سرزمين هستيم ومن به عنوان يك مسيحي ايراني به  ايراني بودنم افتخار ميكنم وآرزو ميكنم روزي بيايد همه در ارامش وشادماني دركنار هم با هر نوع طرز تفكر در سرزمين عزيز مان ايران زندگي كنيم.

با تشكر

يكي از فرزندان كوچك ايران عزيز

با آرزوي شادماني براي همه شما. اميدوارم خدا شما را بركت بدهد.

 پاسخ:

درود فراوان برتو فرزند دلبند ايران عزيز

ما نيزبرای تو آرزوی شادمانی می کنيم وبا آن بخش ازانديشه ات که برآزادی عقيده، دين، مرام ووجدان تاکيد کرده ای کاملأ موافقيم. ما هم مانند خودت هدفمان يادگيری است وبحث وتبادل نظر. ما هم بعنوان انسان هائی برروی اين کره ی سيار، ضمن تاکيد بربرابری انسان ها، خودرا ايرانی می دانيم وبه ايرانی بودن خود افتخارمی کنيم. ما هم همراه با شما "آرزو ميكنم روزي بيايد همه در ارامش وشادمانی دركنار هم با هر نوع طرز تفكر در سرزمين عزيز مان ايران زندگی كنيم."

واما می رسيم به موارد مخالفت ما با شما: ما برخلاف شما همه ی اديان ـ ازجمله مسيحيت ـ را سد های بزرگی دربرابرپيشرفت وتعالی مادی وفرهنگی بشريت وهمبستگی انسان ها می دانيم. دراين مقاله با توجه به پرسش های شما سعی می کنم نگرشی انتقادی داشته باشم به رابطه مسيحيت وعلم.

جهان بينی دينی همواره ازازوضع موجود طرفداری کرده است ودربرابرتغييروپويائی درحوزه انديشه ايستادگی کرده است. جهان بينی مسيحيت ريشه درجهان بينی دين يهود دارد. افسانه ی مسيح ازمسيحاگری مستتردرانجيل عهد عتيق برمی خيزد که کسی می آيد وجهان را ازآشفتگی نجات می دهد. مسيحيان معتقدند که اين فرد کسی نيست جزعيسی ناصری. جالب اين است که يهوديان درانجيل عهد عتيق همواره از مسيحای يهود بعنوان "پسرخدا" يا دکرده اند. با استفاده ازاين پيشگوئی يهوديان بود که عيسی ناصری را "پسرخدا" خوانند.  

تعاليم اخلاقی مسيحيت، که درانجيل عهد جديد آمده است، بشکل کلی آن درانجيل عهد عتيق نيزموجود است ومسيحيان جهان کتب دينی يهوديان وبسياری ازتعاليم آنان (ازجمله ده فرمان) را نيز قبول دارند. علاوه بريهوديت، نظرات افلاطون درمورد جامعه برادری وديدگاه های فيلسوفان رواقی مانند فيلو وبخصوص ســِنـِکا، فيلسوف رواقی قرن اول قبل از ميلاد، درتحول مسيحيت نقش مهمی ايفاکرده است. سِنِکا که برخی اورا پدربزرگ يا دائی مسيحيت می نامند با تاکيد برمسائل اخلاقی، آرامش، معنويت، تسليم ورضا تاثيرمهمی برتحول مسيحيت بجای گذاشت.

مهمترين تفاوت مسيحيت ودين يهود درشخصيت خود مسيح است که دارای طبيعت دوگانه ی انسانی والهی است. اوازجانب خدای پدرازآسمان به شکل وشمايل انسان به زمين نزول کرده است و بصورت انسان و با تمام خصوصيات انسانی دربين همه ی آدم ها زندگی می کند. او بخاطرآنکه انسان ها را ازعقوبت گناه برهاند برصليب می رود. ليکن با مرگ داوطلبانه ی  خود مجددأ به آسمان عروج می کند ونزد پدربازمی گردد تا بشررا ازشرگناه نخستين برهاند. مسيحيت نيزمانند اسلام زندگی دنيوی را مرحله ای موقت می داند که انسان را برای زندگی ابدی دردنيای آخرت آماده می سازد.

