باطل السحر قرآن - آب در خوابگه مورچگان

 

درود بر دوستان کافر

مدتی پيش در سايت شما مقاله ای خواندم که اشاره ای کوچک به قرآنهای کشف شده در مسجد اعظم صنعا در يمن داشت (متاسفانه نام نويسنده مقاله و تاريخ آن در خاطرم نيست). از آنجايی که بسياری از اخبار رايج در اين موارد فقط شايعات است، در صدد برآمدم که در مورد آن تحقيق کنم (با کمتر از يک ساعت جستجو در گوگل مطالب زيادی ميشود در اين زمينه
يافت). اميدوار بودم که در ادامه آن مقاله مطالب بيشتری در اين زمينه در سايت شما بيايد ولی فکر ميکنم که کسی اهميتی به ا ين موضوع نداد و مطلب به محاق فراموشی رفت.

 

همه ميدانيم که يکی از ارکان اسلام اين است که قرآن معجزه محمد، کلام خدا و هميشگی است و هيچ تغيير و تحريفی در آن بوجود نيامده است (و نخواهد آمد).

(إنا نحن نزلنا الذكر و إنا له لحافظون) . (الحجر/9)

با قرآنهای کشف شده در صنعا حداقل می توان ثابت کرد که متن قرآن هم در طول زمان تغيير کرده و قرآن امروز با قرآن 1300 سال پيش متفاوت است. به نظر بنده اين يکی از بزرگترين کشفها در مورد قرآن است که نميدانم به چه دليل مورد توجه خردورزان پارسی زبان قرار نگرفته است.

 

جهت اطلاع آندسته از دوستانی که در جريان نيستند، گزارش خلاصه ای عرض ميکنم:

 

در سال 1972 در جريان بازسازی مسجد اعظم صنعا، کارگران به انبوه کاغذهای قديمی برخوردند که در اثر رطوبت و گذشت قرنها به هم چسبيده بودند؛ موشها و حشرات نيز به آنها آسيبهايی رسانده بودند. با بی توجهی خاص مشرق زمينيان، آنها را در بيست گونی سيب زمينی مچاله کرده و زير راه پله يکی از مناره ها انداختند. يکی از مقامات ميراث فرهنگی يمن به اهميت کشف جديد پی برد و با سعی فراوان توانست در سال 1979 (بعد از هفت سال؟؟) يک دانشمند آلمانی (با پشتيبانی مالی دولت آلمان) را متقاعد کند تا روی کاغذ پاره ها کار کند و آنها را باز سازی کند.

اعضای تيم آلمانی

 

1 - Gerd-R. Puin, a specialist in Arabic calligraphy and Koranic paleography based at Saarland University, in Saarbrücken, Germany.

2 - H.-C. Graf von Bothmer, an Islamic-art historian also based at Saarland University.

 

 کشف کردند که بخشی از اين کاغذ پاره ها در حقيقت نسخه های قديمی قرآن هستند که باهم تفاوتهايی دارند. از آنجايی که بيم آن می رفت که با انتشار خبر، اسناد توسط مذهبی ها نابود شود يا حداقل جلوی کار گروه تحقيقات گرفته شود، با نمونه پشتکار آلمانی و بدون منتشر کردن اخبار به کار جمع آوری، مرتب سازی و کلاسه بندی اسناد ادامه دادند. تا سال 1997 تقريبا 35000 ميکروفيلم از گرفته شد که در سال 99 به آلمان برده شده است و پس از آن گزارشی مختصر در سال 1999 در اين زمينه در مجله آتلانتيک به چاپ رسيد:

آدرس نسخه الکترونيکی:

What is the Koran?

The Atlantic, January 1999

http://www.theatlantic.com/issues/99jan/koran.htm

 

داستان به اين قرار است که ظاهرا هر دفعه بعد از دادن تغييراتی در متن قرآن نسخه های قديمی می بايد معدوم شده و نسخه های جديد جای گزين می شده اند گويا مصادر امور در مسجد صنعا نخواسته اند که نسخه های قرآن را نابود کنند و به دفن آنها کفايت کرده اند.

با عکاسی با نور فرابنفش از بعضی نسخه های کشف شده، آثار پاک کردن يک متن و دوباره نويسی آن مشهود است و بسياری از ساير نسخه ها با نسخ رسمی کنونی قرآن تفاوت دارند.

با توجه به اين اسناد می توان نتيجه گرفت که در قرآن، برخلاف تصور و باور مسلمين، در طول قرنها تغييراتی داده شده است و اين افسانه لاتغيير بودن قرآن و حفاظت خدا از آن را باطل ميکند.

 

قرار بود به زودی اين دو دانشمند کتابی بر مبنای اين تحقيقات به چاپ برسانند که يا نشده است و يا بنده نتوانستم پيدا بکنم. البته با توجه به اهميت موضوع و جنجالی که احتمالا پس از انتشار اين اسناد در مسلمانان تندرو جهان به پا خواهد شد، بعيد نيست که اراده ای سياسی يا حداقل ترس از تکرار ماجرای سلمان رشدی جلوی انتشار آنرا گرفته باشد.

آخرين خبری که من توانستم در این زمينه بدست بياورم، مقاله ای چاپ شده در آگوست 2000 در گاردين است:

Querying the Koran

Abul Taher / Guardian / Tuesday August 8, 2000

http://www.guardian.co.uk/guardianeducation/story/0,3605,351449,00.html

 

 

از دوستان و خردورزان عزيز تقاضا می کنم که اگر اطلاعات بيشتری دارند ما را هم در جريان بگذارند.

 

به اميد روزی که صورت زيبای دنيا از جهل و خرافه پاک گردد.

ارادتمند

م. اسلام ستيز

------------------------------

دوستان گرامی سلام

 آيا نيازی نمی‌بينيد که کمی هم  به مسئله‌ی «پسامدرنيسم» بپردازيد و گفتارهايی در اين زمينه در سايت ‌تان داشته باشيد؟ ترجمه‌ی انديشه‌های «پسامدرنيسم» در ايران ، رواج بسيار گسترده ای يافته است و بدبختانه بسياری از کسان، به ويژه جوانان، پسامدرنيسم را برابر با نفی دست‌آورد‌های روشنگرانه‌ی مدرنيسم می‌دانند. و بی‌آن‌که شناخت دقيقی از مدرنيته و خرد‌گرايی داشته باشند، به مقابله با دست‌آورد‌های فلسفی و علمی آن  برخاسته‌اند. ناگفته نماند که جنبش« اصلاح‌طلبی» اسلامی در ايران از يک ‌سو، و شکست‌ خورده‌گان سياسی جنبش چپ ازسوی ديگر، در رواج درکی آشفته  و پر ابهام از پسامدرنيسم، به‌گونه‌ای نقش داشته و دارند. نپرداختن به اين موضوع و ندادن پاسخی روشنگرانه به آن، فکر می‌کنم، می‌تواند دشواری‌های بسيار در راه گسترش خردگرايی در ايران ايجاد کند و اين مهمی را که بايد، دست ‌کم يک قرن پيش، اتفاق می‌افتاد بازهم به آينده‌ای دورتر به دير بياندازد.

دوست شما

بابک م.

پاسخ:

بابک گرامی با درود فراوان به آگاهی شما می رسانيم که:

ما بحث های مفصلی درباره ی مدرنيتنه دراين سايت داشته ايم لطفأ به نوشته های بابک نقد، شبتاب خاوری، ايرج ارجمند راد وديگران توجه فرمائيد. اگر به قسمت اول سايت توجه فرمائيد ما يک قسمت مشخص داريم بنام مدرنيته. ما پيشنهاد شما را کاملاَ ضروری می دانيم و بدينوسيله از تمام دوستان و همکاران انتظار ياری داريم. ما از شما می خواهيم که خود نيز آستين ها را بالا بزنيد ممنون خواهيم شد.

