جهنم درکيش زرتشتيگری

 

ماهيت اخلاقی دين زرتشت و اهميت نقش مکافات و جزای گفتار و پندار و کردار نيک و بد درآن، باعث شده است که مجازات پس ازمرگ يکی ازستون های اصلی اين دين را تشکيل دهد. دکتر مسعود انصاری با تکيه بر تحقيقات دو تن از مؤلفين تاريخ زرتشتيگری اظهار نظرمی کند که "روز رستاخيز و زنده شدن پس از مرگ از نوآوری های کيش زرتشت است و پيش از ظهور اين کيش، چنين ديدمانی دردنيا وجود نداشته است." (1)

 

ازنظردين زرتشت زندگی انسان، مانند سرشت او، جنبه ی دوگانه دارد: نيمی زمينی است ونيمی آسمانی. (2) دنيا کشتزار آخرت است و زندگی آن جهانی انسان به شيوه ی زندگی اش دراين جهان بستگی دارد. اعمال نيک آدميان در دفترکل حساب و کتاب زندگی به عنوان طلب و اعمال بد آنان به عنوان بدهی ثبت می شود. گناه انسان هرگز پاک نخواهد شد ولی گناه می تواند با ثواب جبران شود و در صورتی که نيکی آدمی بر شرارت او فزونی پذيرد او به بهشت می رود و گرنه جهنمی خواهد شد. درموارد نادری که گناه وثواب فرد مساوی ازکار درآيند فرد به جائی بين بهشت وجهنم (برزخ) وارد خواهد شد. دادگاه الهی که دراين زمينه تصميم می گيرد تحت تاثير هيچ عامل خارجی، مانند قربانی، شفاعت و عفو الهی، قرار نخواهد گرفت. دراين نظام دفتر گناه انسان نه قابل شسته شدن است ونه گناهان بشر مورد عفو قرار می گيرد. گناه تا ابد درپرونده ی فرد باقی خواهد ماند وتنها می تواند با اعمال نيک وی جبران شود. (3)  نتيجه ی اين ديدگاه  سخت گيری وحشتناک دررابطه با گناهکاران و کاربرد هولناک ترين انواع  شکنجه درمورد آنان درجهنم زرتشيگری است.

 

ديدگاه زرتشتيگری وديدگاه هندوان باستان درمورد زندگی پس ازمرگ از تشابهات فراوانی برخوردارند. عواملی مانند پس دادن حساب، سفر روح، پلی که سگان درنده ازآن پاسداری می کنند، بهشت و دوزخ درهردو وجود دارند. دردين زرتشت درهرصورت روح بايد ازپلی بين بهشت ودوزخ عبورکند. ازاين پل در متون هندو ازجمله "يا جوزودا" و "اوپانيشاد" ياد شده است. درگات های زرتشت ازاين پل بعنوان پل پاداش وکيفرنام برده شده است. از فراز اين پل است که پارسايان به بهشت وبزهکاران به جهنم سرازير می شوند. (4)

 

زنده ياد علی اکبر دهخدا درلغت نامه ی معروف خود دررابطه با جهنم زرتشتيگری می نويسد: "درآئين زردشتی جايی درجهان ديگر که درآنجا گناهکاران جزای بد خود بينند وآن محلی است سخت عميق همچون چاهی بسيار تاريک وسرد، دارای دمه ومتعفن وجانوران مؤذی که کوچکترين آنها به بلندی کوه است به تنبيه روان بدکاران مشغولند. تشنگی، گرسنگی، نگونسار آويخته شدن، ميخ چوبين برچشم فرورفتن، پستان (زن) برتنورگرم چسبيدن، به پستان آويخته شدن، زبان بريده شدن، وغيره ازانواع شکنجه ی دوزخيان است."

 

درارتباط با مراحل دخول روح دردوزخ  دهخدا می نويسد:

"درآئين زردشت برای دوزخ سه طبقه قائل شده اند. روان گناهکار پس از رسيدن به سرپل چنوط (صراط) درگام اول به دژمت (پندار بد) درگام دوم به دوژخت (گفتار بد) و درگام سوم به دژورشت (کردار بد) داخل شود. سپس ازاين مهالک گذشته به فضای تيرگی بی پايان درآيد ودرآنجاست دوژنکه؛ يعنی جهان زشت که به فارسی دروزخ شده است." (5) دراين فضای تيره ، خدای زرتشتيان با استفاده از آتش، طوفان، تازيانه و افعی های آدمی شکل که مغز گناهکاران را می خورند مخالفين خود را شکنجه می کند.

 

کتاب معروف "اردا ويراف" نامه تصوير جامعی را ازجهنم زرتشتيگری بدست می دهد. اين کتاب که ظاهرأ درقرن سوم هجری برشته ی تحرير درآمده است، يکی ازمنابع مهم تاريخ شفاهی آئين باستانی زرتشتی است. از محتوای کتاب چنين برمی آيد که متن اصلی پهلوی آن به اواخر دوره ی ساسانی تعلق داشته است. کتاب داستان سفريکی از قديسين دين زرتشت به وادی روح است. اين مرد ويراف نام دارد که اورا اردا بمعنای قديس لقب داده اند. اردا ويراف را مؤبدان آئين مزديسنی شربتی مخدر و مقدس می خورانند که تحت تاثير آن وی به مدت سه شبانه روز به خواب می رود و پس از بيداری داستان سيروسلوک روحی خود را برای ديگران بازگو می کند. گرچه قصه ی سيروسلوک روحی اردا ويراف جنبه ی موهومی دارد وآشکارا از تاثير بنگ يا مخدری شبيه به آن سرچشمه گرفته است،  باز منبعی بی نظير از برداشتی که زرتشيان ازبهشت وجهنم داشته اند را به ما ارائه می دهد.