جهان بينی وآموزش های اديان ريشه دراسطوره های کهن دارند. مهدويت (مسيحاگری)، تثليث (خدايان سه گانه ی مسيحيت که عبارتند ازپدر، پسروروح القدس)، نزول وعرو ج مسيح ونظايراينها توسط هيج دليل ومدرک علمی تاييد نمی شوند. فرد مؤمن بايد آنها را بصورت تعبــّدی (برده وار) بپذيرد وگرنه ازطرف جامعه ی روحانيت وسايرمؤمنين ومؤمنات طرد وتکفير می شود. انجيل عهد عتيق همه چيزرا برای بشرمعين کرد. شاهان وپيامبران بنی اسرائيل وبعدها عيسی مسيح ازقول خدا به مردم گفتند چه چيزپسنديده است وچه چيز نکوهيده، پارسائی چيست وگناه کدام است. درسفرپيدايش ( که شما به آن اشاره فرموده ايد) به آدميان تعليم داده شده که جهان هستی چگونه وبه چه علت بوجود آمده است وآينده اش چسان خواهد بود. درآخرت شناسی مسيحيت( که مبتنی برآخرت شناسی دين يهود است واسلام نيزازآنها کپی برداری کرده است) با جزئيات به بشرگفته شده که سرنوشت نهائی اش چه خواهد بود: درزندگی خدا (درواقع روحانيون وطبقات حاکم) را اطاعت کن وگرنه درآن دنيا درآتش دوزخ خواهی سوخت.

اربابان کليسا يک جهان بينی ثابت وبدون تغييررا برای پيروان خود بجای گذاشتند وبا تبليغ و تطميع (بهشت واجرای عدالت دردنيای پس ازمرگ) احساسات توده های ناآگاه را به نفع دين وعليه تفکرمستقل برانگيختند وطی قرون واعصاراجرای شعائردينی را برای آنان بصورت يک عادت مرده درآوردند. نهادها واربابان دين بجای اميد دادن به آينده با نوميدی ازسنت های پوسيده وبازدارنده ی گذشته دفاع کردند. اين دانشمندان بودند که با تحقيقات مستقل خود سنگ درمرداب افکندند وموج آفريدند. کليسا همواره دربرابرکشفيات واختراعات علمی موضع خصمانه گرفته وآنجا که پای نوآوری به ميان آمد حتی به فرزندان خود نيزرحم نکرد. علم، عليرغم پس روی های گه گاهی اش، همواره مسيرعکس را طی کرده است. ازاين لحاظ است که نبرد بين علم ودين هرگز متوقف نمی شود وشما اشتباه می فرمائيد که به ما می گوئيد: "من فكر ميكنم بر اثر فشارهای موجود شما حالت تهاجمی گرفتيد و پيروان اديان را به يك حالت جنگ گونه فرا خوانديد يا به عبارت بهتر به اديان اعلان جنگ داديد." دوست گرامی ما طرفداربی قيد وشرط عدم خشونت هستيم وازآزادی بحث وگفتگودفاع می کنيم. اين ماهيت دوجهان بينی متضاد ـ يکی  ايستا وديگری پويا ـ ا ست که يکديگررا به چا لش می طلبند.

اجازه دهيد بخاطرگل روی شما هم  که شده باشد نظری به "سفرپيدايش" درانجيل عهد قديم بيندازيم وبطوری کاملأ اجمالی آموزش های آنرا با داده های علم مقايسه کنيم. سفرپيدايش نخستين کتاب انجيل عهد عتيبق است. نخستين يازده بخش سفرپيداش به داستان خلقت، آدم وحوا، باغ عدن (بهشت)، گناه نخستين، هابيل وقابيل، برج بابل، طوفان نوح وآغازتفکيک زبان ها اختصاص دارد. بخش های دوازده تاپنجاه به ابراهيم وخانواده واعقاب اواختصاص دارد ودرواقع تاريخ جامعه پدرسالاراسرائيل عهد قديم است. تاريخ مردسالارانه ی يهود با اين وعده الهی به ابراهيم شروع می شودکه "ازتوامتی عظيم پيدا کنم وترا برکت دهم ونام ترابزرگ سازم وتوبرکت خواهی بود." (12:2) سفرپيدايش با عظمت يافتن قوم بنی اسرائيل دريوسف ومرگ يوسف پايان می پذيرد. قدمت سفرپيدايش ازنظربرخی محققين انجيل به حدود سال 950 قبل ازميلاد می رسد. برخی برآنند که موسی سفرپيدايش را برشته ی تحريردرآورده وعذرا تلکمه ای برآن نگاشته است.