با درود مجدد وسپاس بی کران

دکتر ميرزا روشنگر

------------------------

با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت اعضاي فعال در اين نشريه ( يا سايت ).

چند روزي است که اين سايت را مي خوانم و بسيار خوشحال هستم که چنين سايتي وجود دارد و با افکار خرافي مردم مبارزه مي کند زيرا ملت ايران حدود هزار و چند صد سال است که از اين افکار رنج مي برد و حکام نيز با اين افکار است که بر ملت مظلوم ايران حکمراني مي کنند.

اگر چنين افکاري در اذهان مردم وجود نداشته باشد ديگر امثال آقايان نمي توانند بر مردم سوار باشند و ترکتازي نمايند.

 بايد اين افکار را از ريشه خشکاند تا آقايان نتوانند بر اين افکارسوارشوند و از آنان سواستفاده کنند.

 

پاسخ:

دوست بسيارعزيز، همکار وهميار ارزشمند

سپاس فرد فرد مارا بپذير تشويق شما باعث دلگرمی ماست. به اميد آنکه بتوانيم به کمک يکديگر ذهن خود وهمنوعان وهموطنان خويش را برق وجلا بخشيم.

با احترام

دکتر ميرزا روشنگر

--------------------------

سلام

می خواستم بگويم ديگرزمانی نيست که شما يک مطلب را بگوئيد وهمه اين موضوع را بدون دليل قبول کنند. واين مطلبی که دروب سايت شما موجود است همه بی پايه واساس بوده وهيچ منبع معتبری ندارد. شايد اينها درحد يک فکر وتفکر بچه گانه باشد که اين چنين مطالبی را می گويد. اگراينطوراست واينها يک سری سؤالات شما ودوستان است می توا نيد آنها را بصورت سؤال درسايت آورده تا يک شخص اهل فن جواب خوبی به شما بدهد ولازم نيست تفکرات بی پايه واساس خود را به ديگران القاء کنيد.

دينی که درطول تاريخ افراد زيادی خواستند به آن عناد ورزند و به ياری خدا ورسولش همچنان پا برجاست بطورحتم دين حق است (و همچنين ديگر اديان آسمانی). راستی درقسمت اعجاز قرآن گفتيد که همه می توانند مطلبی مانند قرآن بياورند.... اگر می توانيد بياوريد!!!!!!!!!

وخوبی قرآن اين است که جواب افرادی مانند شما را درون خود داده است. بخوانيد تا ببينيد.

خداوند همه را هدايت کند.

سلام سلام

 

پاسخ:

جناب مستطاب سلام سلام،

ما کی گفته ايم که کسی حرف مارا بی دليل قبول کند؟ ما گفته ومی گوئيم که هيچ کس هيچ چيز را بی دليل به صرف اينکه مثلأ درقرآن نوشته شده يا فلان آخوند بالای منبر بيان کرده است قبول نکند. همه چيز را بايد با عقل سليم يا خرد نقاد سنجيد. خواهش می کنيم کلی گوئی را کنار بگذاريد و بطور مشخص بفرمائيد که کدام يک از مطالب سايت ما بی اساس اند؟ درمورد ذکر منبع برای مطالب نوشته شده، گويا سرکارعالی فقط بخش نامه های ما را مطالعه فرموده ايد وگرنه همه ی همکارا ن باهماد ايرانيان خرد گرا درپانوشت مقالات خود مفصلأ منابع مورد استفاده ی خود را ذکرکرده اند. آنجا که دوستان ازقرآن سخن گفته اند به آيات مربوطه بطور مشخص اشاره کرده اند. منبع معتبر آن چيزی است که وجود دارد نه آنکه شما آنرا معتبر تشخيص می دهيد.

 

هدف ما بازکردن باب گفتگو با اربابان دين نيست که تاريخ بی حاصل بودن اين موضوع را ثابت کرده است. همه می دانند که هرزمان انسان خردمندی سعی کرد جزم های دينی را دربوته ی خرد نقاد قرار دهد با چماق تکفيرروبرو شد. هدف ما، دقيقأ برخلاف قضاوت شما، مبارزه عليه آنست که کسی انديشه ی خود را به ديگری القاء نکند. ما نه پاسداردين (تو بخوان مامور تفتيش عقايد) داريم نه گشت های  امربه معروف ونهی از منکر، نه نمازوروزه وحجاب اجباری. ما دربين هزاران سايت مذهبی يک سايت خردگرايانه ايجاد کرده ايم وشما اين را القاء افکاربه ديگران می خوانيد؟ تازه شما اگر تحقيقات مارا دوست نداريد نخوانيد. چه کسی شما را مجبورساخته است. نکند شما از حرف حساب می ترسيد؟

 

 ضمنأ برای ما روشن بفرمائيد که شما چرا برای خود وخرد خود ارزش قائل نيستيد ومنتظراهل فن هستيد که معضلات شما را حل کنند. راستی اين آدم های اهل فن کيانند؟ آخوندک های شکم گنده ی بی سواد که عمرخود را بدوراز تمدن بشری درحجره ای تاريک تلف کرده اند وبا تاروپود خرافات برای مردم جامه ی حماقت دوخته اند؟ راستی

ذات نايافته از هستی بخش

کی تواند که شود هستی بخش

 

پا برجا بودن دين شما نيزدليل حقانيت آن نمی شود. از کل جمعيت کره زمين کمتراز يک پنجم آن مسلمانند وهمه ی اديان هم قرن هاست که پا برجا مانده اند ازجمله اديان چند خدائی (مانند دين هندو) وبی خدا ( مانند بودائيان). اگر ازنظرشما همه ی اديان آسمانی برحق اند، پس ديگر جائی برای حقانيت اسلام باقی نمی ماند. ابوالعلاء معـــرّی می گويد:

همه دين خود را برحق می شمارند

ای کاش شعورم قد می داد ( که کدام حق وکدام ناحق است)

 

درخاتمه با شما هم عقيده هستم که قرآن جواب همه ی مارا داده است: "بکشيد کافران را درراه خدا!" عجب خدای مهربانی که به خون نياز دارد؟

 

يا د فيلسوف کلاسيک آلمان لودويک فوئرباخ بخير که تا کيد می کرد که "تنها خدای انسان خود انسان است." با اين ديد، ما بجای اينکه از خدا بخواهيم همه را هدايت کند از انسان وخرد انسانی هدايت وره نمائی می طلبيم.

