با
درود فراوان خدمت شما عزيزان
شايد
اين ايميل من بيشتر جنبه طنز داشته باشد.اما به اين وسيله مي خواستم آنچه را كه ما
سالها بدون انديشه جايگزين فرهنگ پر محتواي خويش كرده و فرهنگ خود را كنار گذاشته
ايم به هم ميهنان عزيزم متذكر بشوم.شايد اگر ما ايرانيها با آنچه در گاتاهاي زرتشت وجود دارد آشنا بوديم اينگونه اسير
خرافات نمي شديم.آنچه موضوع مورد بحث من در اين مقاله مي باشد.نگاه كردن به مقوله
بهشت و جهنم و همچنين خدا و مقايسه آن با آنچه زرتشت اين مصلح بزرگ درگاتا ها به
ما معرفي كرده است.
در
قرآن به مومنين وعده داده شده كه در سراي آخرت در بهشت
جايگزين شده و در آن تا ابد ماندگار خواهند شد.در بهشت جوي هاي آب و شير و عسل
روان است.و همينطور حوريان بهشتي كه هزاران بار باكره مي شوند وبه قول دستغيب سهم
هر مومن از اين حوريان 1000000 حوري بهشتي است.در اينجا چند سوال برايم مطرح شده.اول اينكه اگر در موجودات
دنيا فقط انسان هست كه بايد جواب پس بدهد .بز و زنبور در بهشت چه كار مي كنند كه
از شيرشان و عسلشان جويهاي شير و عسل جاري بشود.و همينطورآب از كجا وارد بهشت
شده.بهشت كه ماهيت مادي ندارد.جز اينكه تصور كنيم بهشت شبيه زمين هست .بايد دريايي باشد. ابري باشد تا جوي
آبي هم باشد.يعني مثل كره زمين.از اين كه بگذريم.مي خواهيم ببينيم آيا اين بهشت
كمال مطلوب يك انسان هست يا خير.
در
اين بهشت به تصوير كشيده شده در قرآن انسان فقط مي خورد و به امور جنسيش مي رسد.
(البته وعده حوريان بهشتي فقط به مرد ها داده شده و اينچنين وعدهاي
بخ زنها داده نشده شايد زن ها هم در آن دنيا مثل فاحشه هاي اين دنيا باشند .چون در
غير اين صورت به آن ها ظلم شده است )و همه چيز براي او مهيا هست.خوب پس ما در بهشت
تبديل به يك حيوان مي شويم.چون حيوان ها در جنگل پر درخت زندگي مي كنند.و هر بار و هر مقدار كه
بخواهند جفت گيري مي كنند.البته بعضي از حيوان ها تا اخر عمر با جفتي كه انتخاب
كرده اند زندگي مي كنند.جوي آب و حتي آبشار هم دارند.در جاهاي پر گل خوب عسل هم
هست .براي همين كه خرس ها عسل دوست دارند.نه غم هم نوعي نه فقري .چون همه مثل هم هستند دقيقا" عين
بهشت.توي اين بهشت خدا حوصله انسان سر خواهد رفت.اگر حوصلهات سر برود به پارك نمي
تواني بروي چون همه جا در بهشت مثل پارك هست.از اختراعات بشري هم در آنجا خبري
نيست.چون به هيچ چيز احتياج نداري.تازه نه جنگي وجود دارد.نه بيماري واگير داري نه
از كشف جديدي خبري هست كه
تو خبرش را از راديو تلوزيون بشنوي.چون همه چيز در آنجا در حد كمال هست.دلت هم
براي كسي تنگ نمي شود كه به ديدنش بروي .چون دلتنگي رنج است و در بهشت رنج نبايد
وجود داشته باشد.گيرم كه دلت هم تنگ شد و به ديدن يكي از دوست هاي بهشتي خودت رفتي.از چه چيزي مي خواهي با او صحبت
كني.آنجا همه انسان ها در حد كمال هستند و خوبند .غيبت نمي تواني بكني.آزار مادر
زن و مادر شوهر هم كه در انجا وجود ندارد كه پيش دوستت بخواهي درد دل كني.سياست هم
كه ديگر وجود ندارد.براي پول قرض گرفتن هم كه پيش دوستت نمي روي.چقدر خسته كننده هست اين بهشت.اما به
نظر من تنوع در جهنم بيشتر است.چون انواع و اقسام شكنجه ها انجا هست.به قول آقاي
دستغيب يك دمپايي ميكنند پات كه تا مغز سرت مي سوزد.صورتت مي سوزد و هر بار پوست
جديد در مي آورد.اين خدا در جايگاه هيتلر قرار دارد كه كوره آدم سوزي راه انداخت.اما با توجه به اينكه
گفته اند معاد جسماني است.شكنجه هاي جهنم اصلا" درد آور نيست .چون اين سوختگي