 

ويراف مشاهدات خود را هم دررابطه با بهشت شرح می دهد وهم جهنم. تصويری که وی ازجهنم به دست می دهد به شرح ذيل است:

 

"ديدم آن دوزخ پر رنج بيمگين وهولناک وبسياردرد وگند وتاريکی را و پس انديشيدم. بنظرآمد که چاهی هزارباز(6) وبه بن نرسد وچون همه هيزم که درجهان هست درآن گند وتاريک ترين دوزخ برآتش نهند، هرگز بوی ندهد. ديگراينکه ازگوش تاچشم ويال اسبی، به آن اندازه که موی دارد آنگونه بی شمار، روان بد کاران آنجا بودند، يکی ديگری را نبيند وبانگ نشنود. هرکس پندارد که تنهاست... آنکه يک روز به دوزخ باشد، بانگ کند که ديگر تمام نشد، آن نه هزارسال (7) که ما را ازاين دوزخ رها کنند." (8)

 

آنچه درذيل می آيد شمه ای ازمشاهدات ويراف است که خود ازشيوه های شکنجه درجهنم اهورائی حکايت می کند:

ـ ديدم روان مردی که پوست سرش ازپهنا می گيرند وبه گران مرگی او را می کشند.

ـ ديدم روان زنی که به پستان آويخته بود.

ـ ديدم روان مردی که اندامش يکی، ازديگری، می شکنند وبه دندان می گيرند.

ـ ديدم روان مردی که زبانش را کرم می جود.

ـ ديدم روان مردی چند و زنی چند که نگونسار، دردوزخ آويخته بودند.

ـ ديدم روان مردی که پوست وگوشت مردمان همی خورد.

ـ ديدم روان مردی که کوهی برپشت همی کشيد.

ـ آنگاه ديدم روان آنهائی که ماران گزند و همی جوند.

ـ ديدم روان مردی که تن، درديگی روئين کرده بودند و او را همی پزند.

 

بسياری را عقيده براين است که دانته درسرودن کمدی الهی ـ بخصوص دوزخ ـ تحت تاثيردين زرتشت بوده است. دراين رابطه ويل دورانت مؤلف نامدارتاريخ تمدن چنين می نويسد: "تحقيقات اخيردانش پژوهان نشان داده است که منابع شرقی تا چه حد درتکوين آرای د انته مؤثر بودند. ازآن جمله افسانه هائی ازايران باستان درباره ی صعود ارداويراف به آسمان." (9)

 

ديدگاه مکافات پس ازمرگ درآئين مزديسنی ومفهوم دوزخ زرتشتيگری بعنوان شکنجه گاه خدا ميراث شومی را درتاريخ بجای گذاشت. بنظرمی رسد که اديان بعدی ازجمله مسيحيت واسلام مفهوم جهنم بعنوان زجرگاه الهی را از زرتشيگری به عاريت گرفته باشند.

 

استوار غلام دانايی

 

پانويس:

 

دکترمسعود انصاری، روزقيامت دراسلام، چاپ نخست، 1379 خورشيدی، صفحه ی  12.

2ـ برای آگاهی جامع از دين زرتشتيگری به منبع فرانسوی ذيل ("دين درايران باستان") رجوع فرمائيد:

J. Duchesne-Guillemin, La Religion de l’Iran ancien, Paris, 1962.

کتاب "بامداد وغروب آئين زرتشتيگری" اثرزائهنر ازآثار معتبری است که دراين رابطه به زبان انگليسی به رشته ی تحريردرآمده است:

R.C. Zaehner, The Dawn and Twilight of Zoroastrianism, 1961.

3. J. Bradford Pengelly, “Religion, Religions,” in The Universal World Reference Encyclopedia, Vol. 13-14, Chicago 1945.

4. Enclyclopedia Britanica, Macropedia, Vol. 19, p. 1174.

رجوع شود به لغت نامه ی دهخدا زير کلمه ی دوزخ. خوشبختانه اين اثرجاودانه برروی سی.دی آورده اند ومی توان آنرا ازهمه ی کتاب فروشی های تهران خريداری کرد.

6 ـ باز اندازه ی دودست را گويند چون ازهم گشايند.

7ـ درکتب دين زرتشتی عمرجهان را نه تا دوازده هزارسال نوشته اند.

8 ـ دکتررحيم عفيفی، اردا ويراف نامه يا بهشت ودوزخ درآئين مزديسنی، انتشارات توس، تهران 1373، فرگرد 54، بندهای 1 تا5.

9 ـ رجوع شود به ويل دورانت، تاريخ تمدن، جلد چهارم عصرايمان، ترجمه ی ابوطالب صارمی، صفحه ی 1436.