با احترام وسپاس

پری دشتستانی

----------------------------------

درود بر شما روشن انديشان عزيز .
اميدوارم در راه خطيري كه قدم برداشته ايد پايدار باشيد .
من در ايران زندگي مي كنم و متاسفانه عموم مردم را در رابطه با دين و مذهب ناآگاه و بي اطلاع مي بينم و متاسفانه اكثرا" به دين اعتقاد دارند ولي كمترين مطالعه اي در رابطه با دين به خرج نمي دهند . خيليها از دين ميترسند و تصور ميكنند كه اگر دين يا رهبران آنرا زير سئوال ببرند بلايي بر سرشان ميايند يا صاعقه خشكشان مي كند !
براي آگاه كردن مردم بايد نقطه ضعف هايشان را شناخت كه به چه علت از دين جدا نمي شوند و روي اين نقاط ضعف ها متمركز شد و اين ضعفها را پر كنيم .
مثلا" مردم نا آگاه هنگام مصائب و بيماريها به نذر و دعا روي مياورند كه آنرا جزئي از خرافات ميدانم .
اگر بخواهم از مطالبم نتيجه بگيرم اينطور بيان ميكنم كه به ايرانيان اصلا" خوشبين نيستم و تصورشان از اسلام بسيار بسيار غلط است و اينطور بيان ميكنند كه محمد و ديگر سران اسلام همگي آدمهاي خوبي بوده اند ! ( چيزي از بي عدالتي هاي آنها نمي دانند ) .
راستي يك تشكر بسيار بسيار جانانه هم از شما دارم و آن معرفي كتاب رستم التواريخ بود كه آنرا از يك دستفروش خريداري كردم و عجب كتاب جالبي است فوق العاده خواندني و لذت بخش است . حتما" حداقل بخش هايي از آن را در سايت تان قرار دهيد تا عموم افرادي كه به آن دسترسي ندارند بتوانند از آن استفاده نمايند .
متشكرم / مهران از ايران

 پاسخ:

مهران بسيار گرامی،

درود وسپاس بی کران برتو انسان فرزانه که درپی دانائی هستی وروشنی افروزی درزمانی که تيرگی وتاريک انديشی مثل بختکی برپيکرنحيف جامعه ی ما سنگينی می کند. اينهم شعری از فرخی يزدی به پاس خردجوئی وروشنی طلبی ات:

روشنی زايد زبطن تيرگی

زاده برزاينده يا بد چيرگی

ما همه درراه صبح روشنيم

وزپی تاريخ آن سو می رويم

چون دوان با شوق وآگاهی رويم

راه تاريخی خود کوته کنيم

سير ما سازنده ی تاريخ ماست

سيرتاريخی کجا از ما جداست

آفتاب زندگی تابنده باد

روی ما برطلعت آينده باد

 

پيروز وسرفرازوشاد بزی

با احترام

پری دشتستانی

-------------------------

با درود خدمت دوست عزيز دکتر ميرزا روشنگر

من به دوستم گفته بودم که زود قضاوت نکند. اما دير جواب دادن شما باعث شده بود که ايشان فکرکند شما قصد سوء استفاده از شهرت ايشان را داريد. ايشان حتی با من هم قطع رابطه کردند بخاطراينکه معتقد بودند من نبايد با کسانی که حتی به دوستان خود اهميت نمی دهند همکاری کنم. بدينوسيله من رسمأ از شما معذرت می خواهم. درمورد شيعه گری من ازکتاب بهايی گری وشيعه گری احمد کسروی وهمينطور شيعه گری وامام زمان دکترانصاری استفاده کردم. بابی کوهی را من اطلاع ندارم از چه منبعی استفاده کرده است. با درود فراوان دست شما را به مهر می فشارم واميدوارم که در راه خود پاينده باشيد.

دوستدارشما

پ ـا س

 

پاسخ:

دوست بسيار گرامی، خرد ورز وفرزانه

روشنگر فرهيخته و پژوهشگر خستگی ناپذير پ ـا س:

 با درود بی کران وبه اميد همکاری های فراتر، ازدير پاسخ دادن خود پوزش می طلبم. باور بفرما که من يک سرم  وهزار سودا. به دوست خود بگوييد که حقير برای همه ی دوستان وهمکاران خويش بويژه برای شخص شما اهميت فراوان قائل است. خواهش من از شما اين است که اولأ دوست خود را از اشتباه بيرون بياوريد و برای تجديد رابطه گام به پيش بگذاريد. دوستی را ارزشی است ماوراء ارزش ها وبقول معروف ارزشی است درخود. بقول باباطاهر:

بود هم دردم ودرمانم از دوست        بود هم وصلم وهجرانم از دوست

اگه قصــّاب ازتن واکنه پوست         جدا هرگز نگرده جونم از دوست

خواهش دومم اين است که مواظب سلامت وامنيت خود باشيد وازهمکاری خود با باخ با نامحرمان روزگار سخن نگوييد.

با بهترين آرزوهای زندگی برای شما وبا احترام واشتياق

ميرزا روشنگر

در ضمن آقای بصيری مرتب از کافی نت های کويت به Email ما حمله می کند.

---------------------

دوستان بسيار بسيارعزيزم درود برشما،

ازاينکه نامه ام (دررابطه با کتاب رستم التواريخ) را درسايت قرار داديد بی نهايت سپاسگزارم. چند توضيح را ضروری می دانم که جسارتأ عرض می کنم:

مطلبی که ازکتاب رستم التواريخ برای شما ارسال کردم از صفحه ی 329 کتاب بود که درسايت صفحه ی 923 درج گرديده است. وخواهش ديگری که دارم اين است که شما که برای روشن کردن بينش مردم اينقدرزحمت می کشيد، پس اين زحمت را هم بکشيد وطراحی صفحات را جذاب تروازفونت های بهتراستفاده کنيد. به عنوان نمونه من سايت شما رابه چند نفرمعرفی کردم وبخش نامه های را به آنها نشان دادم ولی طراحی وفونت ها طوری است که کسی به اينگونه مطالب علاقه ای نداشته باشد رغبتی برای مطالعه ی آنها نمی کند.

 

درضمن قول می دهم که چند مطلب تازه وچند کتاب ديگر را هم آماده وبرای شما ارسال کنم که می دانم برای علاقمندان جذاب خواهد بود. درضمن نقاشی ولاسکوئز( نقاش اسپانيائی) را باعکس ولی فقيه رژيم ترکيب کرده ام که می توان هديه ی عمامه ی ولايت از سوی فرشتگان به جناب خامنه ای تعبير کرد. اگر امکان دارد اين را هم درسايت بگذاريد.

موفق باشيد

بندری

 

پاسخ:

دوست خردورز، پرکاروهنرمندمان بندری عزيز،

با درود بی کران وسپاس ازاينکه بخشی از کتاب رستم التواريخ اثر هاشم رستم الحکماء را برای استفاده ی خوانندگان سايت فرستاديد. اگر به بخش نامه های وارده توجه فرمائيد دوست عزيزديگری از اين کار شما تقدير کرده است. من اين کتاب را سالها پيش خوانده ام وبا دکترهما ناطق که مؤلف آن را يکی از انديش ورزان دوره قاجار خوانده است موافقم. ليکن بنظرحقير اين کتاب به يک نقد جانانه نيازدارد. دربرخی ازجاهای کتاب جنبه ی تاريخ آن ضعيف است زيرا بر مبنای روايا ت محمدحسين شيرين حکايت جــدّ رستم الحکما قراردارد. کتاب جنبه های روشنگری فراوان دارد مانند تفسير کريم خان زند از دجــّال وخر دجــّال که بايک قياس ساده ی عقلانی آنرا مردود می شمارد وخنده آور می خواند.

 

 بهترين بخش کتاب که واقعأ مرا تحت تاثير قرارداد داستان بی بی فاطمه اين زن آزاد انديش، هنرمند وفرزانه است که بيست هزار شعراز حفظ است ويک تنه به جنگ دين می رود و حتی امام جمعه ی شيراز را مسخره می کند. بی بی فاطمه زن بزرگواری است که جامعه ی اسلامی اورا تعزيروتحقير می کند واورا نا گزير می سازد که جامه ی روسپی گری را به تن کند. او نماد هزاران زن دلاورايرانی است که قربانی تعصب وخشکه انديشی اسلامی شده اند.