در جهنم از نوع درجه 3 هست.و به تا"ئيد پزشكان در سوختگي درجه 3 به علت اينكه
تمام عصب ها در سطح پوست قرار دارد.درد بسيار كمتر ازبقيه انواع سوختگي است.تازه جهنمي ها فقط زجر نمي
كشند.چون گفته شده كه براي حسرت خوردن.جهنمي ها بهشتي ها را خواهند ديد .يعني
اينكه جهنمي ها مرتب در حال ديدن فيلم سوپر هستند.چون با اين يك ميليون حوري كه
سهم هر مومن ميشود ديگر فرصت لباس پوشيدن هم ندارند.وقتي در جهنم فقط زجر را تجربه
كنيم .خوشي براي ما مفهومي
نخواهد داشت كه از نداشتنش زجر بكشيم.جهنمي ها پرستيژ بيشتري از بهشتي ها
دارند.چون بعضي ها فقط گناهشان الحاد هست.نه مال مردم خورده اند.نه در يك روز
هفتصد يهودي را سر بريده اند .نه به كاروان قريش حمله كرده اند.نه با زن اسيري كه
تازه شوهرو برادر و پدرش
را از دست داده.تجاوز كرده اند.بعضي از جهنمي ها گناهشان اين بوده كه مو هايشان را
نامحرم ديده.اينها به جهنم ميروند چون معتقد بوده اند كه انسان حد اقل آزاديش اين
است كه هر جور دوست داشت لباس بپوشد.او بايد مواظب مردها باشد يا مرد ها بايد مواظب خودشان باشند.و اينقدر حقير
نباشند كه از ديدن موي يك زن وسوسه بشوند.و قسمت ديگري از جهنمي ها زن هاي هنرمندي
هستند كه نامحرم صدايشان را شنيده.بعضي از جهنمي ها دليلي براي محكوميتشان به جز
مال اندوزي نيست.بعضي ها فقس گناهشان اين هست كه معتقد بوده اند خدا نبايد نيازي به نماز من داشته باشد
انسان هاي خوبي بوده اند فقط نماز نخواندند.
حال
ببينيم در برابر اين بهشت و جهنم و خداي جلاد. ما در فرهنگ خودمان چه چيزي را مي
توانيم جايگزين آن كنيم.زرتشت در گاتا ها مي گويد.خدا چيزي جز كسب فضايل نيك
نيست.هيچ وقت زرتشت به تو نگفت اين دنيا را رها كن. اين
دنيا بازيچه اي بيش نيست.بلكه دنيا براي امروز توست .بهشت چيزي به جز رسيدن به
آرامش نيست.كه اين آرامش در سايه گام گذاشتن در راه نيك هست.اين بهشت وقتي نصيب تو
خواهد شد كه خوشي ديگران را هم در كنار خوشي خودت بخواهي.او به تو نگفت كه ايمانت در گرو خواست خداست اگر
او بخواهد با ايمان خواهي شد و اگر نخواهد مشرك.بر گوشها و چشمانت مهر نزد تا
حقايق را نبيني.او گفت.تو آزاد افريده شدي كه به اختيار خود راه نيك يا بد را
برگزيني.اگر پيرو گفتار نيك پندار نيك و كردار نيك باشي بهشت از آن تو خواهد شد.كه بهشت چيزي به جز رسيدن به
آرامش روحي كه در سايه اعمال نيكت نصيبت شده نيست.و جهنم چيزي نيست به جز آنچه در
نتيجه اعمال بدت گريبانت را گرفته.و عذاب وجداني كه ترا راحت نمي گذارد.پس اي
انسان ها بياييد خوب باشيم نه به خاطر طمع رسيدن به بهشت.و بد نباشيم به خاطر ترس از جهنم.
پارميس
سعدي
دوست گرامی پارميس سعدی،
ضمن ابراز سپاسگزاری از نامه تان به شما ياد آوری می
کنيم که بهشت و جهنم مفاهيمی بسيار قديمی هستند که ريشه در بسياری از عوامل از
جمله نيازهای روحی انسان شرايط زندگی و کمبود های اين جهانی وی و همچنين
خواستگاههای نظام های جبّار وستمگر حاکم دارد. اسلام اين مفاهيم را از ديگر مذاهب
گرفته وبه آنها رنگ ولعاب بومی داده است. در دين رزتشت، نيز مانند ساير اديان، اين
مفاهيم وجود داشته است. از آن جمله است پلی (شبيه پل صراط ) برای ارواح پاک به
پهنای 9 نيزه و برای ارواح خبيثه از لبه ی تيع باريکتر و تيز تر است و از فراز آن
گناهکاران به قعر " لی" (جهنم) می افتند. به شما و ديگر دوستان ياد آوری
می کنيم که سايت کافر همه مرام ها و اديان ـ از جمله دين زرتشت ـ را به چالش می
طلبد. پيروز با شيد.
باخ