کسانی که سفرپيدايش را نوشته اند با توجه به درک بسيارپائين علمی زمان شان، به دوران ماقبل علم تعلق دارند. جهان بينی آنان قبل ازآنکه به دنيای علم تعلق داشته باشد درهاله ای ازاسطوره های عهد کهن وافسانه های عجيب وغريب پوشانيده شده است. مثلأ درباب نخست سفرپيدايش به تفسيرتشريح شده است که چگونه خدا زمين وآسمان را درشش روز آفريد. درآن زمان (که تا همين اواخرمسيحيان آغازآفرينش جهان را شش هزارسال پيش تصورمی کردند) همه ی گياهان، حيوانات وانسان بصورت کنونی خود آفريده شدند. اين خود نفی آخرين دستاوردهای ستاره شناسی وکشفيات تلسکوپ هابل است که آغاز انفجاربزرگ را دوازده ميليارد سال قبل می داند. اين جزم با کشفيات داروين درمورد اصل انواع وقانون تکامل نيز درتضاد آشکاراست. کيهان شناسی انجيل به جهان سه طبقه اعتقاددارد: آسمان (مکان کبريائی است وبهشت درآنجا قراردارد)، زمين (که محل اقامت موقت آدميان وجانوران وگياهان است)، زيرزمين (که جهنم مردگان است). اکتشافات اخيرفيزيک نجومی ثابت کرده است که جهان قابل رؤيت ازبيليون ها کهکشانه تشکيل شده که هرکهکشانه بيليون ها ستاره  را درخود جای می دهد.

دررابطه با آدم وحوا درباب دوم سفرپيدايش می خوانيم که "خدا پس آدم را ازخاک زمين بسرشت ودربينی وی روح حيات دميد وآدم نفس زنده شد" (باب دوم آيه های هفت وهشت).  وبعد "خداوند خوابی گران برآدم مستولی گردانيد تا بخفت ويکی ازدنده هايش راگرفت وگوشت درجايش پرکرد وخداوند آن دنده را که ازآدم گرفته بود زنی بنا کرد ووی را بنزدآدم آورد" (باب دوم، آيه های 21 تا 23). اين ديدگاه آنقدرازداده های علمی فاصله دارد که بی شباهت به قصه های کودکانه ی جن وپری نيست. امروزه علم فسيل شناسی برمنشاء انسان پرتوافشانی کرده است. فسيل های مختلفی که درمناطق مختلف جهان پيدا شده نشان داده است که انسان بتدريج ودريک جريان طولانی مدت تکاملی روی دوپای خود استوارشده است وچنين نبوده که خدای يهوه يکباره اورا بصورت امروزی خلق کرده باشد.

جالب ترين فصه ی "سفرپيدايش" افسانه گناه نخستين است که انسان بخاطرآنکه امرخدا را درنخوردن ميوه درخت خرد ومعرفت زيرپا می گذارد ازبهشت رانده می شود. بيائيد باهم آيه های شانزدهم وهفدهم باب دوم سفرپيدايش را بخوانيم: "وخداوند آدم راامرفرمود گفت ازهمه ی درختان باغ بی ممانعت بخور اما ازدرخت معرفت نيک وبد زنهارنخوری زيرا روزی که ازآن خوردی هرآينه خواهی مــُرد."  دراسطوره های يونانی نيز زئوس بخاطرآنکه پرومته به انسان  آتش (ابزار تمدن وبقول دکترمعين "خرد ودانائی") عرضه می دارد اورا به شکنجه ی ابدی محکوم می سازد. اين افسانه ها نشان می دهد که اديان ازهمان ابتدا با تفکر منطقی مخالف بوده وبه انسان های نادان وبره صفت نيازداشته اند.