 

رستم التواريخ با هنرمندی،  طنزوتاريخ نگاری را درهم آميخته و مؤلف مردم دارآن از هيچ کس حتی اشرف ابدالی بدی نگفته است. با وجود اين از وجود خرافات وموهومات عامه دراين کتاب نبايد به آسانی گذشت. مثلأ شرح مفصلی که رستم الحکماء ازجن وپری بدست می دهد ويا جائی که صفات ثبوتيه وصفات سلبيه ی خدا را بر می شمارد واز خوانندگان می خواهد که بی دليل بپذيرند.

 

دررابطه با فونت های بهتر وطرح های جالبتربايد عرض کنم که به چشم تلاش خواهيم کرد اين کار را انجام دهيم. ليکن محدوديت های مارا هم درنظربگيريد. آوردن تصوير وگرافيک درسايت جای زيادی را اشغال می کند وداون لود کردن آنها را با مشکل روبرو می سازد.

 

با تشکر وسپاس مجدد منتظرکارهای بعدی شما هستيم. دست پرتوان شما را صميمانه می فشاريم.

استوار غلام دانائی

-----------------------

شما يک مشت آدم لائيک وبی مصرف هستين که هدفتون خراب کردن دنيای اسلام است. من پسری هيجده ساله هستم وزياد هم به اصول پای بند نيستم. اما شما ها پاتون را از گليم تون بيشتر دراز کرده ايد. من به عنوان يک عاشق علی شديدأ با شما مخالفم وبرای نابودی اين سايت مزخرف هرکاری بتوانم می کنم. به اميد نابودی.

علی علی

 

پاسخ:

جناب مستطاب جلالتمآب علی علی،

ازاظهار لطف شما نسبت به خودمان ممنون. بهرحال شما گوشه ی چشمی به ما داشتيد که وارد سايت مون شديد. می گويند روزی ليلی آش خير می کرد. مجنون کاسه ی سفالی خود را به کسی داد که قدری آش از معشوق برايش بگيرد. ليلی کاسه ی مجنون را شناخت وآنرا به زمين انداخت وشکست. خبر به عاشق بيچاره بردند، مجنون عاشق گفت:

اگر با ديگرانش بود ميلی          چرا ظرف مرا بشکست ليلی

همينکه شما سايت ما را باز کرديد ومطالب آنرا خوانديد باعث شادمانی ماست.

 

شما درست می فرمائيد همه ی ما لائيک هستيم به اين معنی که به جدائی کامل دين از سياست وراندن آن به حوزه زندگی حصوصی آدم ها اعتقاد داريم. ليکن ازنظرخودمان بی مصرف نيستيم. اگر بی مصرف بوديم که شما مطالب ما را نمی خوانديد ونسبت به کار ماعکس العمل نشان نمی داديد. ازنظردنيای اسلام هم خيالتان تخت باشد. اگر اين دنيا درست باشد، ما که هيچ عمه جان ما هم نمی تواند آنرا خراب کند. دررابطه با گليم وپا هم لطف کنيد مشخص فرمائيد که طول پا ودرازی گليم را چه کسی تعيين می کند؟

 

واما دررابطه با استراتژی نابود سازی شما بايد عرض کنم که اين نابودی به دوصورت می تواند انجام شود: الف ـ فرداصلأ وارد اين سايت شيطانی نشود وبه ديگران هم بگوئيد نشوند. دراينصورت سايت را لااقل برای خودتان نابود کرده ايد؛ ب ـ اگر خود را محق می دانيد با بحث ودليل انديشه ی مخالف را به چالش بطلبيد وسعی کنيد آنرا به انزوا (ودرنهايت به نابودی) بکشانيد. خطر اين شيوه اين است که اگر حق با شما نباشد وبعبارت ديگر خواستگاه های شما با عقل ودانش منطبق نباشد، قبل از آنکه حريف را به نابودی بکشانيد خود نابود می شويد (واگر تعصب را بدورافکنيد تغيير جهت خواهيد داد).

 

گونه ی ديگر نابودی، نابودی فيزيکی است که مطمئن باشيد ازآن طرفی نخواهيد بست. حتی اگر اين سايت شيطانی بسته شود ده ها سايت مشابه آن باز خواهد شد:

پريرو تاب مستوری ندارد         درش بندی سراز روزن درآرد

 

درخاتمه اجازه می خواهم خدمت با سعادت حضرتعالی عريضه نگار شوم که ما باخيان به عشق انسانی عميقأ احترام قائليم. ولی بنظرما عشق بايد مبنای عقلانی داشته باشد نه بربردگی فکری وتعصب دينی استوار باشد. برای من حقير روشن نيست که شما چرا عاشق علی هستيد وعاشق عــُمر نيستيد.

با تقديم احترامات فائقه

پری دشتستانی

------------------------------

آنچه درذيل می آيد ترجمه ی فارسی پيامی است که ما آنرا به زبان انگليسی دريافت کرده ايم:

 

سلام

من قبلأ برای شما طرحی برای "هوم پيج" کافرفرستادم وبخشی از تاريخ مدنی (تاريخ تمدن). آيا آنها را دريافت کرديد؟ لطفأ دربخش نامه ها پاسخ گوييد.

امير

 

پاسخ:

امير بسيار گرامی

با سپاس فراوان هردو را دريافت و بخشأ با توجه به امکانات فنی استفاده کرديم. بازهم برايمان مطلب بفرستيد بويژه اگر در طراحی دستی داريد سعی کنيد برای باهماد لوگو درست کنيد.

با سپاس فراوان

دکترميرزا روشنگر

--------------------------------

آنچه درذيل می آيد ترجمه ی فارسی نامه ای است که ما آنرا به زبان انگليسی دريافت داشته ايم:

 

ممکن است لطفأ اختلاف بين لغات گبر وکافررا شرح دهيد. من شخصأ اولی را ترجيح می دهم. گبرريشه ی اسلامی ندارد وکلمه ای نيست که بسياری آنرا با انديشه ورفتارهای نادرست وغيرقابل قبول مربوط می دانند. پيشنهاد می کنم يک پايگاه دوم تحت عنوان:

www.gabr.org

را ايجاد کنيد. اين ممکن است به کسانی کمک کند که نمی خواهند با کافرمربوط باشند. تلاش کنيد گبريون چه برای گفتن دارند. هدف اين است که به خوانندگان مدد رسانيده شود که درباره ی انديشه وباورداشتهای ديگران بياموزند. ازسايت شما ممنونم. ازآن بسياری چيزها آموخته ام. راستی ممکن است علاقمند باشيد بدانيد که من درسن هشت سالگی خدا ودين را رد کردم. اين کار مشکل نبود. سايت شما به من دلايل علمی اين کشف تصادفی را ارائه داد.

با بهترين آرزوها

مازيار آذری

 

پاسخ:

مازيار بسيار عزيز

با درود بی کران وآرزوهای خوش برای تو دوست بسيارخوب مان. گبرلغت ديگری است که برای پيروان دين زرتشت بکارمی رود. مسلمانان از لغات ديگری مانند مجوس وآتش پرست هم استفاده کرده اند. دراين رابطه شاعری سروده است:

گرگبرويهود وبت پرستم هستم          ور رند خراباتی مستم، هستم

بنابراين اين لغت آهنگی مذهبی دارد وبه دين خاصی مربوط می شود، درصورتی که کافر اصطلاحی است که مسلمانان برای هر غير مسلمانی بکار برده و می برند. لطف کنيد به توضيحات ما تحت عنوان چرا کافر؟ و ما کيستيم؟ توجه فرمائيد.

توفيق رفيق راهتا ن باد

دکتر ميرزا روشنگر

------------------------

سلام

من آرش هستم ازاهواز. خيلی مايل هستم درباره ی خيــّام اطلاعات زيادی داشته باشم. لطفأ دراين مورد هم بنويسيد. ممنون ميشم.

