گـنـاهـکـا ر

 

به پيشگاه خـداونـد بـنـده ای  بـردنـد

که نامه ی عمل او تباه و درهم بـود

بگفت ازچه زابليس پيروی کـردی؟

بگـفـت پيروی او زعــهــد آدم بــود

بگفت بهر چه اينقد ر باده می خوردی؟

بگفت باده ی گلگون علاج هر غم بود

بگفت در پی زنهای هرزه می رفتی

بگفت بهر فقير ازدواج چون سم بود

بگفت سدّ هوس را به جهد نشکستی؟

بگفت آه ازاين سد که سخت محکم بود

بگفت ازچه نهادی به راه دزدی پای؟

بگفت خرج زياد ودرآمدم کم بود

بگفت به که ترا در جهنم اندازم

بگفت زندگيم بد تر از جهنم بود

 

ازابوالقاسم حالت