اگرکسی پيش داوری را کناربگذارد وفارغ ازاحساسات مذهبی وتلقينات والدين وهم کيشان خود باعقل سليم آموزش های مذهبی را مورد تجزيه وتحليل قراردهد بخوبی مشاهده می کند که همه ی آنها مــُهرزمان ومکان ومنافع طبقه، گروه يا قوم خاصی را بر خود دارند. مثلأ همين سفرپيدايش شما بصورت ويژه وکل انجيل عهد عتيق بشکل عام شرح جنگ ها، پيروزی ها وشکست های قوم بنی اسرائيل است که ازنظرخدای يهوه قومی برگزيده است. برگزيده کردن قوم بنی اسرائيل ووعده ی خدا به ابراهيم که اورا سرآمد ديگران خواهد کردازخدا موجودی سفاک وتبعيض گر می سازد. ما اين تبعيض را دررفتاريعقوب نسبت به فرزندان خود با عزيزترشمردن يوسف که زيباتراست نيز مشاهده می کنيم.

اظهارنظرهای ضد علمی درکتاب های آسمانی (اعم ازگيتا وودا وانجيل های عهد قديم وجديد وقرآن) آنقدرفراوانند که پرداختن به همه ی آنها به ساعت ها وقت نيازدارد. مثلآ اين آموزش که خورشيد دورزمين می گردد وزمانی بنا به فرمان يوشع بن نون خورشيد متوقف می شود با هيج داده ی علمی سازگار نيست. همچنين اين اعتقاد که بدن متلاشی شده ی انسان درروزرستاخير دوباره بصورت نخست درمی آيد، دوباره زنده می شود وحساب وکتاب پس می دهد. همينطور مافوق انسان قراردادن شاهان وپيامبران بنی اسرائيل: عمرنهصد وسی ساله ی آدم (5:5) وعمر نهصد وپنجاه ساله ی نوح (9:29)، حاملگی سارا درسن نود سالگی ازابراهيم صد ساله (17:18) وعمر147 ساله ی يعقوب (47:29).

دکان داران دين درهمه جای دنيا، بخصوص اربابان کليسا، همواره با دستاوردهای علم سرستيزداشته اند وبه تعقيب وآزار وحتی کشتاردانشمندان دست زده اند. يکی ازدانشمندان ونويسندگان انگليسی که درژنتيک و زيست شناسی دست بالائی دارد بنام پروفسورهالدين دررابطه با تضاد دين وعلم می نويسد:

"آموزش علمی وآموزش دينی ناسازگارند.... اين بدان معناست که کودکان بجای آنکه درباره تکامل آموزش ببينند بايد دررابطه با آدم ونوح ياد بگيرند. آنان بجای آنکه راجع به کــُخ (1 نابود کنند ی  وبا تعليم ببينند بايد درباره ی داود که غول را کُشت بخوانند. بجای آنکه دررابطه با پروازمونتاگلفيه (2) وبرادران را يت (3) به کنکاش پردازند بايد دربند عروج مسيح به آسمان باشند. بدترازهمه آنکه به کودکان ياد می دهند که پذيرفتن برخی ازمطالب بدون وجود مدرک کافی ثواب است. اين باعث می شود که کودکان دردوران بزرگی قربانی هرنوع فريب ونيرنگ قرارگيرند وپذيرش شيوه تفکرموفق درعلم برايشان بسياردشوارگردد." (4)

واما دررابطه با اين نکته که مرقوم فرموده ايد "حقايق علمی كه شما از آن صحبت ميكنيد فقط مفروضات علمی هستند كه ممكن است مانند بعضی از مفروضات علمی منسوخ شود"، بايد عرض کنم که فرضيه ی علمی درواقع نوعی پيشنهاد يا نظريه است که بخاطربحث وآزمايش بيشترودرک بهتروروشن تر جنبه های مختلف يک پديده مطرح می شود. فرضيه ممکن است با توجه به مشاهدات وآزمايشات بعدی به اثبات برسد يا کنارکذاشته شود. فرضيه سازی درواقع مرحله ای ضروری دررسيدن به هرنوع شناخت علمی است. قانون علمی برعکس رابطه ای است که ازبوته ی آزمايشات مکررگذشته ودرستی آن بارها وبارها به اثبات رسيده است. قانون درواقع رابطه اساسی ودرونی پديده هاست که تحول طبيعی وضروری آنها را معين می سازد. قانون علمی تازمانی که پديده ای که قانون برآن حاکم است به حيات خود ادامه می دهد، نافذ خواهد بود. دريک طبقه بندی کلی از سه گروه قانون علمی می توان سخن گفت: 1) قوانين خاص که که روابط بين پديده های مشخص يا خاصيت مشخص يک پديده رامعين می سازند؛ 2) قوانين عام که حوزه وسيعی را دربرمی گيرند وبرگروه زيادی از پديده ها حاکم اند مانند قانون بقای ماده وقانون بارالکتريکی درفيزيک وقانون انتخاب طبيعی درزيست شناسی؛ 3) قوانين جهان شمول که برتمام گيتی حاکم اند وروابط بين روند های جهان شمول تحول عالم طبيعت را بيان میدارند.