بدرود

 

پاسخ:

آرش جان درود فراوان وبی کرانه برتو باد وسپاس ازاينکه ازخيــّام بزرگ (اين پی گيرترين ملحدين قرون وسطی) ياد کرديد.درمورد خيام متاسفانه اطلاعات ما بسيار اندک است. مطالب تاريخ گزيده ی حمدالله مستوفی وچهار مقاله ی عروضی هم آنچنان که بايد شخصيت اين فيلسوف وشاعر خرد ورز را روشن نمی سازند. خواهش می کنيم به سايت خيــّاميان سری بزنيد و مقدمه ی زنده ياد صادق هدايت را بر رباعيات خيــّام مطالعه بفرمائيد. ما اين مقاله را دراختيار داريم وچنانچه امکان ماشين نويسی آنرا بيابيم دراين سايت منتشرخواهيم ساخت.

موفق وپيروز باشيد

با آرزوهای خوش برای شما،

استوار غلام دانايی

------------------------------

ازنظرشما روشنفکرکيست وهمينطورخرد گرا؟ ديگراين که می خواستم بگم زمان منکروجود خدا شدن واينکه جهان بخودی خود بوجود آمده گذشته واين مسئله ای پيش پا افتاده ومسخره است. حال بازهم شما بگوييد مرغ يک پا داره!!؟

 

پاسخ:

دوست گرامی درود برتو

          ما کی گفتيم مرغ يک پا داره؛ مرغ دوتا پا داره.

پری دشتستانی

---------------------------

بنام خداوند بخشنده ی مهربان

من فقط می توانم به شما يک کلام بگويم که شما با اين کارهای پست می خواهين به کجا برسين؟ مثلأ می خواهين خود نمائی کنين؟  يک عده آدم خر عين خودتون دورتونن. خدا گفته کافران را بايد نابود کرد. فهميدين؟

نسترن خشن

 

پاسخ:

نسترن خانم اينقدرخشن نباشيد. شوخی هم نفرمائيد. چگونه ما می توانيم خود نمائی کنيم درصورتی که نه اسمی ونه رسمی از خود درسايت بجای نگذاشته ايم؟ عزيزم تو چرا فحش می دهی؟ حرف های مارا اگر راست می گوئی با منطق رد کن. جواب حرف را با حرف می دهند نه با فحش. ضمنأ ما به خراين حيوان نجيب بارکش هم ارادت داريم. لطفأ مقاله ی خروخرد استوار غلام ما را بخوانيد. نسترن جان باوربفرما که خرآدم است وای به وقتی که آدم خربشود. درپايان از خدای خودت بپرس آيا می خواهد همه ی کافران (پنچ مليارد تن ساکنين غير مسلمان کره ی زمين) را نابود فرمايد؟ دراين صورت وای بحال اين خدا!
با احترام

پری دشتستانی

----------------------------

آنچه درذيل می آيد ترجمه ی فارسی نامه ای است که ما آنرا به زبان انگليسی دريافت کرده ايم:

 

من فقط می خواستم از شما بخاطرراه انداختن اين سايت سپاسگزاری کنم. اجازه دهيد اينرا روشن سازم که من يک فرد ملحد نيستم. ليکن صادقانه اعلام می دارم کسی بايد کاری را که شما انجام داده ايد انجام می داد وشما کاربزرگی را به انجام می رسانيد.

 

مورد پرسش قراردادن هراعتقاد، ايمان وانديشه وديدگاه وظيفه ی هرانسان مدرن است. متاسفانه جزم گرائی و ذهنيت پيروی کردن طی مدت های دراز مشخصه ی فرهنگ ايرانی بوده است. از مورد پرسش قراردادن اين گرايش سپاسگزارم. زمان آن فرارسيده است که آنچه را که به عنوان "اعتقاداتمان" به ارث برده ايم مورد تجديد نظر قراردهيم.

محمد جهان...

 

پاسخ:

دوست فرزانه وخردورز محمد

درود به کران برتو باد

من چه درپای تو ريزم که پسند تو بود      سروجان را نتوان گفت که مقداری هست

با سپاس واحترام فراوان

پری دشتستانی

----------------------------

سلام برشما دوستان خردگرا،

اميدوارم که موفق باشيد. من سايت شما را می خوانم وکارتان را تحسين می کنم. من درکنار شغلی که دارم به نوشتن کتاب وداستانهائی ... ادای وظيفه می کنم. دقايق قبل به عنوان آزمايش داستانی بنام بختک ها برايتان ارسال کردم که اميدوارم آنرا دريافت کرده باشيد. اگر موافق باشيد ازاين ببعد داستان هائی را که به محتوی سايت شما بخورد برايتان خواهم فرستاد.

رضا

 

پاسخ:

سلام رضا جان

با آرزوی سلامتی تو خردجوی گرامی داستان بختک هايت را با کمال خوشوقتی دريافت داشتيم ودرسايت جای می دهيم. لطف کنيد ودررابطه با قصه نويسی بيشتر کار کنيد. به بخش داستانهای ما نيز نظری بيفکنيد. موفق وسربلند باشيد.

دکتر ميرزا روشنگر

--------------------------

با سلام

دانشجويي هستم که بعد از فارغ التحصيلي قصد ضبط نمودن و چاپ و انتشار کتاب نفسي آيات شيطاني را داشتم

منتهي آن را در سايت نميابم لطفا راهنمايي بفرماييد

 تشکر

 

پاسخ:

با درود فراوان

شما اکنون می توانيد آنرا از بخش کتابها پياده کنيد.

به اميد موفقيت شما وديگر انسان های آزاد انديش

دکترروشنگر

---------------------------

با درود خدمت دکتر ميرزا روشنگر

يکی از دوستانم که از دوستان قديمی دکتر مسعود انصاری (روشنگر) هست ازاينکه شما نيک نيم (لقب، اسم مستعار) دکترروشنگر را انتخاب کرده ايد بسيار ناراحت شده است ومی گويد بايد شما درسايت خود اعلام کنيد که دکترروشنگر نويسنده ی کتاب بازشناسی قرآن، الله اکبرو ... نيستيد. ايشان خواستاراين هستند که شما يا نيک نام خودرا تغيير دهيد، يا درجائی ازسايت عنوان کنيد که دکترروشنگر نويسنده ی معروف نيستيد.

با سپاس

پ ـ اس

 

پاسخ:

دوست بسيار گرامی وفرزانه پ ـ اس،

با درود فراوان وپوزش بسيار از تاخير درپاسخ به نامه های شما و ديگر دوستان و همکاران،

دوست و همکار بسيار عزيزم، شما بخوبی می دانيد و به گواهی سايت باخ من هيچ نوشته و يا مقاله ايی را تا کنون با نام دکترروشنگر و يا دکتر مسعود انصاری امضا نکرده ام. همه نوشته های من با نام کامل يعنی دکترميرزا روشنگرامضا شده اند. اگر اين تشابه بخشی از اسم شکی برای کسی بوجود آورده است، بد ينوسيله خاضعانه به آگاهی همگانی می رسانم که اينجانب ميرزا روشنگر دکترمسعود انصاری( روشنگر) نويسنده ی معروف نيستم، بلکه نويسنده ای نامعروف ومحققی گمنامم. کتاب های بازشناسی قرآن، الله اکبرو ... را من ننوشته ام. اين آثارارزنده از دکترروشنگر(مسعود انصاری)است.