درجهان بينی دينی، جزم های سنتی عهد عتيق به عنوان اصول جهان شمول عالم هستی درنظر گرفته می شوند که بايد قوانين ثابت شده علمی خود را برآنها منطبق سازند. کليسا طی قرن های متمادی قوانين علمی را مردود شمرد، ليکن زمانی که به سبب پيشرفت علم دراين نبرد شکست خورد به توجيه مذهبی قوانين علمی پرداخت. تفسيربه کمک دين شتافت و اذهان ساده را به حفظ وتداوم جزم ها واداشت. اين مسئله تا جائی به جلو رفت که گاهی به خاطرحفظ دين شناخت علمی انسانی مورد انکارقرارگرفت. مثلأ شما درنامه خود مرقوم فرموده ايد "قبول كنيد ما انسان هستيم ومحدود به مكان وزمان، بنابراين از درك از حقايقي كه خارج اين چهار چوب باشد عاجزهستيم وبه همين دليل علم انسان هم محدود است." پاسخ من به شما اين است که دين هم درمحدوده ی زمان ومکان اتفاق می افتد ولازم نيست برای نجات آن دربرابر پيشرفت فزاينده ی علم به پديده های واهی خارج از زمان و مکان، که نه درحوزه ی علم بلکه درحوزه ی تخيلات ماست، متوسل شويم. شک نيست که کشفيات علمی دائمأ درحال تغييروتحول اند. مثلأ قانون جاذبه عمومی نيوتن به نفع اصل نسبيت عام انشتتاين به حاشيه رانده می شود ولی اين قانون درحوزه محدود کره زمين نافذ است وخود پيش زمينه را برای اصل نسبيت عام فراهم کرده است. کشفيات علمی به نفع خود علم تحول می يابند نه به نفع توجيه سنت های عهد دقيانوس.

دليل اينکه کليسا اينقدر با علم سرجنگ دارد اين است که کليسا برآن است که همه ی مطالب انجيل وحی الهی است وبايد آنها را بدون چون وچرا مورد قبول قرارداد. عدم قبول هرجزمی توسط فرد مؤمن به اين معناست که اويا خدا را دروغگو می داند يا انجيل را بعنوان کلام خدا رد می کند. علم امروزی گرچه کارخود را می کند وکاری به کاردين واموردينی ندارد، ليکن چنان برمسائل جهان، طبيعت وشناخت آدمی پرتوافشانی کرده است که دين وايمان را به وادی خيال بافی شخصی انسان ها کشانده است.

درخاتمه ازشما خواهش می کنم که به کتاب ها ومقالات علمی وبی طرف که درمورد پيدايش جهان وتکوين زندگی نوشته شده است (با استفاده ازاينترنت يا با سفارش دادن اين کتاب ها که درسالهای اخيرکمتربه زبان فارسی ترجمه شده اند) نيزمراجعه بفرمائيد. يکی ازآخرين کتاب ها ئی که دراين زمينه منتشرشده است، توسط استاد جوان وفيزيک دان برجسته ی  دانشگاه ميشيگان آمريکا به رشته ی تحريردرآمده است. اين کتاب را براستی بايد "سفرپيدايش" زمان ما ناميد. دکترآدامزدراين کتاب نشان می دهد چگونه قوانين فيزيک کهکشانه ها، ستاره ها، سيارگان وحتی زندگی را برروی زمين تحول بخشيده است. عنوان اين کتاب "منشاء وجود" وعنوان فرعی آن چنين است: "چگونه زندگی درعالم پديدارشد؟" اين کتاب توسط "فری پرس" درسال 2002 انتشار يافته ومشخصات آن درپانويس آمده است (5). جنابعالی می توانيد کتاب را ازطريق "آمازون دات کام" سفارش دهيد.