 و اما به دوستتان بگوييد که ميرزا روشنگر نام خودرا عوض نمی کند زيرا:

الف ـ هم ميرزا وهم روشن بخش هائی ازنام واقعی من هستند ودرزمان تولد به من داده شده اند. قبل ازاينکه دکترروشنگر نويسنده ی معروف اين اسامی را برای خود انتخاب کنند، من اين اسامی را با خود داشته ام. البته همکارانم دربيمارستان ها ودانشگاه مرا به اسم ميرزا روشنگر نمی شناسند چون همانطورکه گفتم اينها بخش هائی ازاسم واقعی من اند.

ب ـ حرفه ی من پرشکی است ودکتر فلسفه (پی.اچ.د.) نيستم که عنوان دکتررا بعداز نام خود بياورم.

پ ـ همانطور که متذکر شدم من همه جا با نام ميرزا روشنگر امضاء کرده ام واين کافی است که هرگونه شبهه ای را ازبين ببرد. ما درتاريخ فلسفه وادبيات نيز اسامی مشابه فراوان داشته ايم که با پيشوند يا پسوند های متفاوت ازهم متمايز شده اند مانند زنون رواقی وزنون اليائی، شيخ شهاب الدين سهروردی (ابوحفص عمر ويحيی بن حبّش) نظامی گنجوی ونظامی عروضی، حافظ ابرو(مورخ) وحافظ شيرازی (شاعر).....

 

درخاتمه به دوست خود بگوييد که من خدمت جناب دکتر روشنگر ارادت دارم وبخش هائی از کارهای واقعأ روشنگرانه ی ايشان را دراين سايت قرارداده ام. اگرايشان شخصأ هر توضيحی اضافه بر اين برايمان ارسال فرمايند با جان و دل آنرا منتشر خواهيم کرد.

 

با بهترين آرزوهای خوش برای شما ودوستتان واستاد دکترروشنگر

ارادتمند

دکترميرزا روشنگر

-------------------------------------

 "سلام

هرزمان روی لينک کتاب تولدی ديگر ضربه می زنم، از من "کلمه ی کاربرد" (يوزر نيم) وکلمه ی عبور (پاس ورد) می خواهد. چکار بايد بکنم؟ من اينها را دربخش نامه ها نيافتم. متشکرم.

امير

 

پاسخ:

امير گرامی

از ظاهر امر پيداست که متاَسفانه اين سايت هک شده است.

دکتر ميرزا روشنگر

-------------------------------

سلام برشما

هزار رکعت برای کعبه ی وبی شما. دستتان درد نکند. زنده باشين. من سه کتاب نوشته ام بزبان کردی دو تا ازآن درنـــِـت هست.

http://welcome.to/amintaha

دوباره سلام

طه امين

 

پاسخ:

با درود فراوان بر شما وبا سپاس از ابراز محبتتان، به شما تبريک می گوييم که وقت گذاشتيد وکتاب نوشتيد وبه فرهنگ وادبيات کردی خدمت فرموديد. اگر شرحی از اين کتاب ها را بصورت ورد فارسی برای ما بفرستيد خوشحال خواهيم شد که آنرا درسايت درج نمائيم.

با احترام

دکترميرزا روشنگر

---------------------------------

فاطمه وسخن گفتن با نوزاد دررحم ا ش

 

 با سلامی به گرمای جنوب، به سبزی شمال وبه لطا فت اندام پاک زنان ودختران

 

محمد دوباره آمد با مطلبی نو برای آغازی نو درخدمت تمام ياران عزيز باخ.

 

می خواستم مطلبی را درمورد فاطمه دخت پيامبربيان کنم. آنچنان که می گويند وقتی او هنوزدرشکم مادرش بود با مادرسخن می گفت!

 دراين مورد دونظريه را می توان بيان نمود:

 

نظريه ی اول:

اگر بخواهيم اين مساله را دقيق بنگريم وموشکافی کنيم، ازنظرروانشناسی تقريبأ تمامی مادران وقتی که باردارند، درتنهائی با فرزند شان صحبت می کنند. شما هم اگر حامله بوده ايد حتمأ درآن دوران با فرزندی که درشکم داشته ايد درخيالتان ودرتنهائی صحبت کرده ايد و شايد هم ازاو جواب می گرفتيد، همانند لگد زدن ويا تکان های ناگهانی کودک دررحم شما.

اين رفتارهای کاملأ طبيعی می توانسته درخيال يک زن که دربيش از هزاروچهارصد سال قبل زندگی می کرده اين ابهام را بوجود آورد که کودک وی با او سخن می گويد وحتمأ کسی هم که مرتب درفکرتکبيرگفتن وخدا وپيامبربوده، اين توهم، هم برای وی ايجاد می گشته که کودکش درشکم او تکبير می گويد، چه بسا آن صدا می توانسته صدای شکم خودش باشد.

 

نظريه دوم:

اين زن وشوهر با دانستن اين داستان که مسيح پس از تولد سخن می گفته ميخواسته اند با سوء استفاده ازاين مطلب حقانيت خود را ثا بت کرده وجايگاه خودرا درميان مردم عام وساده مستحکم ترکنند.

 

با سپاس ازشما دوستان گرامی

محمد

چهارشنبه، 12 فوريه 2003 

-------------------------------------

دوست عزيز لطفأ منابع افسانه ی مهدويت را ارائه دهيد. اگرچه درکتاب شيعی گری بخشی ازآنرا می توان خواند ولی ارائه ی منابع ... لازمه ی يک پژوهشگر است درست مثل تحقيق های خانم افشاری. منتظرای ميل شما هستم.

بهادر ک

 

پاسخ:

 

دوست گرامی بهادر

بدينوسيله پيام شما را برای آگاهی نويسنده ی مقاله درج کرديم. ما ازاين پس پيام هارا در
اين سايت درج خواهيم کرد وبا کمال معذرت به سبب مسائل ايمنی به هيچکدام ازدوستان مستقيمأ ای ميل نخواهيم فرستاد.

با تقديم احترام

دکترميرزا روشنگر

------------------------------

 بازهم درباره معجزه بودن قرآن

 

 آنچه درذيل می آيد ترجمه ی فارسی پيامی است که ما آنرا به زبان انگليسی دريافت داشته ايم:

 

سلام

لطفأ در باره موضوع ذيل بحث کنيد.

متشکرم

دکتر "طريق السويدان" برخی از آيات قرآن را که درآن چيزی مساوی ديگری ذکر شده مثل تعداد مساوی زن ومرد را کشف کرده است. گرچه اين موضوع از نظردستوری معنی می دهد، واقعيت شگفتی آوراين است که تعداد دفعاتی که کلمه ی مرد درقرآن آمده 24 است وتعداد دفعاتی که کلمه زن ذکر شده نيز 24 است. درنتيجه اين آيه نه تنها از لحاظ دستوری صحيح است بلکه از نظر رياضی نيز درست می باشد: 24.

 

او با تحليل ديگر آيات قرآن کشف کرده که اين موضوع درسرتاسر قرآن جائی که چيزی را مانند ديگری بيان می کند صادق است. به جدول ذيل مراجعه کنيد تا نتايج شگفتی آور را ببينيد: تعداد دفعاتی که کلمات مختلف درقرآن عربی ذکرشده است:

 

دنيا 115

آخرت 115

زندگی 145

مرگ 145

ابليس (شيطان) 11

دوری گزيدن از شيطان 11

مصيبت 75

عافيت 75

گمراهان 17

مردگان 17

زکوة 32

برکات 32

سختی 114

صبر 114

مرد 24

زن 24

 وشگفت آورتر بنگريد که چند بار کلمات ذيل تکرارشده اند:

ماه 12

سال 365

دريا 32

خشکی 13

دريا بعلاوه ی خشکی 32 + 13= 45

32 درصد 45 برابراست با 71.1111111

13 درصد 45 برابراست با 28.88888888

 

دانش مدرن همين سالهای اخير ثابت کرده است که آب 71.111 درصد کره ی زمين را می پوشاند درحالی که خشکی 28.889 درصد آنرا. آيا اين تصادفی است؟

 

پرسش اين است که چه کسی به محمد پيامبر همه ی اينها را يادداد؟ اين پاسخ بصورت خود کار به ذهن می آيد که الله قادر متعال اين را به او آموخت همانطور که قرآن نيز براين امر گواهی می دهد.