پاسخ پرسش های بعدی شما را اين کتاب درصفحات 183 و189 خود داده است که اجازه آنرا ذيلأ نقل کنيم:

رويداد                                                              زمان اتفاق  

آغاز تشکيل گيتی وزمان                                        12 ميليارد سال پيش

پيدايش زمين                                                     4.6 ميليارد سال پيش

قديمی ترين صخره های کشف شده                            4.2 ميليارد سال پيش

آغازروند تشکيل حيات                                          4  ميليارد سال پيش

قديمی ترين فسيل های شناخته شده                             3.5  ميليارد سال پيش

تکوين اتمسفر اکسيژن                                           1.9 ميليارد سال پيش

ظهورزندگی چند سلولی                                         800 ميليون سال پيش

انفجارکامبرين (6)                                               540 ميليون سال پيش

پيدايش نخستين ماهی برروی زمين                             500 ميليون سال پيش

تکامل درختان آوند دار                                          400 ميليون سال پيش

آغاز عصردايناسورها                                            250 ميليون سال پيش

پايان عصر دايناسورها (احتمالأ به سبب اصابت شهاب)      65 ميليون سال پيش

راه رفتن ميمون های آدم نما برروی زمين                      3.5 ميليون سال پيش

اختراع ابزارسنگی                                                2.5 ميليون سال پيش

ظهورانسان های انديشه ورزامروزی (همو ساپی ينس)       500 هزارسال پيش

انسان ها نخستين بارآفريقا را ترک می گويند                   100 هزارسال پيش

اهلی کردن حيوانات توسط انسان                                 10 هزارسال پيش

دستخط های نخستين (آغاز تمدن)                                 5 هزارسال پيش

اختراع کامپيوتر                                                     50 سال پيش

تعداد زندگی شناخته شده درکل گيتی                                       1            

تعداد امکانات زندگی درخارج ازسياره ی زمين                      بی نهايت

 تعداد موارد شناخته شده ی زندگی خارج ازکره ی زمين                0

موفق وپيروز، بهروز وکامياب، شاد وسرمست وسربلند وسرفراز باشيد.

با تقديم احترام

استوار غلام دانايی

پانويس

1ـ روبرت کـُخ (1843 تا 1910) پزشک آلمانی وازپيشگامان باکتريولژی که درسال 1905 درفيزيولژی وپزشکی جايزه ی صلح نوبل را نصيب خود ساخت.

2ـ ژوزف ميشل (1740تا 1810 ) و ژاک اتين مونتاگلفيه (1745 تا 1799) مخترعين فرانسوی که اولين بالون مسافربری را درسال 1783 ساختند.

3ـ اورويل (1871تا 1948) و ويلبر رايت (1867تا 1912) پيشگامان آمريکائی علم هوانوردی که درسال 1903 هواپيمای موتوری را تحول بخشيدند.

4 ـ رجوع شودبه:

John Burdon Sanderson Haldane, Fact and Faith

 5. Fred Adams, Origin of Existence: How Life Emerged in the Universe, The Free Press, New York, London, Toronto, Sydney, Singapore, 2002.

6 ـ کامبرين به آخرين دروه ازدوران زمين شناسی پالئوزواک اطلاق می شود. ازصخره های اين دوران است که زمين شناسان می توانند بقايای برخی ازحيوانات را بروشنی تشخيص دهند.  ازآنجا که صخره های اين دوره درشمال ويلز بصورت تمام وکمال تکوين يافتند ودرزبان رومی قديم به ويلز کامبريا می گفتند، نام اين دوره را کامبرين گذاشتند. صخره های  دوران کامبرين شامل فسيل هائی است ازاسفنج ها، ستارگان دريائی وسايرجانوران آب زی. قطرصخره های اين سيستم بسته به محل جغرافيائی آن ازچند مترشروع وبه چندين هزارمترختم می شود.