 

پاسخ:

ما درباره ی اين موضوع بارها وبارها دراين سايت بحث کرده ونظرات موافق ومخالف را منعکس ساخته ايم. برخلاف نظر شما جای آن است که دراين رابطه کفايت مذاکرات را اعلام کنيم چرا که نظردوطرف روشن است وبحث بيشتر ما را به تکرار مکرر می کشاند. به تحقيقات های دکتر روشنگرمعروف ودکتر روشنگر غيرمعروف (ميرزا روشنگر) درهمين سايت مراجعه فرماييد که بی پايه بودن اين نوع معجزه سازی برای قرآن را بصورتی علمی، عينی وضمن مراجعه ی دقيق به متن خود قرآن به اثبات رسانيده اند.

 

همانطورکه قبلأ خدمتتان عرض کردم معجزه از قرآن نيست. معجزه از دکترطريق السويدان هاست که با بکار گيری اراده گرايانه ی کلمات از يک متن عقب افتاده ی مذهبی عهد قديم يک اثر علمی می سازند وبخورد مردم ساده لوح می دهند. شگفتی آوراين ا ست که همه ی اين کشفيات را مسلمانان مؤمن ومتعصب که قبلأ اعتقاد به قرآن از پدر ومادر خود به ارث برده وبا خون شان عجين شده است، را انجام می دهند. چرا دانشمندان علوم تجربی با استفاده از قرآن چيزی را کشف نمی کنند؟ البته مسلمانان می گويند که همه اختراعات واکتشافات غربی را فرنگی ها ازآنان دزديده اند. ولی کسی نيست ازآنها بپرسند چرا خود مسلمانان ازاين حقايق قرآنی در بهبود زندگی خود سود نبردند؟

 

دوست گرامی شوخی نفرمائيد. مساوی آوردن جناس ها هيچ معجزه ای را دربرابر ندارد. شعرا ونويسندگان همه ی ملت ها اين کاررا به کرات انجام داده اند. نسبت آب وخشکی درکره ی زمين نيز برخلاف نظر جنابعالی کشف جديد دانش مدرن نيست. بطلميوس قرن ها قبل از ميلاد ازاين موضوع خبرداده است. اصطلاح "ربع مسکون" برای خشکی های روی زمين قرن ها قبل برای اعراب شناخته شده بوده است.

 

ضمنأ که شما که درابتدای نوشته تان از"قرآن عربی" با ما سخن گفته ايد بفرمائيد اگر خدا نسبت به همه ی "بندگان" خود عادل است، چرا قرآن خود را به زبان عربی نوشته است؟ آيا خدا عرب است يا گوشه چشمی به انسانهای عرب زبان دارد؟ جالب اين است که پيروان اديان ديگر نيز کتاب های مقدس خود را به زبان خود نوشته اند واز اقوام مغلوب خواسته اند که برای دست يابی به کلام الهی زبان خدا را بياموزند. اين خود نشان دهنده ی منشاء انسانی همه ی اين کتابهاست.

 

بنظرمن بجای اينکه وقت خود را درجستجوی بی حاصل سراب تلف کنيد علم وفن وحرفه ای بياموزيد وزندگی را درخود زندگی جستجو بفرمائيد.

 

با تقديم احترام

استوار غلام دانائی

----------------------------

درود بر شما دوستان گرامی
مدتها به دنبال کتاب شیعه گری بودم و از سایت شما بمدت ۶۱ دقیقه آنرا کپی کردم ولی برای خواندن باز نمی شود . لطفا مرا راهنمایی کنید که آیا به نرم افزار خاصی نیاز دارم ؟

دوست بسيارعزيز: فايلی که شما کپی کرده ايد بصورت فشرده يعنی zip  است و بايد آنرا unzip کنيد. نرم افزار نامبرده را می توانيد بطور رايگان از http://www.winzip.com/ddchomea.htm دريافت کنيد.

کتاب بسیار جالبی را به شما دوستان معرفی می کنم که امیدوارم در سایت به معرفی آن بگذارید . این کتاب ) رستم التواریخ ( نام دارد و تالیف محمد هاشم ) رستم الحکما ( می باشد که روزگار شاهان بسیاری را در بر می گیرد .خوشبختانه این کتاب با چاپ های زیراکسی در ایران خرید و فروش می شود ولی اکثرا از محتوی آن خبر ندارند . بخش کوتاهی که به دوران کریم خان زند اختصاص دارد را عینا برای شما تایپ می کنم از صفحه ۹۲۳ کتاب :
کریم خان احدی از مقربان درگاه خود را فرستاد نزد احدی از فقهای صاحب رای صواب و اجتهاد با آب و تاب و او را با کمال عزت و احترام در مجلس مینو مثال احضار نمود و از وی سوال نمود که ما اراده سفر آذربایجان داریم و ظن غالب آنست که این سفر ما به شش هفت سال بانجامد و لشگر و سپاه ما از عزوبت و غلبه شهوت ناچار و بی اختیار قصد اهل و عیال مردم را خواهند نمود و ما از چاره ایشان عاجزیم اگر جنانچه از روی مصلحت ملکی فوجی از فیوج ) طوایف کولی ( را با اردوی خود همه جا داشته باشیم که سپری باشند از برای زن و فرزند مردم . شما در این باب چه می فرمایید .
آن فاضل فقیه با اجتهاد گفت نعوذ بالله نعوذ بالله از چنین معصیتی استغفرالله . . . .
آن والا جاه ) کریم خان ( بوی فرمود سمعنا و اطعنا اما از شما خواهش داریم که چهل روز و شب مهمان ما باشی و از سرای ما بیرون نروی و بجهت وی میزبانی مقرر فرمود که روز و شب اطعمه و اشربه سازگار و خوشگوار بسیار از برایش میاوردند .
چنان شهوت بر آن عالیجناب غلبه و استیلا یافت که آب و آتش را ازهم فرق نمی نمود . در شب پنجم دیوانه وار مانند مستان بی اختیار از جامه خواب بیرون آمده بجانب طویله روان شد و عمود لحمی خود را بر سپر شحمی ماده استری فرو کوفت . ناگاه سگی عف عف کنان دوید و پای آن جناب را بر گرفت و بر کند . قاطر چی از خواب بیدار شده پنداشت که آن جناب درزد است با پارو اورا بسیار زد و های و هویی بلند شد و چراغی آوردند و نیک ملاحظه نمودند و آنجناب را شناختند . . .
امیدوارم حوصله شما را سر نبرده باشم .

بندری از لاهیجان

 

-------------------

آنچه درذيل می آيد ترجمه ی فارسی پيامی است که ما آنرا به زبان انگليسی دريافت کرده ايم:

 

لطفأ به خانم نادره افشاری بگوئيد که انصاف تاريخی داشته باشد. بنظرمن چنين می رسد که ايشان برآن است که آنچه هزاروچهارصد سال پيش اتفاق افتاده با معيارهای امروز بسنجد.

متشکرم

مجيد

 

پاسخ:

مجيد گرامی،

بدينوسيله پيام شما را به نادره افشاری می رسانيم. من هم با شما موافقم. اسلام، قرآن وديگر اديان وکتابهای دينی همه جنبه ی تاريخی دارند ومتعلق به دوران خويش اند وبايد با معيارهای زمان خودشان سنجيده شوند. هيچ پديده ای ابدی نيست. منشاء تمام فشارها ونامردمی هائی که امروز برمردم ما وديگر مردم جهان می رود همين نا بهنگامی است: چيزی که به زمان ومکان ديگری تعلق داشته است می خواهند به زوربه زمان ومکان ديگری تحميل کنند.

موفق وسلامت باشيد.

دکترروشنگر

------------------------

سلام
خيلي مختصر سئوالم را مي پرسم و اميدوارم جوابي با همين اختصار و روشني هم دريافت كنم : (( چرا كتاب آيات شيطاني روي سايت نيست؟ ، در حاليكه پبش از اين بود و چند فصلش را دانلود كرده بودم ، اما حالا كه براي دانلود كردن بقيه اش آمده ام نيست . ( يا شايد هم من پيدا نكردم ) . ))ممنون ميشوم اگر راهنمايي ام كنيد .

....

سلام

اين سومين يا چهارمين نامه اي است كه مينويسم

كجا رفته download اين

پاسخ:
دوستان گرامی:
کتابها را می توانيد از بخش کتاب پياده کنيد. از جمله آيه های شيطانی!
--------------------------

 

دوستان عزيزسلام

خوشحال مي شوم كه از نوشته من در نشريه تان استفاده شود.

 با تشكر سينا

پاسخ:

دوست عزيز سينا

ما تا کنون نوسته ای از شما دريافت نکرده ايم. لطفاَ آنرا برايمان پست کنيد.

با سپاس

--------------------------

سلام.

 باسایت پر بار شما مدتیست که آشنا شده ام. حقا خردگرا. روشنگرا و آموزنده است.ایکاش بعضی از خام اندیشان میدانستند که خرد چیست و روشنگری یعنی چه و لذت میبردند از هر آنچه که من با خواندن آنها در سایت شما میبرم.                                                                                                                                                               

من به سهم خودم و از طرف خودم برای زحمات شما ارج قائلم و به شما اینهمه نستوهی قلم را تبریک میگویم. آرزومندم آنقدر فرصت داشته باشید که کماکان ما را با قلم شیوا و مطالب ارزشمند خود روشن نمائید. باور کنید در این مدتی که من با سایت شما آشنا شده ام بسیاری از ناشناخته ها را شناخته ام و بسیاری از نامکشوفها را که بعضا در کنار من و حتی در بطن من بوده ولی من از وجودشان بی خبر بوده ام کشف کرده ام. سایت پر بار شما پاسخ بسیاری از سوالهای مرا که مدتها بی جواب مانده بودند داده است و مرا واداشته که صمیمانه از شما تشکر نمایم.موفق و پیروز باشید .

سپاسگزارتانم.

آریائی.

-----------------------------

با سلام به باخ

 هموطني هستم كه چندي پيش از طريق مقاله اي از اعضاي باخ در سايت گويا از وجود سايت شما مطلع گشتم و تا كنون حدود نود درصد از مطالب سايت كافر را اعم از مقاله و نامه و خلاصه كتب و... را مطالعه نمودم. عرض كنم كه من به عنوان يكي از جمع كثير طالبين حقيقي حقيقت از هر گونه مطلق انديشي و تعصب خشك و بي منطق و هر انديشه اي كه بر ايده هاي " اين است و جز اين نيست" و "پس حال كه با ما نيستي پس بر مايي " استوار است, دوري مي گزينم .و خوب ميدانيم كه هر انديشه اي منتقدي دارد ,حال خواه منتقد غرضي داشته باشد يا خواهان روشنگري باشد . از اين رو مطلبي كه مطمئنم ذهن خيلي از مسلمين را به خود معطوف كرده , ادعاي بي بديل بودن قرآن مي باشد بدان گونه كه كسي را ياراي آوردن حتي سوره و آيه اي همانند آن نيست . اين مطلب را در ذهن داشتم تا اينكه چندي پيش در اينترنت مشغول وبگردي بودم به مطلبي برخوردم با عنوان سوره درخواستي كه عين مطلب را در زير مي آورم .هر چند كه پيشاپيش آماده شنيدن تفاسير اساتيد اهل سفسطه و هم چنين منتقدين بي غرض كه قصد شعار دادن را ندارند, هستم ولي خواهشم از سفسطه گران اين است كه نگويند هيچ احدي در بين كافرين يافت نمي شود كه بر قواعد زبان عربي مسلط باشد و قواعد و سبك و سياق به كار رفته در قرآن منحصر به فرد است و ...

مستدام باشيد.

حقيقت جو

بهمن 1381 January 29, 2003

 

و اما مطلب مورد نظر

http://mabhoot.persianblog.com/

شنبه، 14 دى، 1381

سوره درخواستي

 

توضيح: من وقتي بحث تحدي قرآن را مطرح كردم هدفم توجه دادن دوستان به غير منطقي بودن و اشكالات اساسي چنين ادعايي بود.همانند اينكه مبهوت ادعا كند اگر مي توانيد وبلاگي مثل اين بياوريد . ناگفته پيداست چنين ادعايي ابطال ناپذير و پوچ است چرا كه با وجود تمام اشكالات وبلاگ مبهوت هيچ كس هيچ كجا و هيچ زماني نخواهد توانست مثل آن را بياورد و همگان دانند اين مساله(كه ناشي از تكرار ناپذيري امور طبيعي است) در مورد هر متني -ضعيف و قوي- صادق است.
اما برخي از دوستان اين تلنگر من را حمل بر مبارزه جويي با چنين ادعاي نابخردانه اي كرده و دائم بانگ بر مي آورند كه اگر مي تواني سوره اي يا آيه مثل آن آور!
البته بسي حماقت است كه انسان بي پايگي مبارزه طلبي اي را بنمايد و باز خود در همان ميدان فرياد هل من مبارز سر دهد؛ و چنين بود كه من اين ادعاي دوستان را بي پاسخ نهادم تا شايد مرور زمان و تعقل تلنگر لازم را بديشان زند؛ اما حيف... .آنقدر اين ادعا را تكرار كردند كه گفتم بي پاسخ نهادنش شايد فسادي ديگر در پي آورد.
به هر حال من سوره اي مي آورم صرفا از آن جهت كه شايد نمونه اي عملي ايشان را به خود آورد والا مباد كه در چنين دور باطلي غلطيم.

سوره رستاخيز (مدت زمان نزول 7 دقيقه)

به نام آنكه سراسر خير و پاكي است
*ز تو از رستاخيز پرسند*بگو روزي بس سترگ*فرخنده روزي براي نيكوكاران*و دهشتناك هنگامي براي بدكاران است*همگان را فراخوانم*و كردار همه را بپردازم* انديشه هاي نيك را پاداش نيكو دهم*و كردارهاي نيك را بهره صد چندان كنم*آنگاه بد كاران را فراخوانم*لرزان از خشم من* افتان و خيزان*به پيشگاهم در آيند*پرسم : مگر نهاد يزدانيتان از پندارهاي پليد تان زينهار نداد؟* وكدام پيامبر راستگو تر از نهادتان بود*روي سياه و شرم زده هيچ نگويند* پس گويمشان*همگيتان را بخشيدم*كه جز اين شايسته ام نيست*ولي نيكو كاران را به ديدار خويش بر شما برتري بخشم*آرامشي دشت را دربر گيرد*و هيچ جز گريه اي سوزناك زان بخشيدگان بر نيايد*

----------------------------------------------------------------------------

----------------------------------------------------------------------------

 

صفحه بعد